سرمقاله ابتکار/ کدام درست می‌گویند؛ اوباما یا کسینجر؟

سرمقاله ابتکار/ کدام درست می‌گویند؛ اوباما یا کسینجر؟

ابتکار/ «کدام درست می‌گویند؛ اوباما یا کسینجر؟» عنوان یادداشت روز روزنامه ابتکار به قلم سیدعلی محقق است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

در یکی دو روز گذشته دو چهره سرشناس آمریکایی دو اظهار نظر به ظاهر متفاوت و متناقض درباره نقش ایران در منطقه و جهان مطرح کرده اند. باراک اوباما رییس جمهور دموکرات و تولیت کنونی دستگاه حکومتی آمریکا در گفتگویی با شبکه خبری ان‌بی‌اس آمریکا درباره شرایط کنونی منطقه خاورمیانه و کشورهای اسلامی منطقه گفته است: «کاملا مشخص است که مشکل پیش روی آمریکا و متحدان سنی ما در منطقه، ایران یا موضوع شیعه و سنی نیست، بلکه افراطگرایی سنی است که خود را به شکل داعش نشان داده و بزرگترین خطر پیش رو است.»
همزمان هنری کسینجر دیپلمات معروف، مشاور اسبق امنیت ملی ایالات متحده آمریکا و وزیرخارجه سالهای دور آمریکا هم در بیانی برای روزنامه آمریکایی هافینگتون دیدگاهی عکس نظرگاه اوباما درباره نقش کنونی ایران در منطقه و مناسبات تهران و واشنگتن طرح کرده و گفته است که:»ایران تهدیدی بزرگتر از داعش برای آمریکاست چرا که ایران نفوذ بیشتری در خاورمیانه دارد و فرصتی بزرگ برای ایجاد یک امپراطوری در اختیار خواهد داشت.»
در نگاه اول به نظر می‌رسد که فاصله بین سخنان اخیر دیپلمات پیر و رییس جمهور کمابیش جوان آنچنان زیاد است که در عالم دیپلماسی نمی‌توان آنها را با هم جمع کرد و هر دو را با هم پذیرفت. به ناگزیر باید یکی یا هر دو را به طور کامل رد کرد و وقعی نگذاشت. تردیدی نیست که مقایسه یک کشور و یک گروه شبه نظامی و تروریستی قیاسی مع الفارق و ناجور است و از این منظر بیان اوباما و کسینجر در همان گام اول ایرادی اساسی دارد. چرا که در هیچ حالتی نمی‌توان عملکرد و موجودیت یک کشور دارای دولت، ملت و سرزمین و دارای ساختار اجتماعی حقیقى و ساختار سیاسی حقوقى را با گروهی از شبه نظامیان تروریستی مقایسه کرد که همه قواعد اخلاقی و قوانین حقوقی جامعه بین‌المللی را زیرپا گذاشته و ساختار وجودی آنها در هیچ قالب و تشکیلات تعریف شده‌ ای در جامعه جهانی نمی‌گنجد. اما اگر فرض را بر این بگذاریم که این دو در مقام پاسخ به خبرنگار و در راستای تبیین موضع (اوباما) و دیدگاه ( کسینجر) چنین اظهار نظری کرده اند، می‌توان فارغ البال تر به بررسی این دو نظر پرداخت.
اوباما در شرایطی خطاب به متحدان عرب و سنی مذهب خود، داعش را به درستی بزرگترین خطر خاورمیانه و جهان می‌خواند که تا همین اواخر، این مقام ارشد جهانی چنین نظری نداشت و حتی اگر کمیته تحقیقی به نیابت از جامعه جهانی برای یافتن دلایل و مقصران شکل گیری داعش مامور شود، بی‌شک انگشت اتهام گزارش این کمیته، بیش و پیش از هر کشور و عاملی به سمت واشنگتن و دفتر آقای اوباما در کاخ سفید نشانه خواهد رفت. نشان به آن نشان که از اوایل سال 2011 تا همین بهارامسال آمریکایی‌ها در راس گروه موسوم به «دوستان سوریه» بی توجه به هشدارهای ایران و برخی دیگر کشورها، بزرگترین حیات خلوت و چتر حمایتی را برای رشد و نمو خلافت اسلامی عراق و شام (داعش) مهیا کردند. تحلیلگران کاخ سفید و مشاوران آقای رییس جهور پس از سه سال خبط و خطا در تحلیل واقعیت‌های عراق و سوریه تازه به همان نظرگاهی رسیده اند که تهران مدت‌ها پیشتر به آن رسیده بود و بارها درباره مخاطرات بازی خطرناک ائتلاف غربی- ترکی – عربی در زمینی که ( سهوا یا عمدا) اقتضائات آن را نمی‌شناسند، هشدار داده بود. سرانجام هم همانطور که پیش بینی می‌شد سیر تحولات به گونه ای دیگر پیش رفت و اکنون اوضاع برای آمریکایی‌ها در منطقه چنان دگرگونه و مغلوبه شده است که اوباما به عنوان یک رئالیست به اقتضای شرایط از رویکرد جدید دولت خود به عنوان یک «تاکتیک ناگزیر» رونمایی می‌کند. رویکردی که می‌خواهد ایران، آمریکا و پایتخت‌های سنی- عربی را در یک جبهه واحد جانمایی کند. بر این اساس هیچ جای تعجبی نیست که آقای رئیس جمهور در مقام مجری دیدگاه رئالیست‌های آمریکا در حال پیدا کردن یک صفحه جدید در روابط با ایران است تا از طریق آن از مهلکه داعش و جغرافیای باتلاق گونه عراق و سوریه عبور کند.
رسانه‌های آمریکایی همزمان با سخنان اوباما تحلیل جدید هنری کسینجر درباره داعش را هم تیتر و برجسته کردند. از کسینجر به عنوان یکی از استراتژیست‌های ارشد آمریکا نام برده می‌شود. کسینجر و اوباما اگرچه هر دو مورد وثوق رئالیست‌ها در مقایسه با ایده‌آلیست‌های آمریکایی هستند، اما طی شش سال اخیر همواره نشان داده است که در تفسیر و تحلیل چگونگی اتخاذ سیاست خارجی کاخ سفید و نحوه برخورد این کشور با مسایل بین‌المللی با آقای رییس جمهور اختلاف نظرهای گاه عمیق دارد. او همان کسی است که در سالهای گذشته و در دوران حضور محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کنونی کشورمان در سازمان ملل یک نسخه از «کتاب دیپلماسی» خود را به او هدیه داده و در صفحه نخست آن به رسم یادبود نوشت: «تقدیم به دشمن قابل احترام، ظریف»
برای تفسیر دیدگاه هنری کسینجر درباره ایران شاید بهتر این باشد که نوع نگاه او به جایگاه آمریکا در جهان پس از جنگ جهانی دوم و چگونگی مواجهه واشنگتن با خاورمیانه در دهه‌های اخیر را بازخوانی کنیم. کسینجرِ برآمده از دوران اوج شوروی سابق، جنگ سرد و سالهای جنگ ویتنام، عادت کرده است که موجودیت آمریکا به عنوان یک قدرت برتر جهانی را مشروط به دو قطبی ماندن جامعه بین‌الملل بداند. از این رو است که همواره تداوم قدرت نمایی و شرط حیات واشنگتن را موکول به وجود دشمن یا دشمنانی بزرگ در قامت یک امپراتوری می‌کند. بر همین اساس و برپایه نظریه سلطه، او از آنجا که ایران را به طور قطع سلطه پذیر نمی‌داند، دشمن و خطر بزرگ احساس می‌کند و واقعگرایانه به قدرت منطقه ای وعمق استراتژیک ایران در خاورمیانه و شمال آفریقا و حتی آمریکای جنوبی نیز اعتراف می‌کند. با در نظر گرفتن همه این اسباب بزرگی است که در گفتگو با خبرنگار روزنامه آمریکایی هافینگتون نه به عنوان یک تاکتیک ناگزیر که به عنوان یک استراتژی ایران را در مقایسه با خطر کوتاه مدت داعش به عنوان یک دشمن بزرگ( با تعریفی که گفته شد) و در مقیاس یک امپراتوری بلندمدت تحلیل می‌کند و در اهدای کتابش به آقای ظریف از او به عنوان «دشمن قابل احترام» یاد می‌کند.

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «سرمقاله ابتکار/ کدام درست می‌گویند؛ اوباما یا کسینجر؟» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات