سرمقاله اطلاعات/ ائتلاف یا کارناوال بزرگ؟!

سرمقاله اطلاعات/ ائتلاف یا کارناوال بزرگ؟!

اطلاعات/ «ائتلاف یا کارناوال بزرگ؟!» عنوان یادداشت روز روزنامه اطلاعات به قلم ابوالقاسم قاسم زاده است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

سرویس‌های امنیتی غرب (آمریکا و انگلیس) آمار داده‌اند که حداقل نیروهای داعش ۲۵ هزار و حداکثر ۳۲ هزار نفرند که از سوریه تا عراق حضور دارند. نیروی هوایی ندارند، فاقد نیروی دریایی‌‌اند و سلاح‌‌های آنها به جز تعداد معدودی تانک و توپ و نفربرهای زرهی، سبک و نیمه‌سنگین است. بخش قابل ملاحظه‌ای از این نیروی ۳۲ هزار نفری تدارکاتی هستند. رسانه‌های غربی هنگامی این گزارش سرویس‌های امنیتی از توان داعش را پخش کردند که اوباما فرمانده ارتش آمریکا که آن را قویترین در جهان می‌دانند، فرمان تشکیل یک ائتلاف بزرگ بین‌المللی برای مقابله با داعش را صادر کرد. ابتدا وزیر خارجه آمریکا از چند کشور عربی دیدن کرد و در ریاض جلسه‌ای با ۱۰ کشور عربی تشکیل داد و در پایان اعلام کرد این ۱۰ کشور همراه آمریکا کلید تشکیل ائتلاف بزرگ را زده‌اند. از پی آن، در یک نشست بزرگ در پاریس که به قول رسانه‌های غربی ۴۰ نماینده از کشورهای مختلف از جمله ۵ عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل در آن حضور داشتند ائتلاف بزرگ بین‌المللی علیه داعش را رسمیت بخشیدند. همه رسانه‌های غربی چنان هیاهو به راه انداختندکه گویی فرمان جنگ بین‌المللی در عراق و سوریه داده شده است تا ۳۲ هزار نیرو از یک گروه تروریستی به نام داعش را سرکوب و نابود سازند! جالب توجه این که آمریکایی‌ها گفته‌اند این جنگ طولانی است و حداقل ۳ سال زمان می‌برد! سربازان آمریکایی فعلاً در این جنگ به طور مستقیم حضور نخواهند داشت و فقط با بمباران‌های هوایی، مسیر نابودی داعش دنبال می‌‌شود. عملیات هوایی آمریکایی‌ها هنگامی انجام می‌گیرد که ارتش عراق در صحنه حضور دارد و تا اینجای کار همه اذعان دارند که پیشروی‌های داعش را سد کرده‌ است و هرگونه تحرک میدانی آنها را نابود می‌سازد!

پرسشی که برای نگارنده با چنین اطلاعات داده شده از رسانه‌های غربی پیش آمده است و با شما خواننده عزیز در میان می‌گذارم، این که آیا هیاهوی آمریکا از ریاض تا پاریس، تشکیل یک ائتلاف است یا به راه انداختن «کارناوال» بزرگ!؟

در نوشته‌های گذشته محک از چند هفته گذشته مشکوک بودن اهداف آمریکایی‌ها از نمایش چنین کارناوالی اختصاراً شرح داده شد. آمریکایی‌ها که می‌گویند، بزرگترین و دقیق‌ترین سرویس امنیتی ـ نظامی را در اختیار دارند تاکنون به پرسش مردم در سراسر جهان، که چگونه این همه «دلار» و «اسلحه» در اختیار یک گروه تروریستی به نام داعش قرار گرفته است، کمترین اطلاع یا پاسخی نداده‌اند! علاوه بر آن همه می‌پرسند در حالی که عراق در تحت حفاظت امنیتی ـ نظامی آمریکا بوده است، «داعش» با ۲۰ هزار نیرو چگونه توانست نزدیک به ۳۵ درصد از خاک عراق را اشغال کند؟ چرا آمریکایی‌ها هفته‌ها درباره چنین تهاجمی «سکوت» اختیار کردند و برخی از دولت‌های عربی همسو با آمریکا در منطقه زبان به تائید آنها گشودند و متهم ردیف اول در قدرت‌نمایی گروه تروریستی داعش شدند؟ وقتی داعش به سرعت و پی در پی عملیات نظامی و چریکی انجام می‌داد. شهرها و روستاهای عراق را یکی پس از دیگری به تصرف در می‌آورد، دختر صدام و «عزت‌‌الدوری» معاون اول صدام با اعلام همبستگی با داعش که تا نزدیک «بغداد» رسیدند و در خبرها از نام (داعش ـ بعثی) خبرسازی و تبلیغ وسیعی می‌کردند، چرا از کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا خبری نبود؟ در آن روزها که دختر صدام از قطر پیام داد «به زودی در بغداد در کنار هموطنان عراقی خود خواهم بود.!». سعودی‌ها، اماراتی‌ها و قطری‌ها جشن گرفتند که داعش به کناره مرزهای ایران رسیده است و بغداد سقوط خواهد کرد. نوری‌المالکی (نخست‌وزیر سابق) که در انتخابات آزاد پارلمانی عراق، پیروزی بزرگی به دست آورده بود، موضوع روز و یکباره همه ملامت‌ها متوجه او شد و عراق را فاقد دولت مرکزی معرفی کردند و حل مشکل را کناره‌گیری مالکی از قدرت دانستند. این سناریو از هجوم داعش تا امروز چگونه اجرا شده است که اکنون همه احساس خطر می‌کنند و مشکل را فقط اعلام ائتلاف بزرگ ـ بخوانید کارناوال بین‌المللی به رهبری آمریکا ـ دانسته‌اند!؟

نگارنده بر این باور است که ریشه‌ها را باید در استراتژی دولت آمریکا دید و از واقعه تلخ ۱۱ سپتامبر بررسی کرد. چند روز بعد از آن حادثه، جرج بوش رئیس جمهوری وقت آمریکا در سخنرانی خود خطاب به مردم جهان گفت: «آمریکای ناامن مساوی با جهان ناامن است.» کمتر از یک دهه این سیاست مبدل به «آمریکای امن مساوی با خاور میانه ناامن» شد. امواج تروریستی از داخل کشورهای اروپایی و آمریکایی به درون خاورمیانه انتقال پیدا کرد. سراسر خاورمیانه که روزگاری غربی‌ها می‌گفتند مرکزیت تولید تروریست است، مبدل به مرکز انواع و اقسام گروه‌های تروریستی و عملیات آنها شد که اوج آن را در سوریه شاهد بوده و هستیم. آمریکایی‌ها هنوز از «سیاست تغییر رژیم» در خاورمیانه دست برنداشته‌اند و از همه گروه‌های تروریستی از جمله داعش والنصره و دیگر گروه‌های تکفیری در سراسر منطقه در راستای استراتژی «آمریکای امن مساوی با خاورمیانه ناامن» است بهره می‌گیرند. رژیم صهیونیستی همسو با این استراتژی غرب، روش‌های سیاسی، امنیتی و نظامی خود را اعمال می‌کند. همین نگاه است که «نتانیاهو» نخست‌وزیر اسرائیل در هفته‌های اول از ظهور خشونت‌های تروریستی داعش، خطاب به اوباما گفت: دولت اوباما نباید دخالتی در این جریان داشته باشد و برای سرکوب گروه‌های تروریستی در کشورهای مسلمان خاورمیانه اقدامی کند. دو دشمن ما (دولت‌ها و گروه‌های تروریستی) یکدیگر را می‌کشند! از این بهتر نمی‌شود!»

حالا آمریکایی‌ها می‌گویند طرح جدید برای سرکوب «داعش» که به قول خودشان اول و آخر آنها حداکثر ۳۲ هزار نفرند، حداقل سه سال طول خواهد کشید و صحنه عملیات و بمباران‌ها از وسعت خاک عراق تا اردن و سوریه را در بر خواهد گرفت. فرض را بر این بگذارید که داعش از عراق به سوریه عقب‌نشینی کند و بخشی از شهرهای شرق سوریه آلوده به حضور آنها شود، یا به کناره‌های مرزهای عربستان و اردن بروند؛ پرسش این است که محصول این بمباران‌ها چه خواهد شد؟ اوباما در سخنرانی خود گفت که دولت سوریه (بشاراسد) را قانونی نمی‌داند. رئیس جمهوری آمریکا بار دیگر تاکید کرد «بشاراسد به عنوان رئیس جمهوری سوریه از نظر آمریکا وجاهت قانونی ندارد.» بسیاری از محافل سیاسی غرب بعد از این سخنرانی اوباما گفته‌اند، از مسیر سرکوب داعش، هدف نهایی ساقط کردن دولت بشاراسد است! طرح «آزادسازی» بخشی از خاک سوریه و اعلام دولت مستقل که بلافاصله غرب (آمریکا و همراهان او در اروپا) آن را به رسمیت خواهند شناخت هنوز دنبال می‌‌شود. از نشانه‌‌های آن، اختصاص ۵۰۰ میلیون دلار به مخالفان بشاراسد است که بلافاصله بعد از سخنرانی اوباما از سوی آمریکا اعلام شد. گروه تروریستی «النصره» در سوریه هم با آمریکایی‌ها و هم با اسرائیلی‌‌ها کار می‌کند.

سیمای خاورمیانه در چنبره سیاست استراتژیکی «آمریکای ‌امن مساوی با خاورمیانه ناامن» گرفتار شده است. متأسفانه دولت فرصت‌طلب پوتین (روسیه) نیز به جای سیاست خاورمیانه امن و باثبات، به گونه‌ای دیگر از «خاورمیانه ناامن» بهره می‌گیرد. مشکل روس‌ها در خاورمیانه این است که در این منطقه جای پای مستحکم ندارند و از آشفتگی که سیاست‌های غلط آمریکا ایجاد می‌کند، فرصت به دست می‌آورند. کارناوال بزرگ به نام ائتلاف بین‌المللی به جای تثبیت امنیت و ثبات در منطقه، بحران‌های جدیدی را می‌آفریند که بیشترین منافع آن برای صهیونیست‌هاست. صهیونست‌ها امنیت و بقای خود را در ناامنی کشورهای پیرامونی خود و در سراسر کشورهای مسلمان در منطقه خاورمیانه جستجو می‌کنند. جمهوری اسلامی ایران اگرچه شرکت در این کارناوال (ائتلاف) را رد کرده است، اما از سیاست‌های آمریکا غافل نیست و مرحله به مرحله آن را رصد می‌کند.

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «سرمقاله اطلاعات/ ائتلاف یا کارناوال بزرگ؟!» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات