سیاست روز نوشت: گذشته‌شناسی، درک آینده، کسب موفقیت

سیاست روز نوشت: گذشته‌شناسی، درک آینده، کسب موفقیت

سیاست روز/ متن پیش رو در سیاست روز منتشر شده و انتشار آن در اخرین خبر الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

دور تازه مذاکرات هسته‌ای ایران و ۱+۵ با آغاز شصت و نهمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک برگزار می‌شود. محمد‌جواد ظریف وزیرخارجه کشورمان به اتفاق سایر اعضای تیم هسته‌ای ایران وارد نیویورک شده اند و قراراست در ناهار کاری میان ظریف و کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، برنامه این دور از مذاکرات تنظیم شود. این هفتمین دور از مذاکرات ایران و ۱+۵ برای دست یافتن به توافق جامع هسته‌ای است. مذاکراتی که اواخر بهمن ۱۳۹۲ و پس از اجرای توافق ژنو در وین آغاز شده است. ششمین دور مذاکرات نیز در حالی به مدت حدود ۳ هفته در وین برگزار شد که تصور می‌شد تا قبل از پایان مهلت اجرای توافق ژنو دو طرف ممکن است روی یک توافق نهایی به نتیجه برسند اما سرانجام توافق جامع حاصل نشد و این مذاکرات برای چهار ماه دیگر تمدید و مقرر شد مذاکرات دو تا سه هفته بعد، از سر گرفته شود که در این فاصله رایزنی‌های دوجانبه‌ای بین تیم مذاکره‌کننده ایرانی و اعضای ۱+۵ انجام شد.

لازم به نظر می‌رسد تیم مذاکره‌کننده ایرانی در مذاکرات هسته‌ای؛ نکاتی را که در ذیل خواهد آمد مدنظر داشته باشند:
۱- گذشته‌شناسی، مقدمه بسیار مناسب و معتبری برای فراهم کردن زمینه‌های درک آینده و کسب موفقیت در آن است. با در نظر داشتن آنچه رهبری در مورد خروج‌های کلان مذاکرات یعنی استمرار و عدم تغییر خصومت‌ها و دشمنی‌های آمریکا با ایران اسلامی حتی در این مذاکرات مستقیم و دو‌جانبه ایران - آمریکا مطرح فرمودند، نقشه راه ما می‌تواند این باشد که مذاکرات هسته‌ای توافق جامع را صرفاً باید به عنوان یک مذاکره «هسته‌ای» دید. از این‌رو، امید بستن به مراودات دیگر یا سراب مسائلی دیگر به ویژه اگر موجب انعطاف و تعدیل رفتاری، مطالبه‌گری و امتیازگیری در عرصه هسته‌ای باشد، مطلوب نخواهد بود و سناریو تعاملات فراهسته‌ای را نمی‌توان در قبال تعدیل مطالبات و حقوق مسلم هسته‌ای تعقیب کرد. البته، باید و نبایدها در این زمینه، دارای قالب کلان و کلی است و نفیاً یا اثباتاً به گمانه‌زنی‌های گذشته و جاری ارتباط ندارد. مهم این است که نظرات و دیدگاه‌های رهبری را نقشه راهی برای راهبری صحیح و اطمینان بخش دیپلماسی هسته‌ای بدانیم. تطبیق این کل‌ها برجزئیات و اتخاذ تدابیری که خاص و منطبق بر عینیات باشند، به صلاحیت و صلاحدید کارگزاران روابط خارجی مربوط می‌شود.
۲- یکی از مهم‌ترین گزاره‌های راهبردی که در بیانات رهبری و در‌خصوص چشم‌انداز دیپلماسی هسته‌ای قابل‌توجه و بهره‌گیری است، این است که «آمریکایی‌ها اکنون در موضع ضعف بیشتری قرار دارند». این امر، نتیجه حمایت‌های آمریکا از رژیم صهیونیستی در جنگ غزه است. به تعبیر دیگر، پیروزی مقاومت در برابر این همه حمایت‌های غرب که به معنای پیروزی محور مقاومت از جمله ایران است، باید در صحنه مذاکرات دیده شود. ایران که اکنون دست بالاتری را در منطقه دارد، باید از دستاوردهای این پیروزی که به ضعف آمریکا منجر شده است، در محتوا و شکل پیش بردن مذاکرات بهره بگیرد. نباید این دستاوردها را مورد اغماض قرار داد و از نظر دور داشت.
۳- کشورهای طرف مذاکره ایران که صاحبان غول‌های رسانه‌ای جهان هستند، سعی دارند با استفاده از بلندگوهای خود بر روند گفت‌وگوها تأثیر بگذارند و فضای خارج از این مذاکرات را در افکار عمومی هم مدیریت کنند و طبعاً آنچه در اذهان و افکار نقش می‌بندد، چیزی است که رسانه‌ها می‌سازند، نه همه آنچه که در جلسات رخ داده است. در این میان جمهوری اسلامی ایران که طرف اصلی این مذاکرات است هم نیازمند یک برنامه و راهبرد عملیاتی رسانه‌ای است تا بتواند در مدیریت فضای درونی و بیرونی مذاکرات تأثیرگذار باشد و در کنار جبهه حساس هسته‌ای، سنگر رسانه‌ای آن را نیز مدیریت کند.
۴- موضوع دیگری که در همین باره باید به‌ طور مداوم مورد توجه قرار گیرد، این است که مسئولان مذاکرات و مقامات ارشد دولتی باید در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها و مواضع مختلف خود همواره از تعامل مثبت ایران و لجاجت طرف مقابل سخن بگویند تا در صورت شکست احتمالی گفت‌و‌گوها افکار عمومی در داخل و خارج بدانند که جمهوری اسلامی ایران حسن‌نیت خود را نشان داد، اما زیاده‌خواهی طرف مقابل کار را به شکست کشاند.
۵- در دشمنی آمریکا و طبیعی بودن این رفتار آنها نباید تردید کرد اما انفعال و ضعف برخی از مسئولان امر در موضع‌گیری‌ها، نگرانی و تردید جدی را به دنبال دارد که چرا و تا کی مسئولان ما در مقابل زورگویی و گردنکشی دشمن، به کلمات فانتزی و بی‌کاربرد اکتفا می‌کنند!؟ اینکه در مقابل تحریم‌های وضع شده جدید و محدود کردن راه مبادلات اقتصادی کشورمان، به این جمله اکتفا شود که «این اقدام با روح توافقنامه ژنو در تعارض است»! یا اینکه «ما تحریم‌های جدید را تحمل نمی‌کنیم»! و بعد، هم تحمل کنیم و هم به دنبال ادامه مذاکرات بی‌ثمر باشیم، پسندیده و معقول است؟ یعنی اجازه بدهیم دشمن گام به گام پیشتر بیاید و ما فقط بگوئیم این کار بدی است؟!
۶- اما روح توافقنامه چیست که عده‌ای از مغایرت تحریم‌های جدید با آن سخن می‌گویند!؟ اصلا توافقنامه ذی‌روح است!؟ در یک جمله و با استناد به سخنان مسئولان دیپلماسی کشورمان «اعتمادسازی» نقطه ثقل و به اصطلاح روح توافقنامه است. یعنی قرار بوده که در پایان شش ماه اجرای توافقنامه، طرفین، اعتماد نسبی به هم پیدا کنند و در اثر اجرای دقیق و بدون تردید این توافقنامه و جلب اعتمادها، گام‌های بعدی برداشته شود. ایران به گواهی اظهارات مقامات غربی و آژانس، به تمامی تعهدات خود عمل کرده و هرچه قرار بوده انجام بدهیم، با صدق و اخلاص انجام داده‌ایم، از اکسید کردن و تعطیل کردن و تعلیق کردن تا تعهدات نانوشته و اجرا شده دیگر! آنها هم تنها به بخشی از تعهدات بسیار اندک و کم‌ ارزش‌شان- در مقابل تعهدات وسیع و بسیار بسیار گرانقیمت ما - عمل کردند. بنابراین باید اعتمادشان جلب می‌شد. اگر چنین است پس تحریم‌ها و تهدیدهای جدید چه معنی دارد؟ در این مدت چه می‌خواسته‌اند که به آن نرسیده‌اند؟ و اگر بگویند هنوز اعتمادشان حاصل نشده، سوال مهم این است که کی و کجا این اعتماد حاصل می‌شود؟ اگر آنگونه که آمریکایی‌ها می‌گویند ۲۰ سال زمان لازم است تا اعتماد آنها جلب شود و پس از آن تحریم‌ها - آنهم احتمالا - رفع شود، باید باز هم فقط از روح توافقنامه سخن گفت!؟
۷- تیم هسته‌ای ایران تلاش دارد تا بلکه بتواند داستان هزار و یک شب بحران بین‌المللی هسته‌ای ایران را به سرانجامی برساند. اکنون بیش از ده سال است که از آغاز این بحران می‌گذرد. در این مدت ۴ دولت عوض شده‌اند. ۴ تیم مذاکره‌کننده تغییر کرده‌اند و حداقل سه بار سیاست، سمت‌گیری و گونه بازی ایران تغییر کرده است. در مورد طرف مقابل نیز اگرچه به علت تعدد مذاکره‌‌کنندگان نمی‌توان به صراحت از این تغییرات سخن گفت، اما به وضوح تغییرات فراوان را می‌توان در سیاست‌ها با تغییر در ترکیب سیاستمداران کشورهای طرف مذاکره دید. اما چرا پس از این همه تغییرات، هنوز این مذاکرات در فضایی از اما و اگر و ابهام و تردید در حال انجام است؟ علت تا این حد به درازا کشیدن بحران و بیم و امید کنونی را باید در این دید که ما با دشمن در حال مذاکره هستیم. در این نکته طنزی تلخ نهفته است. زیرا با دشمن مذاکره کردن بی‌معناست مگر در موضوع صلح یا آتش‌بس. دشمن از جنس جنگ و نابودی است. دشمن از جنس بازی با حاصل جمع صفر است. دشمن از جنس مرگ است. با دشمن اگر مذاکره‌ای به منظور پایان دشمنی شود، به صلحی ختم خواهد شد که دیگر دشمنی را بی‌معنا می‌کند و او دیگر دشمن نیست و اگر برای آتش‌بس باشد، تنها تیغ‌ها را در نیام فرو خواهد کرد تا دیگر باره دراولین فرصت از نیام خارج و از رو بسته شوند. جنس مذاکرات هسته‌ای ایران نیز از جنس صلح و دوستی نبوده و تنها برای آتش‌بس بوده است. اگر این مذاکرات در بهترین حالت خود به نتیجه‌ای منجر شود که سند نهایی ازآن بیرون بیاید، به آتش‌بسی منجر خواهد شد، که بازدربهترین حالت دشمنی را شاید برای مدتی به تعویق بیندازد و دیری نخواهد گذشت که یا بر سر همین موضوع یا موضوعی دیگر دو طرف در برابر هم قد علم خواهند کرد.
۸- این نکته باید مورد توجه باشد که تمام ادعای آمریکایی ها این است که ایران حاضر نیست اقداماتی برای اثبات صلح‌آمیز بودن فعالیت‌هایش انجام دهد، کسانی که اطلاع اندکی از روند مذاکرات یازده ساله دارند می‌دانند این ادعا تا چه حد خلاف واقع است اما مسئولین ایرانی باید بدانند که واقعیت این است که نه تنها بسیاری از مردم دنیا بلکه اکثر مسئولان کشورهای دنیا ازاین سابقه اطلاع چندانی ندارند و ایران به دلیل ضعف دیپلماسی عمومی در دوره‌های قبلی و پرده‌پوشی‌های تا حدی لازم آقای ظریف، این اطلاعات اعتمادآور را به آن‌ها منتقل نکرده است.
۹- از نقایص مهمی که می‌توان در تیم هسته‌ای فعلی برشمرد خط کشیدن بر کلیت آنچه تا پیش از این در پرونده هسته‌ای ایران وجود داشته است و استفاده نکردن از دستاوردهای فعالیت‌های آنان از انتقادات مهمی است که می‌توان به تیم فعلی وارد دانست در این زمینه نیز تیم هسته‌ای ایران در بازگشت به گذشته دستی پر برای اثبات حقانیت ایران و زیاده‌خواهی آمریکا دارد. آقای ظریف باید به دقت و حتی با ذکر جزئیات لیستی از اعتمادسازی‌های ایران و عدم همکاری‌های آمریکا را ارائه کند و به این دلیل که این موارد مربوط به رفتارهای عملی گذشته بوده، برای هر کارشناس منصفی روشنگر و قانع‌کننده است. مجال زیادی برای برشمردن و باز کردن همه مصادیق این موضوع وجود ندارد اما اجازه دهید چند تا ازآن‌ها را ارائه کنیم اهمیت و تاثیرگذاری این مصادیق در آن است که همگی توافقنامه‌هایی رسمی هستند که ایران آن‌ها را امضا کرده است و طرف مقابل یا با آن‌ها مخالفت کرده است یا درباره آن‌ها بدعهدی.
۱۰- بی‌اعتمادی عمیقی که میان ایران و غرب به وجود آمده علی‌رغم تلاش دولت روحانی در طی یک سال گذشته، چندان کاهش نیافته، بلکه تنها انتظارات طرف غربی از عمق به سطح آمده و بیان شده است چون در دوره احمدی‌نژاد اصولا مذاکره‌ای جدی با غرب وجود نداشت. در کنار این واقعیت، باید اذعان کرد که در حال حاضر اوباما بسیار علاقمند است که موافقتنامه جامع به امضا برسد زیرا وی در دوره دوم ریاست جمهوری‌اش به مردم آمریکا قول داده که تلاش می‌کند سه مشکلی را که آمریکا در خاورمیانه با آن روبرو است - و به زعم آنها مساله هسته‌ای ایران یکی از آنهاست - حل کند؛ ولی هنوز هیچ موفقیتی در این خصوص به دست نیاورده و این باعث نارضایتی طرفداران اوباما در جامعه آمریکا شده است. از طرف دیگر انتخابات کنگره آمریکا هم در پیش است و اوباما به برگ برنده‌ای برای پیروزی دموکرات‌ها در این مجلس نیاز دارد. با این وصف می‌توان گفت که در صورت انعطاف دو طرف و امضای موافقتنامه جامع بین ایران و غرب، وضعیت برد - برد شکل می‌گیرد و همین امیدواری‌ها را برای رسیدن به این وضعیت بیشتر می‌کند.

جان کلام
با این اوصاف به تاکید باید گفت مسیر حل حقوقی و فنی اختلاف با مسیر انحرافی که القا می‌شود کاملا متفاوت است. صرف نظر از اینکه دارندگان و کاربران تسلیحات کشتارجمعی حق اظهار نگرانی ندارند - و این را همواره باید با تاکید گفت - تضمین سلامت برنامه هسته‌ای ایران و عدم انحراف آن مسیر حقوقی و فنی مشخصی دارد و این تضمین نمی‌تواند هیچ ارتباطی به بازی‌های انحرافی نظیر تعلیق، فریز، کاهش حجم و سطح غنی‌سازی و افزایش به اصطلاح زمان ‌بریک آوت (گریز هسته‌ای) داشته باشد. چگونه است که آمریکا حق داشته در طول سال‌های گذشته ایران را به بمباران تاسیسات هسته‌ای تهدید کند اما مثلا ایران حق نداشته برای مصونیت، تاسیسات فردو را زیرزمین بسازد، حتی اگراین تاسیسات تحت نظارت آژانس فعالیت کند؟!ما بد عهدی و گروگان‌گیری‌های غرب را در عدم پرداخت حق‌السهم ۱۰ درصدی ایران از یورودیف فرانسه، ساخت نیروگاه بوشهر و تامین سوخت ۲۰ درصد راکتور تهران به تکرار آزموده‌ایم و بنابراین هیچ دلیلی ندارد توانایی ملی خودکفا برای تامین نیازهای خود را بلوکه کنیم و دست نیاز به سوی دولت‌های خبیثی بگشاییم که تحریم و فشار و زورگویی و باج‌خواهی، اخلاق تغییرناپذیر آنهاست.

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «سیاست روز نوشت: گذشته‌شناسی، درک آینده، کسب موفقیت» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات