رصد روزانه تحلیل های رسانه های داخلی و خارجی/ نگاه گاردین به حملات هوایی در سوریه

رصد روزانه تحلیل های رسانه های داخلی و خارجی/ نگاه گاردین به حملات هوایی در سوریه

رصد/ یادداشت پیش رو در پایگاه تحلیلی«رصد» منتشر شده وانتشار آن در آخرین خبر الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.


الف: لابی سنگین سوداگرانِ زمین و مسکن، کارِ خودش را کرد

احمد توکلی

درصد خانوارهای دارای مسکن ملکی در شهرها به طور مداوم کم و کمتر می‌شود. به طوری که در سال ۱۳۶۵، ۷۰درصد خانوارهای شهری مسکنِ ملکی داشتند، اما این نسبت به ۵۶ درصد در سال ۱۳۹۰ کاهش می‌یابد.
خانوار‌های جدیدی که متقاضی خانه اجاره‌ای بوده‌اند، در دهه اول انقلاب، هشت درصد خانوارهای جدید را تشکیل می‌دادند، ولی در پنج ساله ۸۵-۹۰ به ۵۰درصد خانوارهای جدید رسید.
در بازار اجاره مسکن، دو عامل بازدارنده برای اجاره‌نشینی وجود دارد؛ یکی مدت اجاره کوتاه است که جابجایی‌های مکرر را بر مستأجران تحمیل می‌کند و دیگری اجاره بهای سنگین که اغلب با کسب ودیعه بالا همراه است. این دو عامل به اضافه علاقه ایرانیان به مسکن ملکی، علی‌القاعده باید تقاضای اجاره‌نشینی را کاهش دهد.
در حالی که طی ۲۵سال گذشته ۱۱میلیون و ۷۳۰هزار مسکن جدید ساخته شده است، تنها تعداد پنج میلیون و ۵۰۰هزار خانوار بر دارنگان مسکن ملکی اضافه شده است، یعنی تنها ۴۸درصد متقاضیان مسکن طی این مدت مسکن را برای استفاده شخص خواسته‌اند.
۵۲درصد متقاضیانی که مسکن را به دست آورده‌اند، نگاه سرمایه‌ای به مسکن داشته‌اند، این دسته خود به دو دسته تفکیک می‌شوند: کسانی که مستغلات‌داری را راهی برای حفظ ارزش دارایی خود می‌شمارند، ولی آن را اجاره می‌دهند. این‌ها، عرضه در بازار اجاره‌نشینی را تقویت می‌کنند. دسته دوم که به مسکن نگاه سرمایه‌ای دارند؛ می‌خرند تا بفروشند و از اختلاف قیمت فروش با قیمت خرید، سود ببرند. اینان میل به احتکار دارند، چرا که تجربه به آنان ثابت کرده است که تأخیر در فروش، قیمت دارایی آنان را سریع‌تر از افزایش سطح عمومیِ قیمت‌ها افزایش می‌دهد.
طی سال‌های ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۰، شاخص قیمت مسکن ۸.۶۵ برابر شده است در حالی که شاخص کل ۵.۹ برابر شده است.
سوداگری با سودآوری زیادی که دارد، عامل اصلی افزایش هزینه تمام‌شده زمین و مسکن و از آن طریق افزایش اجاره‌بها است، و به شکل خودافزایی، سرمایه‌ها را از بخش کسب‌وکار (از جمله تولید و ساخت مسکن) به خود جلب می‌کند و چرخه باطلی را در پی دارد.
افزایش قیمت محصولات حاصل از کسب‌وکار، افزایش سطح عمومی قیمت‌ها (چون افزایش قیمت در این بخش بیش از سطح کل افزایش قیمت‌ها است)، افزایش حرمان بین زوج‌های جوان و تبعات تلخ اجتماعی ـ سیاسی آن، تشدید بی‌عدالتی و نابرابری درآمدِ ناشی از سودهای بادآورده و کاهش سطح رفاه اکثریتِ مردمی که یا اجاره‌نشین‌اند یا با اقساط سنگین خانه‌دار می‌شوند، به دلیل سهم بالای هزینه تأمین مسکن در درآمد محدودشان، از دیگر تبعات این سوداگری است.
مطالعات علمی و تجربیات عینی، راه‌حل را در وضع مالیات بر عایدیِ حاصل از سوداگری می‌دانند. مالیات سه وظیفه مهم بر عهده دارد ۱) تخصیص بهینه منابع ۲) کاهش نابرابری ۳)کسب درآمد برای دولت.
اعمال مالیات وقتی مؤثر است که سود سوداگری را به زیر سودِ کسب‌وکار مولد بکشاند. حتی اگر نرخ‌های مالیاتی جوری باشد که سود دو بخش، برابر شود، باز تأثیر کافی ندارد. زیرا در بخش کسب‌وکار زحمت و ریسک زیادی وجود دارد.
پیشنهاد کمیسیون در ۱۳سال، نرخ مالیات بر عایدات ناشی از سوداگری را به ۳۰درصد می‌رساند، یعنی هیچ! در حالی که پیشنهاد من رسیدن به این نرخ طی ۵سال بود. نرخ این مالیات در کشورهای دیگر ۴۰ تا ۶۰درصد است.
از همان شروع بحث، لابی سنگین سوداگران قدرتمند آغاز شد و در نهایت با اعمال نفوذ سوداگران، حتی همان پیشنهاد کم‌خاصیت هم حذف شد!
الف: چند نکته درباره نه نمایندگان به مالیات بر عایدی سرمایه در بخش مسکن

آقای دکتر داودی، معاون اول دولت نهم در روزهای اول آن دولت، بیان کرد که ما به دنبال آن هستیم که همه بانک‌های اطلاعاتی کشور را تجمیع و همه را متصل به کد حقوقی مجموعه‌ها و کد ملیِ افراد کنیم.
هر چند این موضوع با دستور توقف توسط رییس‌جمهور، پایان نافرجامی داشت، اما اثبات نمود که چنین اقدام بزرگی، نه تنها نشدنی، بلکه ظرف چند هفته قابل تحقق است.
در جریان تلاش دولت یازدهم برای حذف افراد متمول از دریافت یارانه‌ها و در حالی که بیش از ۳۵سال استفاده غیرعادلانه از بیت‌المال صورت گرفته است، این موضوع با چند استدلال به کناری گذاشته شد. رئیس محترم مجلس در جملاتی عجیب، شناسایی دهک‌های بالای جامعه را از حساب‌های مالیاتی و بانکی افراد، تجاوز به حریم خصوصیِ افراد یاد نمود.
اگر حاکمیت قرار نیست به اطلاعات درآمدهای مردم دسترسی داشته باشد، چگونه می‌خواهد مالیات اخذ کند؟ رئیس سازمان امور مالیاتی کشور می‌گوید ۶۰درصد اقتصاد کشور مالیات پرداخت نمی‌کنند. بماند اینکه همین ۴۰درصد چه میزان از مالیاتی را که حقیقتاً بایست پرداخت نمایند، اکنون می‌پردازند.
بهانه نمایندگان برای حذف کلی دریافت مالیات بر عایدی مسکن این بود: “باید بانک جامع اطلاعاتی از املاک و صاحبان املاک وجود داشته باشد.” و “در صورت تصویب این قانون، قیمت مسکن تا ۳۰درصد افزایش می‌یابد و نرخ تورم هم افزایش خواهد یافت.”
۶۰درصد ظرفیت واحدهای تولیدیِ فعال در کشور معطل مانده است و تولیدکننده امروز می‌داند اگر شانس بیاورد، حداکثر حدود ۳۰ تا ۴۰درصد نرخ بازگشت سرمایه خواهد داشت. با وجود این همه ریسک و سختی، ما از تولیدکنندگان ۲۵ درصد مالیات اخذ می‌کنیم، اما از دلالی مسکن هیچ!
موضوع مالیات عایدیِ مسکن، از تفاوت خرید و فروش مسکن محاسبه می‌شود، و حتی اگر طی ۱۰ سال مسکنی فروخته نشود، از این نوع مالیات معاف است. در صورت اجرای آن، نه تنها سبب تورم نخواهد شد، بلکه به شدت در کاهش فضای حبابی بازار مسکن و هدایت نقدینگی به بخش تولید مؤثر خواهد بود.
امروز ۷۰درصد تقاضای سرمایه در بازار مسکن سوداگرانه، و تنها ۳۰درصد آن تقاضای مصرفی است.
مولای متقین در زمان حکومتش یکی از سه اقدامش این بود که مشکل مسکن را حل نموده بود.
تسنیم: گذار به ژئوپلتیک

مهدی محمدی

تمامی مجوزهای اعطاشده در زمینه تماس با طرف آمریکایی صرفاً درباره موضوع هسته‌ای بوده و هیچ مجوز جدیدی صادر نشده است.
همان مجوز پیشین هم نه با این اعتقاد که تماس با آمریکا برای نتیجه‌بخشی مذاکرات مفید است، بلکه از این رو صادر شده است که یک بار دیگر روشن شود از طریق بده بستان و نشست و برخاست با دشمنی کینه‌توز چون آمریکا نه فقط مسئله‌ای حل نمی‌شود، بلکه بر مشکلات افزوده هم خواهد شد.
کانال ارتباطی مستقیم با آمریکا، آنها را درباره میزان پای‌بندی ایران به اصول انقلابی و انگیزه و توان ایستادگی‌اش دچار اشتباه محاسباتی می‌کند و همین اشتباه به افزایش فشار بر ایران منجر خواهد شد.
نتیجه‌ای که واشینگتن گرفته این است که عملاً راه برای مذاکره با ایران درباره همه مسائل روی میز گشوده شده و برخی هم میل چندانی به حریم نگه داشتن در این خصوص ندارند.
تن دادن به مذاکرات منطقه‌ای با آمریکا ، به نفع کدام طرف است؟ آیا ما مشکلی داریم که بناست آمریکایی‌ها آن را برای ما حل کنند یا اینکه آنها گرفتار گردابی شده‌اند که آنها را مجبور کرده مانور تعامل ژئوپلتیکی با ایران بدهند؟ و اگر ما مشکلات آمریکا را حل یا حتی سبک کنیم، بعد آنها با ما چه خواهند کرد؟
ایران و آمریکا امروز در منطقه، نه راهبرد مشترک دارند و نه منافع مشترک. حتی تاریخی خوشایند از همکاری مشترک هم میان آنها وجود ندارد. منافع آمریکا اساساً بر تحریک و تشدید گسل‌های قومی و سیاسی در منطقه استوار شده تا مداخله را توجیه کند؛ در حالی که راهبرد ایران در نظر گرفتن مداخله خارجی به عنوان اصلی‌ترین سرمنشأ مشکلات منطقه و تلاش برای پایان دادن به آن است.
به لحاظ عملیاتی، هیچ چیزی در رفتار آمریکا وجود ندارد که ایران را متقاعد کند یک درگیری واقعی با داعش در جریان است. مهم‌ترین دلیل این است که آمریکا در استراتژی تازه اعلام‌شده خود به همه چیز پرداخته، جز به مسئله اصلی، یعنی تأمین و تجهیز داعش از سوی بازیگران منطقه‌ای.
گذار از مذاکرات هسته‌ای به مذاکرات ژئوپلیتیکی، یکی از راهبردی‌ترین خطاها خواهد بود. اگر صرفاً از منظر مذاکراتی هم به مسئله نگاه کنید، همیشه باید بخشی از برگ‌ها را روی میز گذاشت و بخشی را نزد خود محفوظ داشت، والا وقتی همه چیز را روی میز می‌گذارید، عملاً این پیام را به طرف مقابل خود داده‌اید که سخت نیازمند معامله‌اید. آن وقت است که فرآیند بی‌پایانِ ارزان خریدن آغاز خواهد شد؛ ضمن اینکه ایران در منطقه سرمایه‌هایی دارد که مطلقاً قابل معامله نیست، و آمریکایی‌ها اگر مذاکره می‌کنند، هدف‌شان دقیقاً تمرکز بر همین سرمایه‌هاست.
دیپلماسی ایرانی: چالش‌های پیش روی روحانی در سفر به نیویورک

المانیتور/ باربارا اسلاوین

عدم اطمینان در مورد مذاکرات هسته‌ای می‌توانست منجر به صرف‌نظر کردن روحانی از شرکت در مجمع عمومی امسال شود. البته روحانی نشان داده بود که نمی‌خواهد همانند احمدی‌نژاد باشد که در هر هشت سالی که رئیس‌جمهور بود، در جلسات مجمع عمومی شرکت کرد و دیپلماسی نامنظم و شکست‌خورده خودش را دنبال می‌کرد.
برخلاف سال قبل، مقامات ایرانی شانسی برای دیدار با اوباما قائل نیستند. از آن جایی که اوباما یک روز زودتر از روحانی در مجمع عمومی صحبت می‌کند، شانس کمی برای دیدار اتفاقی در راهروهای سازمان ملل وجود دارد. مسئله دیگری که منجر به شباهت بیشترِ سفر روحانی به احمدی‌نژاد خواهد شد، مواجه شدن وی با انتقاد از سیاست‌های داخلی ایران به ویژه مسائل حقوق بشری است. به ویژه آنکه مقامات ایران نتوانستند جیسون رضائیان، خبرنگار واشینگتن‌پست و همسرش را قبل از سفر روحانی به آمریکا آزاد کنند.
دیپلماسی ایرانی: تبعات شکست مذاکرات هسته‌ای ایران با ۱+۵

لوبلاگ

ایران قطعاً از این موضوع آگاهی دارد که همزمان با افزایش تنش با روسیه، ایالات متحده در حال مبارزه با گروه داعش است. ایالات متحده و متحدانش به وضوح ترجیح می‌دهند که بحران جدیدی با جمهوری اسلامی ایران نداشته باشند، آن هم هنگامی که به کمک ایران برای مبارزه با داعش نیازمند هستند.
ایالات متحده قطعاً می‌داند که حسن روحانی رئیس‌جمهور ایران به دنبال میراثی سیاسی و ارزشمند با استفاده از لغو تحریم‌ها است.
اگر سیاست‌گذاران آمریکایی فکر می‌کنند می‌توانند به روحانی فشار بیاورند، اشتباه می‌کنند. در گزارش تازه مرکز ویلسون اشاره شده که در صورت شکست مذاکرات هم، روحانی گزینه‌هایی در اختیار دارد؛ و با توافقی که به محافظه‌کاران این بهانه را بدهد که وی برنامه مستقل هسته‌ای را از بین برده است، موافقت نخواهد کرد.
همان طور که نظرسنجی اخیر نشان می‌دهد، این مسئله به وضوح در ایران دیده می‌شود که به برنامه هسته‌ای به عنوان نشانه‌ای از غرور و افتخار ملی نگاه می‌کنند. مردم ایران از دستورات غرب در قبال برنامه هسته‌ای حمایت نمی‌کنند.
اوباما در دو سال پایانی ریاست‌جمهوری‌اش و به دنبال توافق است، ولی جانشین وی از هر حزبی که باشد، میل کمتری به توافق با ایران خواهد داشت. در آن صورت، فشارهای رژیم اسرائیل برای مواجهه مستقیم میان ایالات متحده و ایران افزایش پیدا خواهد کرد.
مشرق: آیا محمدخاتمی با تشکیل سه حزب به عرصه سیاسی کشور باز می‌گردد؟

مرداد و شهریور امسال را می‌توان یک ماراتن سیاسی برای جبهه دوم خرداد جهت اتخاذ تصمیم‌گیری‌های کلان تشکیلاتی و نحوه نوسازی و بازسازی ساختار سیاسی آن دانست.
دور جدید فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی جبهه دوم خرداد جهت برون‌رفت از انسداد موجود با تشکیل سه حزب “اتحاد ملت ایران اسلامی” ، “جوانان اصلاح‌طلب ایران اسلامی” و”ندای ایرانیان” کلید خواهد خورد و محمد خاتمی به عنوان عنصر تصمیم‌ساز و پدر معنویِ این سه تشکل جدیدالتأسیس، کار هدایت و پشتیبانی آنها را بر عهده خواهد داشت.
مقرر شده است اعضای شورای مرکزی احزاب جدیدالتأسیس در فضایی به دور از تنش‌ها و شعارهای تند سیاسی، در مرحله نخست اقدام به اعلام موجودیت در فضای رسانه‌ای کرده، و سپس فرایند فشار و لابی‌های پنهان برای کسب مجوز از وزارت کشور را دنبال نمایند.
به اعتقاد محمد خاتمی، چنانچه جبهه دوم خرداد نتواند تا انتخابات دهم مجلس شورای اسلامی و همچنین مجلس خبرگان سال ۹۴ به یک هژمونی و تجدید ساختار سیاسیِ مطلوب برسد، آخرین بقایای پایگاه اجتماعی خود را تقدیم جریانات رقیب، به ویژه دولتی‌ها خواهد کرد.
بر این اساس، محمد خاتمی در نخستین گام، مأموریت راه‌اندازی تشکیلات سیاسی ـ اجتماعی “ندای ایرانیان” را به یکی از مشاوران و دیپلمات‌های مشهور دولت اصلاحات سپرد تا صادق خرازی که برخوردار از پایگاهی مطلوب در درون حاکمیت می‌باشد، کار شناسایی، جذب و سازماندهی نیروهای جوان، بانشاط، آرمان‌گرا، میانه‌رو و عمل‌گرا را آغاز نماید. همچنین افرادی همچون بهزاد نبوی نیز از سوی خاتمی مسئولیت نظارت و هدایت و کنترل آنها را بر عهده خواهند گرفت.
پس از نقش‌آفرینی حزب منحله مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب و مجمع روحانیون در فتنه ۸۸، که با پرچم‌داری عناصری چون محمد خاتمی اتفاق افتاد، به نظر می‌رسد بازگشت به قدرت و کسب کرسی‌های مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری با استمداد از احزاب و تشکل‌های سفید، در دستور کار برخی متهمان سیاسی قرار گرفته است.
نیویورک‌تایمز (NY Times): اجداد داعش

در چند سال گذشته شاهد روی کار آمدن قدرت‌های جدیدِ بسیاری از شورشیان اسلام‌گرا بوده‌ایم؛ بوکوحرام در غرب آفریقا، الشباب در شرق آفریقا، امارت اسلامی در قفقاز و البته گروه مرسوم به دولت اسلامی در خاورمیانه؛ این جنبش‌ها نه‌تنها برای جنگ مقابل غرب، بلکه برای برپایی حکومت الهی به وجود آمده‌اند.
این گروه‌ها از برخی جهات با جنبش‌های احیاگرایان دین اسلام در قرن ۱۸ام، از جمله وهابیون شبه‌جزیره عربستان و جهادیون بزرگ قرن ۱۹ام، مشابهت دارند؛ اصول و راه‌هایی که این گروه‌ها می‌پیمایند، یکی است.
دولت اسلامی هم همانند دیگر گروه‌های شورشی اسلامی است، اما با این تفاوت که این گروه با بکار بردن راهبردهای نوین، خود را در زمره گروه‌های تروریستی مدرن قرار داده است؛ استفاده از ساختارهای مدرن و رسانه‌ها برای تبلیغات و دست‌یابی به بازارهای سیاه برای فروش نفت، دارا بودن نظام قضایی، شبکه مالی و غیره.
گاردین (Guardian): نگاه گاردین به حملات هوایی در سوریه

حملات هوایی به مواضع دولت اسلامی در سوریه نشان‌دهنده برداشتن گام نگران‌کننده دیگری در خاورمیانه است. چگونه می‌توان در مقابل کشتار شهروندان، سرنوشت گروگان‌ها و احتمال انجام عملیات‌های تلافی‌جویانه خونین در خاک ایالات متحده و اروپا، کنار گذاشتن قانون بین‌الملل و تأثیر نامشخص این حملات در منازعات سوریه، این‌گونه راحت عمل کرد؟
مقامات و سربازان آمریکایی به تکرار اعلام داشته‌اند که مرز میان عراق و سوریه به‌کلی برداشته شده است؛ این عاقلانه نیست که داعش را در یک نقطه بمباران کنیم و آن‌ها به مکان دیگری گریزان شوند.
ایران و عربستان سعودی باید برای نابودی این هیولا [داعش] با یکدیگر همکاری کنند و در قلب این مبارزه، روابط میان سنی و شیعه را به حالت آرامش درآورند.
فارین پالسی (Foreign Policy): آیا با حملات هوایی حزب‌الله و ایالات متحده در سوریه، ما وارد جنگی بزرگ در خاورمیانه شده‌ایم؟

حمله هوایی ایالات متحده و حزب‌الله در سوریه و سرنگونی یک هواپیمای جت سوریه توسط اسرائیل، صحنه‌ای عجیب و غریب برجای گذاشته است. با اینکه درگیری ایالات متحده در سوریه خبر بزرگی است، اما حملات پهپادهای مسلح حزب‌الله، نمای بیشتری در تاریخ خواهد داشت.
این اولین مرتبه‌ای است که یک گروه، نه یک کشور، از پهپادهای مسلح برای حمله به‌طور موفقیت‌آمیز استفاده کرده است؛ این امر گامی مهم در کاهش فاصله ظرفیت‌های تکنولوژی کشورهایی چون ایالات متحده و گروه‌های شبه‌نظامی‌ای چون حزب‌الله شمرده می‌شود.

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «رصد روزانه تحلیل های رسانه های داخلی و خارجی/ نگاه گاردین به حملات هوایی در سوریه» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات