فاطمه؛ چشمه جوشان کوثر/ بسته ویژه «آخرین خبر» به مناسبت ولادت حضرت زهرا (س)

فاطمه؛ چشمه جوشان کوثر/ بسته ویژه «آخرین خبر» به مناسبت ولادت حضرت زهرا (س)

آخرین خبر/ ای مضمون آب و آینه 
ای نجابت سبز
ای رایحه صبح
خورشید رو به تو نماز می گذارد
و مهتاب بر بوریای ساده تو به تمنا می نشیند
ای بلندای قامت سپیده!
ای صداقت محمد
ای زبان علی
ای اسطوره مهر
سلام بر صورت نیلی
سلام بر پهلوی شکسته
و سلام بر خسوف غمگینانه تو!
ای مفهوم سبز ولایت!
ای زهره!
ای زهرا!

سلام و درود خدا بر یگانه بانویی که در علم خدا یعنی جبرئیل امین بود. درود بیکران خداوند بر فاطمه(س) که بهجت قلب و نور چشم رسول (ص) وعرش الهی محبوب ملائکه مقرب وهم کلام با برترین آنان و حامل عزیزترین انسان ها در پیشگاه او بود ؛ وجودی که نور پیامبر (ص) سراسر او را احاطه کرده و شبیه ترین مردم در رفتار و کردار به رسول خدا بود.
این کیست که رسول خدا می فرماید: "به هنگام قیامت و صحنه محشر جبرئیل از طرف راست او و مکائیل در جانب چپ ، امیر المؤمنین علی بن ابیطالب سلام الله علیه در جلو او ، و دو آقا، جوانان اهل بهشت (حضرت امام حسن وحضرت امام حسین علیه السلام) در پشت سر او حرکت می کنند و این چنین با جلال و جبروت وارد محشر می شود و ندائی از جانب حق تعالی می رسد و ایشان را به خلائق معرفی می کند تا این که وارد بهشت شود و خداوند به او می فرماید از من درخواست کن تا به تو عطا فرمایم وهر آرزوئی که داری جامه عمل خواهم پوشاند و او در جواب خداوند عرض می کند ؛ تو بزرگترین آرزوی من بودی و هستی. و از خداوند تقاضا می کند که محبان مرا به آتش دوزخ مسوزان.
خداوند در جواب می فرماید : قبل از خلقت آسمان ها و زمین با خود عهد کرده ام که محبان تو را به آتش دوزخ نسوزانیم.
داستان حضرت فاطمه (س) ، داستان تاریخی و منحصر به فرد یک انسان پای بند به ارزشهای والای ایمانی و انسانی است که تا سر حد جان و توان مقید و متعهد به مبانی فکری و دینی خود بوده است . داستان او شرح دلپذیر عواطف بلند آسمانی و روایت رویای ایمان ، ایثار و اعتقاد انسانی است . داستان شنیدنی پارسایی، عفت و کرامت یک زن پیراسته و آراسته به آرایش روحی و معنوی است.
حکایت یک بانوی وظیفه شناس و یک همسرنمونه. ستونی است که کنار او آرامشگاه مرد زندگی است . قصه او شرح قناعت ها و بسندگی های دنیایی و دل بستن به زیور های حقیقی تر و ماندنی تر است . فاطمه (س) سمبل یک بانوی ارزشمند و الگو به لحاظ حضور ، مثبت و تأثیر گذار در محیط خانه و در محیط جامعه است. 

چگونگی ولادت ریحانه پیامبر و خدیجه:
در مورد چگونگی تولد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها اشاره می کنیم به حدیث مفضل از کتاب ارزشمند امالی شیخ صدوق که ماجرا را به صورت دقیق از زبان امام صادق علیه السلام نقل می نماید و ما را از بقیه سخنها و تواریخ بی نیاز می گرداند:
هنگامی که خدیجه با رسول خدا صلی الله علیه و آله ازدواج کرد، زنان مکه از وی کناره گیری کرده، رفت و آمد خود را با او قطع نمودند. خدیجه از این جهت غمگین شد تا چون به فاطمه حامله شد این جنین در شکم با خدیجه سخن می گفت و خدیجه را دلداری می داد.
چندی از این ماجرا گذشت تا هنگام وضع حمل فاطمه شد. خدیجه کسی را به نزد زنان قریش فرستاد و از آنها خواست تا به خانه او آیند و هنگام ولادت فاطمه او را کمک دهند. ولی زنان برای خدیجه پیغام دادند که تو به سخن ما گوش نکردی و با یتیم ابوطالب که مالی نداشت ازدواج کردی، ما نیز به کمک تو نخواهیم آمد.
خدیجه از این پیغام غمگین شد و در حال غم و اندوه به سر می برد که به ناگاه چهار زن گندمگون بلند قامت را که همچون زنان بنی هاشم بودند، مشاهده کرد که بر وی وارد شدند. خدیجه از دیدن ایشان نگران شد. اما یکی از آن چهار زن به سخن آمده، گفت: ای خدیجه نترس و محزون مباش که پروردگار تو ما را فرستاده و ما خواهران تو هستیم. من ساره همسر ابراهیم خلیل هستم و این آسیه دختر مزاحم (همسر فرعون) است که همدم تو در بهشت خواهد بود و آن دیگر مریم دختر عمران و چهارمی کلثوم دختر موسی بن عمران است. خدای تعالی ما را فرستاد تا در وضع حمل به تو کمک دهیم.
یکی از آنها طرف راست خدیجه و یکی طرف چپ او و دیگری روبروی او و چهارمی پشت سر او نشستند. در آن حال فاطمه سلام الله علیها متولد شد در حالتی که پاک و پاکیزه بود. چون روی زمین قرار گرفت، چنان نوری از او فروتابید که تمام خانه ها را نور داد و در مشرق و مغرب زمین جایی نماند مگر این که همه را روشن کرد و در آنجا تابید. در آن حال ده حورالعین وارد شدند که در دست هر یک از آنها تشت و ابریق بهشتی بود که در آن ابریقها آب کوثر بود و به آن زنی دادند که روبروی خدیجه نشسته بود. پس زهرا علیها السلام را با آب کوثر شست و شو داد و دو جامه سفید بیرون آورد که از شیر سفیدتر و از مشک و عنبر خوشبوتر بود. زهرا را به یکی از آنها پیچید و دیگری را مقنعه او قرار داد. پس حضرت به سخن درآمد و شهادت داد به رسالت پدر بزرگوار خود سیّد انبیاء و شوهر خود سیّد اوصیاء و فرزندان خود:
أشهد أن لا اله الّا اللَّه و أن أبی رسول اللَّه سیّد الانبیاء و أنّ بعلی سیّد الاوصیاء و ولدی سادة الاسباط؛
شهادت می دهم به یگانگی خدا و این که پدرم رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله آقای پیامبران است و شهادت می دهم به این که شوهرم سرور جانشینان و دو فرزندم سرور فرزندان هستند.
پس به هر یک از آن زنها سلام کرد و نام هر یک از آنها را بر زبان جاری کرد و زنان به روی او خندیدند و بشارت دادند و حورالعین نیز یکدیگر را بشارت دادند و بعضی از اهل آسمان بعضی دیگر را به ولایت آن معظمه مژده دادند و در آسمان نوری ظاهر شد که هرگز مانند آن را ندیده بودند.
زنها به خدیجه گفتند: ای خدیجه! این مولود را بگیر در حالتی که پاک و پاکیزه و فرخنده و برکت داده شده است در او و در نسل او. پس خدیجه او را گرفت در حالتی که خوشحال بود و سینه در دهان او گذارد و شیر جاری شد.
رشد و نمو فاطمه سلام اللَّه علیها از رشد خردسالان دیگر سریعتر بود.
 بدین ترتیب فاطمه متولد گردید و خدای تعالی این مولود با برکت را که نسل رسول خدا صلی الله علیه و آله از وی در دنیا به جای ماند، به آن حضرت عنایت فرمود و خود نیز چنان که در پاره ای از تفاسیر آمده، مژده آن را در سوره مبارکه کوثر به آن حضرت داد و برای دلداری رسول خدا و دلگرمی آن بزرگوار در برابر دشمنان سرسخت و نیرومندی چون عاص بن وائل سهمی یا ابوجهل و ابولهب که با درگذشت پسران پیغمبر او را «ابتر» و مقطوع النسل خواندند با کمال مهربانی و ملاطفت او را مخاطب ساخته فرمود:
إنا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر
به یقین ما به تو کوثر (و خیر و برکت فراوان) عطا کردیم. پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن. و بدان) دشمن تو به یقین ابتر و بریده نسل است.

زیبایی های حضرت فاطمه:
خوبیها و صفات برجسته، یا مربوط به ظاهر انسانی است که زبان، چشم، گوش، دست و پا، چگونه بگوید، ببیند، بشنود و عمل کند؛ که درستیِ کار اینها، بهترین معرفی شخصیت انسانها خواهد بود.
اما زبان فاطمه اطهر علیها السلام، آن چنان زبانی است که عایشه در باره اش می گوید: «زبانی راستگوتر از زبان فاطمه جز پدرش ندیده ام.»
«قالت عائشة: ما رَأَیْتُ اَحَداً قَطُّ اَصْدَقُ مِنْ فاطِمَةَ غَیْرَ اَبِیها».
اما چشم زهرا علیها السلام، آن چنان است که پدرش از بهترین چیزها برای زن از دخترش می پرسد: در پاسخ می گوید: زن مردی را نبیند، و مردی هم او را نبیند. مرد نابینایی از فاطمه علیها السلام اجازه ورود می خواهد. فاطمه علیها السلام خود را می پوشاند؛ نبی گرامی می فرماید: چرا خود را پوشانیدی؟ او که نمی بیند! در پاسخ پدر می گوید: او مرا نمی بیند ولی من او را می بینم؛ او استشمام بو می کند. پیغمبر که این سخن و حالت غیرعادی را از دخترش دید، فرمود: گواهی می دهم که تو پاره ای از من هستی.
اما گوش بتول، آن چنان گوشی است که زمانی دو آیه مربوط به جهنم به پدرش نازل می شود، پدرش سخت می گرید. فاطمه علیها السلام به پدرش می گوید: جانم به قربانت چرا گریه می کنید؟ 
نبیِّ اکرم می فرماید: به خاطر آن دو آیه. همین که فاطمه علیها السلام این سخن را می شنود، به زمین افتاده و می گوید: وای، پس وای بر آن کسی که وارد جهنم گردد.
اما دست راضیه، آن چنان بود که از بس دسته دستاس را چرخانده بود، دستش مجروح شده بود، و باز همین دست بود که در شب عروسیش پیراهن عروسی را به فقیر و مستمند داد، و چه بسیار کارهای خیر دیگری که همین دست انجام داده است.
«عَنِ الزُهَری قالَ: لَقَدْ طَحَنَت فاطِمَةُ بِنتُ رَسولِ اللَّهِ حَتّی مَجَلَتْ یَداها وَ طَبَّ الرَّحی فِی یَدِها».
اما پای مرضیه، آن چنان بود که حسن بصری گوید: عابدترین این امت، فاطمه علیها السلام است. چنان برای عبادت ایستاده بود که پاهایش ورم کرده بود. و عایشه می گوید: فاطمه راه می رفت به مانند راه رفتن رسول خدا. (ممکن است حدیث معنای وسیع تری داشته باشد.)
«الحسنُ البصریُّ: ما کانَ فِی هذِهِ الأُمَّةِ اَعْبَدُ مِنْ فاطِمَةَ کانَتْ تَقُومُ حَتَّی تَوَرَّم قَدَماها. عن عائشه قالت: اَقْبَلَتْ فاطِمَةُ تَمْشِی کَاَنَّ مَشْیَتُها مَشْیَة رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله».
 اما زیبایی جمال او و این روشنایی چهره زهرا علیها السلام بود که آن چنان می درخشید که در ماه رمضان بر روشنایی ماه فزونی داشت. روایات روشنایی چهره زهرا علیها السلام بسیار است.
امّا زیبایی اخلاق او و این اخلاقِ محدّثه بود که زمانی بانویی ده مسأله از مسائل نماز را، پی در پی از محدثه می پرسد، و آن حضرت همه را با گشاده رویی پاسخ می دهد.
"برگرفته شده از http://sedighe.ir"

کرامات و معجزات زندگانی حضرت زهرا (س):
 بهترین لباس عروس
تا حال چنین عروسى ساده اى ندیده بودم ! دور از هر گونه تجمل گرایى و ریخت و پاش ! اصلا شبیه عروسى هاى دیگر نبود.
مراسم در خانه عروس پایان یافته و طبق رسم شهر، نوبت آن بود که عروس ‍ به همراه چند زن ، تا منزل داماد همراهى شود. هر چه نگاه کردم زر و زیور و جواهراتى ندیدم ! اما به مناسبت عروسى ، عروس فقط یک پیراهن نو پوشیده بود! چادرش همان چادر قبلى و روسریش روسرى قدیمى بود!
حتى کفش نخریده بود!
زیر لب گفتم : خدایا! مبادا عروسى من چنین باشد! بالاخره من هم مثل هر دخترى ، آرزو دارم برایم عروسى مفصلى بگیرند و لباس عروسى بپوشم و خوش باشم !
غرق در این افکار بودم که سر و صداى زنانى که عروس را همراهى مى کردند، مرا به خود آورد. آنان از سادگى بیش از حد عروسى شگفت زده شده بودند.
بعضى مى گفتند: دختر پیامبر و چنین مراسمى ! خیلى عجیب است !
بعضى دیگر مى گفتند : زهرا آن همه خواستگار پولدار داشت ! پس چرا زن على شد!
برخى دیگر در جواب مى گفتند: قسمتش این طور بود! چه مى شود کرد؟ لابد در پیشانى اش این طور نوشته شده بود!
یکى از زنان حرف خوبى زد: مگر چه شده ؟ فاطمه با اختیار خودش ، از میان خواستگاران ، على را انتخاب کرد. حتى پدرش او را مجبور نکرد!
گویى حرفهاى زنان تمامى نداشت . میان همهمه زنان ، صداى ناله اى کوتاه و ضعیف ، توجه فاطمه (علیها السلام ) را به خود جلب کرد. همین تک ناله کوتاه کافى بود تا روى قلب او تاءثیر بگذارد.
ناگهان ایستاد و لحظه اى به فکر فرو رفت . شاید با خود مى گفت : بیا و امشب براى رضاى خدا برهنه اى را بپوشان ! براى تو عفت و پاکدامنى بهترین لباس است ! کمال در تقوا و دورى از مدپرستى است .
لباسش را به آن زن فقیر بخشید و با لباس قدیمى اش قدم به منزل داماد گذاشت .
از کار او غرق در تعجب شدم . خدایا! او در شب عروسى اش لباسش را بخشید!
زن بیچاره ، مثل آنکه دنیا را به او داده باشند، دستهایش را به سوى آسمان بلند کرد و مرواریدى از اشک بر گونه اش غلطید. اشک شوق زن فقیر، براى زهرا (علیها السلام ) بهترین هدیه بود
"حسین مظاهرى ، چهارده معصوم ، ص 36"

چهار سفارش مهم
حضرت فاطمه زهرا(س) می فرماید: در حالی که بستر خود را پهن کرده بودم، رسول خدا(ص) بر من وارد شد و فرمود: ای فاطمه، سر به بستر خواب مگذار مگر این که چهار عمل را انجام دهی: قرآن را ختم کن، پیامبران را شفیع خود قرار بده، اهل ایمان را از خویش راضی گردان و یک حج و عمره انجام بده.
پدرم این چهار دستور را داد و مشغول نماز شد. من هم در حالی که انجام این چهار کار را مشکل می دیدم، به فکر فرو رفتم و صبر کردم که نماز پدرم تمام شود و برای انجام آن اعمال راهنمایی بگیرم. وقتی نماز حضرتش به پایان رسید، عرض کردم: ای رسول خد، چهار دستور به من دادی که برای انجام آن در این وقت کم توانایی ندارم. آن حضرت لبخندی زد و بعد فرمود:
اگر (قل هو الله احد) را سه مرتبه بخوانی، مثل این است که یک ختم قرآن انجام داده ای;
و اگر بر من و پیامبران قبل از من صلوات بفرستی، همه ما روز قیامت شفیعان تو هستیم;
و اگر برای اهل ایمان از خداوند آمرزش بخواهی، همه آنان از تو رضایت مند خواهند شد;
و اگر بگویی: (سبحان الله والحمدلله ولا اله الا الله والله اکبر) مانند این است که حج و عمره انجام داده ای.
"مجله معارف اسلامی شماره 49"

پایه تخت و انگشتر بهشتى
روزى حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها از پدر خود، رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله تقاضاى یک انگشتر نمود؟
پیامبر اسلام به دخترش فرمود: آیا مى خواهى تو را به چیزى که از انگشتر بهتر است ، راهنمائى کنم ؟
هر موقع که نماز شب را خواندى ، خواسته خود را از خداوند در خواست نما که برآورده خواهد شد.
پس چون حضرت زهراء سلام اللّه علیها حاجت خود را از خداوند متعال طلب کرد، ندائى شنید:
اى فاطمه ! آنچه مى خواستى برآورده شد و هم اکنون زیر سجّاده جانماز مى باشد.
حضرت زهراء سلام اللّه علیها، سجّاده را بلند نمود و انگشترى از یاقوت زیر آن بود؛ برداشت و بسیار خوشحال گشت و خوابید.
در خواب دید که وارد بهشت شده است و سه ساختمان قصر زیبا، حضرت را جلب توجّه کرد؛ لذا سؤ ال نمود که این قصرها براى کیست ؟
پاسخ شنید: براى فاطمه ، دختر محمّد صلّلى اللّه علیه و آله مى باشد، حضرت داخل یکى از آن قصرها شد که بسیار مجهّز و زیبا بود، در این ، بین چشمش به تختى افتاد که سه پایه داشت ، سؤال نمود: چرا این تخت سه پایه دارد؟
گفته شد: چون صاحبش از خداوند انگشترى خواست ؛ پس یکى از پایه هاى این تخت براى او انگشترى ساخته شد.
چون صبح شد، حضور پدرش رسول خدا آمد و جریان خوابش را بیان نمود، حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله فرمود: فاطمه جان ! دنیا براى شما و پیروان شما آفریده نشده است ؛ بلکه آخرت براى شماها خواهد بود و بهشت وعده گاه ما و شما مى باشد.
و سپس افزود: این دنیا ارزشى ندارد، بى وفا و از بین رفتنى است و غرورآور و فریبنده خواهد بود.
هنگامى که حضرت زهراء سلام اللّه علیها به منزل خویش آمد، آن انگشتر را زیر جانمازش نهاد و از آن منصرف گردید.
و چون شب فرا رسید خوابید، در خواب دید که وارد بهشت شده است و همین که عبورش در آن قصر به همان تخت افتاد، دید که بر چهار پایه استوار گشته است ، وقتى علّت را جویا شد.
گفتند: صاحبش انگشتر را برگردانید و تخت به همان حالت اوّلیّه خود چهار پایه بازگشت .
"بحارالا نوار: ج 43، ص 47"

الجار ثم الدار!
امام مجتبى (ع ) مى گوید: در دوران کودکى شبى بیدار ماندم و به نظاره مادرم زهرا(س ) در حالى که مشغول نماز شب بود گذراندم .
پس از آنکه نمازش به پایان رسید متوجه شدم که در دعایایش یک یک مسلمین را نام مى برد و آنها را دعا مى کند خواستم بدانم که درباره خودش ‍ چگونه دعا مى کند.
اما با کمال تعجب دیدم که براى خود دعا نکرد.
فردا از او سؤ ال کردم : چرا براى همه دعا کردى امّا براى خودت دعا نکردى ؟
فرمود: یا بنى ! الجار ثم الدار.
پسرم ! اوّل همسایه بعد خانه !
"پیرامون انقلاب اسلامى ص 62"

حرام بودن آتش بر گوشت و خون دخت پیغمبر
روزى عایشه بر فاطمه (س) وارد شد، در حالى که آن حضرت براى حسن و حسین (ع) با آرد و شیر و روغن در دیگى غذاى حریره درست می کرد. دیگ بر روى اجاق و آتش می جوشید و بالا می آمد و فاطمه (س) آن را با دست خود هم می ‏زد.
عایشه با اضطراب و نگرانى از نزد او بیرون آمده، نزد پدرش ابوبکر رفت و گفت: اى پدر! من از فاطمه چیز شگفت‏ آورى دیدم، و آن اینکه دست به درون دیگى که بر روى آتش می جوشید برده، آن را به هم مى‏زد.
گفت: دخترکم! این را پنهان کن که کار مهمى است.
این خبر که به گوش پیامبر اکرم (ص) رسید، بر بالاى منبر رفت و حمد و سپس الهى را به جاى آورد، سپس فرمود:
همانا مردم دیدن دیگ و آتش را بزرگ شمرده و تعجب مى‏کنند. سوگند به آن کسى که مرا به پیامبرى برگزید، و به رسالت انتخاب فرمود، همانا خداى عزوجل آتش را بر گوشت و خون و موى و رگ و پیوند فاطمه حرام کرده است، فرزندان و شیعیان او را از آتش دور نمود، برخى از فرزندان فاطمه داراى رتبه و مقامى هستند که آتش و خورشید و ماه از آنها فرمانبردارى کرده در پیش رویش جنیان شمشیر زده، پیامبران به پیمان و عهد خود درباره‏ى او وفا می کنند، زمین گنجینه‏ هاى خودش را تسلیم او نموده، آسمان برکاتش را بر او نازل مى‏کند.
واى، واى، واى به حال کسى که در فضیلت و برترى فاطمه شک و تردید به خود راه دهد، و لعنت و نفرین خدا بر کسى که شوهر او، على بن ابى‏طالب را دشمن داشته به امامت فرزندان او راضى نباشد. همانا فاطمه، خود داراى جایگاهى است و شیعیانش نیز بهترین جایگاه‏ ها را خواهند داشت. همانا فاطمه پیش از من دعا می کند و شفاعت می نماید و شفاعتش علی رغم میل کسانى که با او مخالفت می کنند، پذیرفته می شود.
"فاطمه زهرا (س) شادمانى دل پیامبر، ص 152"

ایثار در پذیرایى از مهمان عرب
مهمان‏نوازى شوهر بستگى به ایثار و پذیرایى همسر او مى‏باشد، اگر امیرالمؤمنین على علیه‏السلام مهمان‏نواز بود و از نیامدن و نرسیدن مهمان محزون مى‏گشت، یکى از عواملش اطمینان خاطر از آمادگى و پذیرایى فاطمه علیهاالسلام بوده است(1).
روزى عربى مستمند که از گرسنگى در رنج بود به خدمت پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله رسیده، از درد گرسنگى به آن سرور شکوه کرد، حضرت نیز پیکى را به سراغ زنان خویش فرستاده، از آنان درخواست طعام کرد، ولى همگى گفتند: ما جز آب چیزى براى خوردن نداریم. رسول خدا طبق معمول از دیگر مسلمانان کمک خواست، که آن مرد گرسنه را مهمان خود کنند، باز طبق معمول على علیه‏السلام اظهار آمادگى کرد و عرب را به خانه آورد و از فاطمه علیهاالسلام در این باره کمک خواست. زهرا گفت: ما طعامى- جز به اندازه‏ى خوراک یک بچه- نداریم، ولى آن را به مهمان خود مى‏دهیم و خود در گرسنگى بسر مى‏بریم (2).
فاطمه علیهاالسلام با توافق امیرالمؤمنین، بچه‏ ها را بدون طعام- به هر طریقى بود- خوابانید و خود نیز گرسنه ماند و على علیه‏السلام چراغ را- به بهانه معیوب بودن- روشن نکرد و در تاریکى شب از مهمان پذیرایى نمود و او را سیر کرد و به مهمان چنین وانمود کرد که او نیز طعام مى‏خورد، تا مهمان متأثر نگردد.
شب به پایان رسید و صبح در مسجد حاضر شدند و با پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله دیدار نمودند. رسول خدا از دیدن على علیه‏السلام گریه کرد و گفت: دیشب ملائکه خدا از مهمان‏نوازى شما تعجب کردند و آیه نهم سوره‏ ى حشر: «و یؤثرون على انفسهم و لو کان بهم خصاصة» را در حق شما نازل کردند (3).
همین قضایا نشان می دهد که فاطمه علیهاالسلام تا چه مقدار ایثارگر بوده و چگونه فداکارى می کرده است.
منبع:
1ـ رئى امیرالمؤمنین علیه‏السلام حزینا فقیل له: مم حزنک؟ قال: لسبع اتت لم یضف الینا ضیف. (بحارالانوار ج 41، ص 28)
2ـ ما عندنا الا قوت الصبیله نؤثر ضیفنا.
3ـ بحارالانوار، ج 41، ص 28 و ص 34، و ج 36، ص 59.

نیایش ‏هاى خاصه فاطمه زهرا(س):
فاطمه‏ ى زهرا علیهاالسلام در کنار نماز و رکوع و سجود طولانیش، به دعا و نیایش می رداخت و در این میدان عارفانه، به قدرى پیش می رفت، که گویا همه‏ چیزها و نهان ها براى او پیدا بود، وى می توانست با مأمورین آسمانى که از دید دیگران نامریى و ناپیدا بودند، مذاکره و گفتگو کند و نادیده‏ ها را ببیند، و به جایى رسد که بین خالق و مخلوق پرده‏ ها و حجاب ها بی معنى باشد.
او از طریق دعا و نیایش، با نگرشى به درون خود توانست تمام امیال و شهوات مادى را کنار زند و با تجلى روح ملکوتى به قله‏ ى کمال، پرواز کند و با رسیدن به کمال مطلق، عالم خلقت را با «آیت بِاِذنى» به تسخیر خود درآورد و آنگاه همه چیز و همه جا به تصرف فاطمه علیهاالسلام درآید.
اگر فاطمه علیهاالسلام توانست ملائکه و مأمورین آسمانى را به خدمت استخدام کند و خازن بهشتى و جبرئیل و میکائیل را به مأموریت ها وادارد، و تصرفات و تحولات محیرالعقول در جهان پدیدار سازد و از طریق چادر پرفروغش خانه‏ هاى یهود را منور ساخته و ده ها پیروان مذاهب دیگر را به صراط مستقیم اسلام هدایت نماید و... همگى از همین مقوله سرچشمه مى‏گیرد. (1)
ابن‏ عباس مى‏ گوید: فاطمه‏ ى زهرا علیهاالسلام، دو رکعت نماز خواند و با خداى خود به راز و نیاز پرداخت، سپس دستهایش را به سوى آسمان بلند کرده و چنین معروض داشت: اى خدا و مولایم! تو را به حق محمد و على و حسن و حسینم، همچنانچه براى بنى‏اسرائیل مائده نازل فرمودى. براى ما نیز مائده بفرست.
ابن‏ عباس می گوید: هنوز دعاى فاطمه علیهاالسلام به پایان نرسیده بود که طبقى پر از طعام بهشتى نازل شد...(2)
دعاى نور
حضرت فاطمه علیهاالسلام دعاهاى زیادى می خواند و به اصحاب و یاران مخصوص پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله برخى از آنها را تعلیم فرمود، که در کتاب هاى ادعیه آمده است، ولى در میان آنها دعایى بسیار با برکت و آثار خیر، که آن را به حضرت سلمان سفارش فرمودند و افزودند که آن را بیشتر بخواند و فرمودند از جمله آثار آن این است که: تو را تب نمى‏ گیرد و سعى کن بر خواندن آن مداومت نمایى...
حضرت سلمان مى‏ گوید: سوگند به خدا که آن را به بیش از هزار نفر آموختم که در تب و بیمارى می سوختند و به برکت دعاى آن حضرت همگى شفا یافتند. اینک متن آن دعا را براى خوانندگان عزیز ترسیم می نماییم:
بسم اللَّه الرحمن الرحیم، بسم اللَّه النور، بسم اللَّه نور النور، بسم اللَّه نور على نور، بسم اللَّه الذى هو مدبر الامور، بسم اللَّه الذى خلق النور من النور، الحمدللَّه الذى خلق النور من النور، و انزل النور على الطور، فى کتاب مسطور، فى رق منشور، بقدر مقدور، على نبى محبور، الحمدللَّه الذى هو بالعز مذکور، و بالفخر مشهور، و على السراء و الضراء مشکور، و صلى اللَّه على سیدنا محمد و آله الطاهرین.
منبع:
1ـ در این زمینه به کتاب تجلیات ولایت به قلم نگارنده که در ولایت تکوینى چهارده معصوم نگارش یافته مراجعه فرمایید.
2ـ عوالم، ج 11، ص 235: صلت رکعتین ثم رفعت باطن کفیها الى السماء و قالت: الهى و سیدى! هذا محمد نبیک و هذا على ابن عم نبیک و هذان الحسن والحسین سبطا نبیک، الهى انزل علینا مائدة من السّماء کما انزلتها على بنى‏اسرائیل، اکلوا منها و کفروا بها، اللهم انزله علینا فانّا به مؤمنون: قال ابن‏عبّاس: واللَّه ما استتمت الدعوة فاذا بصحفه من ورائها. 

سخنان و احادیث از حضرت زهرا:
مردى‌ نابینا از حضرت‌ فاطمه‌ ( علیها السلام‌ ) اذن‌ خواست‌ که‌ داخل‌ خانه‌ شود .
فاطمه‌ ( علیها السلام‌ ) خود را از او مستور کرد . پیغمبر خدا ( صلى‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ ) به‌ فاطمه‌ فرمود : به‌ چه‌ سبب‌ خود را مستور کردى‌ و حال‌ این‌ که‌ این‌ مرد نابینا تو را نمى‌بیند . حضرت‌ زهرا ( علیها السلام‌ ) پاسخ‌ داد ، " اگر او مرا نمى‌بیند ، من‌ او را مى‌نگرم‌ ، و اگر چه‌ او نمى‌بیند اما بوى‌ زن‌ را استشمام‌ مى‌کند " . رسول‌ خدا پس‌ از شنیدن‌ سخنان‌ دخترش‌ فرمود : " شهادت‌ مى‌دهم‌ که‌ تو پاره‌ تن‌ منى‌ " .
(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 91)

حضرت‌ فاطمه‌ زهرا ( علیها السلام‌ ) در جواب‌ سلمان‌ که‌ براى‌ فقیرى‌ تقاضاى‌ کمک‌ داشت‌ فرمود :
" اى‌ سلمان‌ ! سوگند به‌ خداوندى‌ که‌ حضرت‌ محمد ( صلى‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ ) را به‌ پیامبرى‌ برگزید ، سه‌ روز است‌ که‌ غذا نخورده‌ایم‌ و فرزندانم‌ حسن‌ و حسین‌ ( علیهما السلام‌ ) از شدت‌ گرسنگى‌ بى‌قرارى‌ مى‌کردند و خسته‌ و مانده‌ به‌ خواب‌ رفته‌اند . اما من‌ نیکى‌ و نیکوکارى‌ را که‌ درب‌ منزل‌ مرا کوبیده‌ است‌ ، رد نمى‌کنم‌ " .
(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 72) 

پروردگارا ! بزرگا ! به‌ حق‌ پیامبرانى‌ که‌ آنها را برگزیدى‌ و به‌ گریه‌هاى‌ حسن‌ و حسین‌ در فراق‌ من‌ ، از تو مى‌خواهم‌ گناهکاران‌ شیعیان‌ من‌ و شیعیان‌ فرزندان‌ مرا ببخشایى‌ .
(ذخائر العقبى‌ ، ص‌ 53 - کوکب‌ الدرى‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 196) 
حضرت‌ زهرا ( علیها السلام‌ ) در رابطه‌ با دعاى‌ روز جمعه‌ از رسول‌ گرامى‌ اسلام‌ نقل‌ فرمودند که‌ : در روز جمعه‌ ساعتى‌ است‌ که‌ هر خواسته‌ خیر و نیکویى‌ در آن‌ ساعت‌ به‌ اجابت‌ مى‌رسد . پرسیدم‌ : یا رسول‌ الله‌ کدام‌ ساعت‌ است‌ ؟ فرمودند : آنگاه‌ که‌ نصف‌ خورشید در افق‌ پنهان‌ شود .
(کنز العمال‌ ، ج‌ 7 ، ص‌ 766) 
آن‌ لحظه‌اى‌ که‌ زن‌ در خانه‌ خود مى‌ماند ، ( و به‌ امور زندگى‌ و تربیت‌ فرزند مى‌پردازد ) به‌ خدا نزدیک‌تر است‌ .
(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 92) 

حضرت‌ زهرا ( علیها السلام‌ ) در لحظه‌هاى‌ واپسین‌ زندگى‌ ، پس‌ از وضو گرفتن‌ به‌ اسماء بنت‌ عمیس‌ فرمود : " اى‌ اسماء ! عطر مرا همان‌ عطرى‌ که‌ همیشه‌ مى‌زنم‌ ، و پیراهنى‌ را که‌ همیشه‌ در آن‌ نماز مى‌گزارم‌ بیاور و بر بالینم‌ بنشین‌ ، هرگاه‌ وقت‌ نماز شد مرا از خواب‌ بیدار کن‌ ، اگر بیدار شدم‌ که‌ نماز مى‌گزارم‌ ، و اگر بیدار نشدم‌ کسى‌ را به‌ دنبال‌ على‌ ( علیه‌ السلام‌ ) بفرست‌ " .
(کشف‌ الغمه‌ ، بیروت‌ : دار الاضواء ، ج‌ 2 ، ص‌ 122) 

حضرت‌ فاطمه‌ ( علیه‌ السلام‌ ) به‌ زن‌ مؤمنه‌اى‌ که‌ در یک‌ بحث‌ دینى‌ و عقیدتى‌ بر زنى‌ فاسد و از دشمنان‌ اهل‌ بیت‌ ، غلبه‌ کرده‌ و بسیار خوشحال‌ شده‌ بود ، فرمود :
" همانا شادى‌ فرشتگان‌ در غلبه‌ تو بر آن‌ زن‌ معاند ، بیش‌ از شادى‌ توست‌ ، و اندوه‌ و نگرانى‌ شیطان‌ و دوستان‌ شیطان‌ در این‌ شکست‌ ، بیشتر و شدیدتر از آن‌ زن‌ شکست‌ خورده‌ است‌ " .
(بحار الانوار ، ج‌ 2 ، ص‌ 8) 

آنگاه‌ که‌ در روز قیامت‌ برانگیخته‌ شوم‌ ، از گناهکاران‌ امت‌ پیامبر ( صلى‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ ) شفاعت‌ خواهم‌ کرد .
(احقاق‌ الحق‌ ، ج‌ 10 ، ص‌ 367)

شعری زیبا بر وصف جمالات بانوی عالم؛ صدیقه کبری (س)
من معتقدم تو هدیه ی بارانی
سوغاتی لحظه های الرحمانی
ای مریم قران محمد،زهرا!
تنها تو یگانه دختر انسانی
*************************
برنام تو افتاب سر می ساید
برچادر تو فرشته پر می ساید
درخانه ی کوچک تو جبریل امین
سربرسر آستان در می ساید
*************************
من روح زلال شبنمش میخوانم
احساس صفای زمزمش میخوانم
او مادر یازده مسیحای من است
برتر زهزار مریمش میخوانم
**************************
هرچند که کاینات مریم دارد
مانند تورا زمین ما کم دارد
بر طایفه ی زنان عالم ،بی بی
میخواست خدا تو را مقدم دارد

پیامک های تبریک روز مادر
مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی ، تو شگفتی خلقتی
تو لبریز عظمتی ، تو را دوست دارم و می ستایمت .
دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت , رحمت و عزت می طلبم . . .
***************************************************************
امشب; شــب ولادت زهرای اطهر است
کز نور طلعتش همه عالم منور است
خورشیـــد طالـع است به دامان مصطفی
کز مقدمش ستاره اسلام ازهر است
*****************************************************************
مادر خوبم :
به تو سلام می کنم، تا خانه عروجم با دعای تو بنا شود
و دلم در آسمان آبی مهرت رها شود
روزت خجسته، لبانت پر ز خنده و دلت شاداب و سرزنده باد . .
*******************************************************************
تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد
به مادرم…
که مهرش تا ابد در دلم جای دارد.
تو بهترین گل، میان شهر گلهایی
تو رنگ آفتابی،
شب که می رسد، مثل ستاره،
گوئیا مهتابی
مادر خوبم، روزت مبارک

فاطمه؛ چشمه جوشان کوثر/ بسته ویژه «آخرین خبر» به مناسبت ولادت حضرت زهرا (س)

فاطمه؛ چشمه جوشان کوثر/ بسته ویژه «آخرین خبر» به مناسبت ولادت حضرت زهرا (س)

فاطمه؛ چشمه جوشان کوثر/ بسته ویژه «آخرین خبر» به مناسبت ولادت حضرت زهرا (س)

فاطمه؛ چشمه جوشان کوثر/ بسته ویژه «آخرین خبر» به مناسبت ولادت حضرت زهرا (س)

فاطمه؛ چشمه جوشان کوثر/ بسته ویژه «آخرین خبر» به مناسبت ولادت حضرت زهرا (س)

فاطمه؛ چشمه جوشان کوثر/ بسته ویژه «آخرین خبر» به مناسبت ولادت حضرت زهرا (س)

فاطمه؛ چشمه جوشان کوثر/ بسته ویژه «آخرین خبر» به مناسبت ولادت حضرت زهرا (س)

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «فاطمه؛ چشمه جوشان کوثر/ بسته ویژه «آخرین خبر» به مناسبت ولادت حضرت زهرا (س)» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات