داستان‌های واقعی/ گلوله ای برای شهادت

داستان‌های واقعی/ گلوله ای برای شهادت

خراسان/ عبدالحسین همیشه توی نوک حمله بود و همیشه می رفت توی دل آتش؛ آتشی که از زمین و آسمان می بارید. بعضی وقت ها، فرماندهان بالاتر می خواستند مانعش شوند که این قدر بی پروایی نکند، ولی حریفش نمی شدند. همیشه می گفت: شما غصه جون منو نخورین، تا خدا نخواد هیچ اتفاقی نمی افته.می گفت: یک گلوله ای روش نوشته شده برونسی، فقط اون گلوله است که میاد و می خوره به پیشونی زندگی من؛ هیچ گلوله دیگه ای نمیاد. مطمئنم.

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «داستان‌های واقعی/ گلوله ای برای شهادت» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات