آزاده صمدی: زیبا فراتر از دخترهای سریال های تلویزیونی بود

آزاده صمدی: زیبا فراتر از دخترهای سریال های تلویزیونی بود

اعتماد/ گفت وگو با آزاده صمدی به بهانه ایفای نقش او در سریال«انقلاب زیبا»:
اگر بازی در نقشی را قبول می کنم حتما در آن چیزی وجود دارد که من را به ایفایش ترغیب می کند. ممکن است این میل به ترغیب شدن بلافاصله بعد از بازی در یک سریال تلویزیونی در من ایجاد شود یا اینکه 10 سال طول بکشد، این طور نیست که برای آن برنامه ریزی کنم.
آزاده صمدی درست مانند شخصیت ‎هایی که بازی می کند در مصاحبه هم جسور است. خیلی خوب بلد است صادقانه یک گفت وگو را مدیریت کند. می گویم مدیریت صادقانه به این خاطر در عین حال که در بحث مشارکت می کند و به سوالات با دقت جواب می دهد، سعی می کند پاسخ هایش را هم طوری بدهد که سوال بعدی در امتداد خواسته های خودش باشد. دلیل صادقانه بودنش هم این است که اهل شعارهای کلیشه یی نیست و خودش را پشت ایده های روشنفکری یا حرف های نخ نما پنهان نمی کند. او عاشق بازی در نقش های متفاوت است و می گوید پای این عشقش هم ایستاده و حاضر است با کم کاری تاوانش را هم بپردازد. هر چند که این موضوع را هم انکار نمی کند حضور هومن سیدی همسر سابقش در کنارش به او برای ایفای نقش های متفاوت سینمایی اش در فیلم هایی «نظیر آفریقا» و«سیزده» کمک کرده است. بهانه این مصاحبه سریال«انقلاب زیبا» و نمایش «p2» بود هر چند که در این میان پیرامون مباحث دیگر هم به گفت وگو نشستیم.
در طول سال های اخیر همیشه تلاش کردید خودتان را از قاب تلویزیون بیرون بکشید، این موضوع حتی در جنس بازی های تان هم وجود دارد و نقش هایی که تاکنون ایفا کردید، همیشه متفاوت از زنان دیگر تلویزیون بوده و رگه هایی از روح طغیانگری در آن به نظر می رسد. این ردپایی که در نقش هایتان وجود دارد برگرفته از خود واقعی تان است؟
بالاخره هر بازیگری بخشی از خودش را در نقش هایش خرج می کند و انتخاب او برای یک نقش برگرفته از فیزیک، چهره و صدایش است. به همین خاطر نشانه هایی از خود واقعی او ممکن است در نقش هایش دیده شود اما فارغ از این موضوع همیشه سعی می کنم در نقش هایی که به من پیشنهاد می شود به نوعی قالب های کلیشه یی را بشکنم وموقعیت های متفاوتی را تجربه کنم. متاسفانه طی سال های اخیر اکثر شخصیت زن سریال های تلویزیونی ما شبیه به هم شده است و همین موضوع کار را برای یک بازیگر سخت می کند که بخواهد از این قالب تکراری خودش را دور کند و با وجود همه شرایط بازی متفاوتی را از خودش ارایه دهد.
مشکلی که در سریال های تلویزیونی ما وجود دارد بحث قصه های تکراری و شعارزده است و زمانی که پای زن ها هم به میان می آید، میزان این شعارزدگی چند برابر می شود، راه دور زدن این کلیشه چیست؟
همان طور که خودتان اشاره کردید به دلیل عدم خلاقیت اکثر نقش هایی که ما بازی می کنیم به شدت شبیه به یکدیگر شدند و کم پیش می آید که با یک نقش خلاقانه به واسطه یک فیلمنامه خوب روبه رو شویم. همین مساله باعث می شود که بسیاری از نقش های ما ناخودآگاه شبیه به هم شوند اما خب آن چیزی که برای من همیشه در انتخاب نقش هایم مهم بوده، فیلمنامه خوب است. هر چند که همیشه با دقت خاصی تیمی را که قرار است با آن کار کنم مورد بررسی قرار می دهم. خوشبختانه در «انقلاب زیبا» کارگردان و نویسنده، این امکان را در اختیارم قرار دادند که بتوانم دیالوگ ها را مال خودم کرده و صرفا راوی آن دیالوگ ها نباشم. این موضوع باعث می شد که سعی کنم بیش از پیش خودم را به زیبا نزدیک سازم و سعی داشتم همه چیز را از فیلتر ذهن او عبور دهم تا از این طریق همه چیز برای مخاطب باورپذیر و نقش از حالت کلیشه یی و تک بعدی خارج شود.
با این اوصاف فکر می کنید جدا از مبحث فیلمنامه، عدم انعطاف پذیری کارگردان و حتی نویسنده باعث می شود که نقش های تلویزیونی ما از حالت باورپذیری خارج شود؟
خب این یک بخش از ماجراست اما بخش مهم به شمار می رود. وقتی بازیگر این اجازه را دارد که نظرش را پیرامون نقشی که قرار است ایفا کند به راحتی بیان کند در نتیجه در مورد آن نقش بیشتر فکر می کند و سعی دارد دیالوگ ها را به نوعی اندازه دهانش سازد. اما خب بخش دیگری از ماجرا هم جدا از محدودیت ها به بحث سوژه انتخاب قصه ما بازمی گردد. معمولاسازندگان تلاش می کنند با کمترین ریسک کارشان را انجام دهند به همین خاطر سراغ موضوعات کلیشه یی می روند، شما اگر بسیاری از فیلم و سریال های چند سال اخیر تلویزیون ما را مورد بررسی قرار دهید متوجه می شوید که جنس زندگی، نوع روابط و حتی دیالو گ هایی که بین شخصیت فیلم ها رد و بدل می شود فارغ از زندگی روزمره ما است، همین غیرواقعی بودن و دوری ها باعث شد تصمیم بگیرم در نقش هایی بازی کنم که حداقل رنگ و بوی رئالیته را دارند.
یعنی فکر می کنید زیبا به دخترهای امروزی شباهت دارد؟
صرفا بحث شباهت به لحاظ موقعیت زندگی مطرح نیست بلکه بحث این است دیالوگ هایی که او با اطرافیانش دارد، نوع کارکردن، عاشق شدن و... از زندگی دختران و زنان جامعه دور نیست و با خودمان فکر نمی کنیم که او دیگر از کجا آمده، چرا این طور حرف می زند، شوخی هایش چقدر لوس است و...
جایی از قول شما خواندم به قدری درگیر نقش زیبا شده بودید که حتی در مورد طرز لباس پوشیدنش هم با طراح لباس و کارگردان صحبت کردید؟
من وقتی یک نقش را بازی می کنم تا زمانی که درگیر ایفای آن هستم به شدت درگیرش می شوم و پیرامون جزییات آن نقش فکر می کنم. درمورد زیبا هم همین موضوع وجود داشت، مضاف بر اینکه همان طور که پیش تر هم اشاره کردم تعامل خوبی با سازنده های کار داشتم به همین خاطر ساعت ها در مورد امور جزیی او حتی لباس پوشیدنش حرف می زدیم، او مدیر بود و از نظر ما یک مدیر باید آراسته و منظم لباس می پوشید اما خب وقتی نیمه دوم زندگی او در سریال شروع شد ما شاهد تغییراتی هم در زمینه پوشش او بودیم.
شما با سریال «راه بی پایان» به شهرت رسیدید و دیده شدید اما بعد از آن به سینما رفتید و سعی داشتید آنجا دست به تجربه گرایی بزنید وی به دنبال آن همواره نیم نگاهی هم به تلویزیون دارید توجه تان به تلویزیون به این خاطر است که شهرت تان را بیشتر شارژ کنید تا مخاطبان عام چهره تان را فراموش نکنند یا...
در اینکه تلویزیون یک رسانه همه گیر است و از طیف بیشتری از مخاطب در قیاس با سینما برخوردار است تردیدی وجود ندارد اما خب من هیچ وقت به دنبال شارژشهرتم به قول شما از طریق تلویزیون نبودم. اگر این موضوع برایم اهمیت داشت قطعا حضور را در این رسانه پررنگ تر می کردم. من همیشه دغدغه بازی در نقش های متفاوت را دارم و حاضرم تاوان این علاقه ام را با کم کاری بپردازم. اگر بازی در نقشی را قبول می کنم حتما در آن چیزی وجود دارد که من را به ایفایش ترغیب می کند. ممکن است این میل به ترغیب شدن بلافاصله بعد از بازی در یک سریال تلویزیونی در من ایجاد شود یا اینکه 10 سال طول بکشد، این طور نیست که برای آن برنامه ریزی کنم و بگویم مثلاسه سال یک بار در این رسانه به خاطر دیده شدن بیشتر حضور پیدا می کنم.
طی سال های اخیر در سینما این شانس را داشتید که نقش های متفاوتی را بازی کنید، در «آفریقا» و «سیزده» کاراکترهایی را ایفا کردید که در نوع خودش بسیار چالش برانگیز بود؟
همین طور است، نقشی که در آفریقا بازی می کردم به دلیل شرایط خاصی که کاراکتر داشت دچار نوعی روان پریشی می شد که در نوع خودش بسیار جذاب بود و جای کار زیادی داشت. نقش سامی در سیزده را هم بسیار دوست داشتم، دختری که به واسطه دشواری هایی که در زندگی اش پشت سر گذاشت خودش را جای پسرها جا می زند، خیلی وقت ها دلم برای نقش سامی تنگ می شود.
جالب این است که بیشتر این نقش ها را هم در فیلم هومن سیدی بازی کردید؟
بالاخره من و هومن به دلیل زندگی مشترکی که با هم داشتیم، وقت زیادی را صرف تماشای فیلم دیدن می کردیم و در مورد آثار مختلف ساعت ها با هم حرف می زدیم و به نوعی با افکار و توانایی های هم آشنایی داشتیم. همین موضوع باعث می شد که او در آن مقطع تصمیم بگیرد این نقش ها را به من بسپارد اما من این قاعده تفاوت را حتی در سایر نقش هایم هم لحاظ کردم نمونه اش هم «طبقه حساس» کمال تبریزی بود.
این طور که شنیدم این روزها هم درگیر بازی در نمایش «p2» هستید؟
بله، من علاقه زیادی به بازی در تئاتر دارم و از هر فرصتی برای حضور روی صحنه استفاده می کنم. «p2» نمایش بسیار جذاب و چالش برانگیزی بود و بازی کردن در آن برای من جذابیت های زیادی را داشت چرا که این امکان را به من می داد تا وارد فضای تازه یی شوم.
علت حضورتان در صحنه تئاتر چه بود، می خواستید توانایی تان را از طریق حضور روی صحنه ارتقا دهید؟
مجموعه تمام این حس ها بود، من به تئاتر بسیار علاقه مند هستم و زمانی که حضورم روی صحنه دچار وقفه می شود، دلم برای آن تنگ می شود و حس می کنم چیزی را گم کرده ام به همین خاطر تصمیم می گیرم که دوباره روی صحنه بیایم تا از این طریق هم دلتنگی هایم مرتفع وهم اینکه بر اندوخته هایم درعرصه بازیگری افزوده شود.

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «آزاده صمدی: زیبا فراتر از دخترهای سریال های تلویزیونی بود» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات