11سپتامبر؛ بلندپروازی های آمریکا ، مرگ بن لادن و خلق داعش

11سپتامبر؛ بلندپروازی های آمریکا ، مرگ بن لادن و خلق داعش

فارس/ متن پیش رو در فارس منتشر شده و انتشار آن در آخرین خبر الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.
دولت آمریکا و مراکز سیاستگذاری این کشور از 4 دهه پیش از قائله 11 سپتامبر طرح هایی را در دستور کار خود داشتند تا آنچه را که از راه دیپلماتیک قادر به انجام آن نبودند از این طریق محقق سازند.

کلاشینکف اسامه بن لادن ، قطعه ای از سنگ آخرین منزلی که در آن سکونت داشت و جلیقه ای که نظامی قاتل وی در زمان عملیات از پای در آوردنش (بنا به ادعای آمریکایی ها) به تن داشت در موزه تروریسم که درنزدیکی محل سابق برج های دوقلو واقع است ، قرار داده شد.

بر اساس ادعاهای موجود این جلیقه متعلق به یکی از نظامیان آمریکایی است که به مخفیگاه رهبر القاعده حمله کرده و اسامه بن لادن با گلوله مستقیم او کشته شده است.

روایت آمریکایی از این حادثه در حالی در رسانه های مختلف جهان همچنان نقل می شود که یکی از همسران بن لادن که آن شب همراه او بود تاکید می کند ، بن لادن زنده توسط نظامیان آمریکایی دستگیر شده بود اما با سقوط هلیکوپتری که قصد انتقالش را داشت وی و نظامیان آمریکایی همراهش کشته شدند ؛ تا ابهامات در رابطه زندگی ، فعالیت ، مرگ و حتی محل دفن سرکرده گروهی که متهم اصلی سامان دادن بزرگترین حمله تروریستی علیه آمریکاست همچنان ادامه داشته باشد.

با وجود گذشت 13 سال از قائله 11 سپتامبر هنوز حرف و حدیث های زیادی در مورد این لحظه از تاریخ جهان که نقطه عطفی در سیر رخدادهای بعد از آن محسوب می شود ، وجود دارد.
تحلیل بی طرفانه رخداد 11 سپتامبر نشان می دهد بسیاری از حوادث آن به هر شکل در راستای منافع ایالات متحده قرار گرفته ورقم خورده اند یا به تعبیری واضحتر برای آن اینگونه برنامه ریزی شده بود.
به اعتقاد برخی از کارشناسان که این رخداد ، پیش زمینه ها و تبعات آن را طی چند سال دنبال کردند ، بررسی دو نکته می تواند در مشخص شدن دست های پشت پرده آن راهگشا باشد.

این دو نکته عبارتند از :

1- اهداف داخلی وخارجی که کاخ سفید پیش از 11 سپتامبر به دنبال تحقق آن بود.

2- دست آوردهای آمریکا یا به تعبیری واضحتر دست آوردهای که کاخ سفید بعد از وقوع قائله 11 سپتامبر کسب نمود.

یکی دیگر از این دلایل می تواند پیشینه آمریکا در انجام چنین امور یا حداقل برنامه ریزی و پیشنهاد انجام آن است.

بر اساس اسناد محرمانه ای که دولت آمریکا سال 1998 مجبور به برداشتن محرمانگی از آن شد ، در سال 1962 کندی طرح نظامی بسیار سری را دریافت کرد که در چارچوب آن برخی از منافع آمریکا مورد هدف قرار گرفته و کوبا متهم به این اقدام می گردد تا بتوان از این طریق افکار عمومی را برای انجام یک تهاجم علیه کوبا همراه کرد .

بسته ی پینشهاداتی که به جان اف کندی رئیس جمهور وقت داده شده بود ، ربودن هواپیمای مسافربری ، انفجار هواپیمای مسافر بری یا انجام یک انفجار در یکی از پایگاه های نظامی را در بر می گرفت که در هر سه مورد کوبا به عنوان عامل آن معرفی می شد.

پس می توان گفت دولت آمریکا و مراکز سیاستگذاری این کشور از 4 دهه پیش از قائله 11 سپتامبر چنین طرح های خود زنی را در دستور کار خود داشتند تا آنچه را که از راه دیپلماتیک قادر به انجام نیستند از این طریق محقق سازند.

حتی درباره تهاجم پیرهاربر که طی جنگ جهانی دوم توسط جنگنده های انتحاری ژاپنی علیه پایگاهی به همین نام متعلق به ارتش آمریکا انجام گرفت هم تحقیقاتی در داخل آمریکا وجود دارد که ثابت می کند سازمان اطلاعات آمریکا از وقوع آن مطلع بوده و حتی در انجام آن دست داشته است.

در این میان می توان به کتاب جنگ سری روزولت نوشته جوزف پیرسکو و دوران طلایی جور فیدل اشاره کرد که تاکید دارند تهاجم پیر هاربر زمینه تحقق بلندپروازی روزولت در صحنه ی جهانی از طریق استفاده از بمب اتم را محقق ساخت و این حملات در واقع جنگی روانی برای آماده سازی افکار عمومی آمریکا جهت انجام چنین امری در سایه مخالفت اکثریت مردم این کشور با مشارکت در جنگ جهانی دوم محسوب می شود.

به هر شکل همانگونه که آن تهاجم منجر به کسب منافع زیادی برای دولت آمریکا و تثبیت برتری قدرتش در جهان از طریق به کارگیری بمب اتمی گردید قائله 11 سپتامبر 2001 به نوعی اهداف مدیران پشت پرده سیاست آمریکا به طور اخص و کشورهای غرب به طور اعم را محقق ساخت .

بی تردید سازمان های اطلاعاتی که حاکمان واقعی پشت پرده بسیاری از کشورهای جهان محسوب می شوند از طریق این قائله وجهت دادن به افکار عمومی به سمت و سویی که خود مایل به آن هستند بزرگترین برندگان آن معرفی می گردند.

11 سپتامبر بازخوانی یک پرونده

اگر بخواهیم حوادث 11 سپتامبر را در چارچوب محورهای اصلی اهداف و برنامه های آمریکا بازخوانی کنیم به نتایج زیر خواهیم رسید :

1- محوری ترین اهداف آمریکا در سال 2000 در سطح خارجی ، تمرکز در منطقه أسیا برای محاصره روسیه وچین بود ، از اینرو افغانستان به عنوان یکی از مهمترین مناطق هدف گذاری شده بود ، همچنین برای تقویت جایگاه رژیم صهیونیستی در منطقه و نیز دستیابی به بزرگترین ذخایر نفت موجود، تجزیه و از بین رفتن ارتش عراق نیز در دستور کار قرار گرفت ، مسئله ای که از طریق اشغال افغانستان و سپس تصرف عراق بعد از 11 سپتامبر شاهد تحقق آن بودیم.

2- در بعد داخلی نیز کاخ سفید خود را نیازمند تصویب قوانین بیشتری برای محدود کردن آزادی ها و فراهم کردن زمینه جاسوسی رسمی از شهروندان آمریکایی می دید ، همچنین برای اشتغال نیروی کار موجود در آمریکا فعالیت کارخانه های متوقف شده تسلیحاتی نیز یک نیاز مبرم محسوب می شد به ویژه که این کارخانه ها مالیات قابل توجهی را به خزانه آمریکا واریز می کنند ، پس طبیعی است تحقق چنین امری بدون شکل گیری یک حادثه بزرگ که آمریکا را در وضعیت جنگی قرار دهد میسر نمی گردد.

کار زمینه سازی رسانه ای برای این حادثه از مدتها قبل از 11 سپتامبر آغاز شد ، روزنامه المستقبل العراقی در شماره 11 سپتامبر 2011 خود در این باره نوشت :

هالیوود سالها بود که برای وقوع چنین عملیاتی به آماده سازی افکار عمومی می پرداخت از میان فیلم هایی که در این زمینه ساخته شدند می توان به :

فیلم (Super Mario Bros) که در سال 1993 ساخته شد.

این داستان در همان سال با فیلم (Mortadella) مجددا به روی پرده رفت.

در سال 1996 هم فیلم (The long goodnight kiss) به شکل تلویحی فاجعه فرو ریختن برج ها را به تصویر کشید.

این در حالی است که صحنه های تخیلی این حادثه چند سال قبل از وقوع حقیقی آن در سال 1998 در فیلم (Armageddon) بازی شد.

سال 2001 هم که سال وقوع این عملیات بود شاهد ساخته شدن دو فیلم بود که یکی در مارس آن سال با نام (The Lone Gunmen) بود و دومی سه ماه قبل از حادثه در ژوئن با نام (The Coop) در سینماها به نمایش در آمد.

اما شاید خطرناکترین صحنه های تخیلی را شبکه سی ان ان آمریکا پخش کرد و در این فیلم داستانی یک جنگنده اف 18 آمریکایی که با کمک ایران توسط حماس ربوده شده ، به یکی از برج های دوقلوی نیویورک برخورد می کند.

این روزنامه عراقی در گزارش خود با استناد به اطلاعاتی که از منابع مختلف آمریکایی به دست آورده بود به نتایج زیر هم رسید:

1- بر اساس مندرجات پرونده های آموزشی که در یگان های مختلف ارتش آمریکا به ثبت رسیده ، دولت آمریکا از زمان وقوع این حادثه مطلع بوده است و ماه ها قبل از آن کار آموزش نیروهای خود را برای پیامدهای بعدی آن یعنی تهاجم به مناطق مختلف جهان آغاز کرده بود .

بر اساس اسناد موجود ارتش آمریکا روز 24/10/2000 (حدود 11 ماه قبل از وقوع عملیات) مانوری آموزشی تحت عنوان (پاسکال) را به مرحله اجرا گذارد ،سناریوی این مانور برخورد یک هواپیمای بوئینگ 757 به ساختمان پنتاگون بود.

روز اول ژوئن 2001 هم دستور العمل جدید و غافلگیر کننده ای از سوی ریاست ستاد ارتش آمریکا به تمامی یگان ها نظامی ارسال و در آن تاکید شد در صورت وقوع هواپیما ربایی هیچ واحدی به ویژه نیروی هوایی بدون کسب تکلیف از شخص وزیر دفاع حق دخالت در این امر را ندارند و وزیر دفاع تنها فردی است که صلاحیت و اختیارات دخالت در این امر یا عدم دخالت آنرا دارد ، مانورهای گسترده ای نیز از سوی نیروی هوایی برای ارزیابی میزان کارایی سامانه های دفاعی انجام گرفت.

2- روز 24 جولای 2001 (Larry Silverstein) سرمایه دار معروف یهودی برج های دوقلوی تجارت جهانی را به قیمت 3/2 میلیارد دلار برای 99 سال اجاره کرد و در همان روز آنرا به قیمت 3/5 میلیارد دلار بیمه نمود ، در مفاد بیمه نامه تاکید شده است که این مبلغ در صورت وقوع حملات تروریستی پرداخت می گردد.

3- روز ششم سپتامبر 2001 تمامی سگ های کاشف مواد منفجره را از دو برج خارج کرده وبا وجود تهدیدهای امنیتی مکرر دستور کاهش روند حراستی در آنها صادر شد. این در حالی است که از همین روز حجم فروش سهام شرکت های هواپیمایی آمریکایی چهار برابر شد ، روز بعد از آن نیز حجم فروش سهام شرکت بوئینگ 5 برابر گردید ، روز بعد از آن یعنی 8/9/2001 هم حجم فروش سهام شرکت "ایرلاینز" به 11 برابر رسید.

4- روز 10 سپتامبر تمامی سفرهای هوایی مسئولین عالیرتبه پنتاگون لغو شدند.

5- در همین روز در یک تماس تلفنی به استاندار سان فرانسیسکو توصیه شد برای شرکت در نشستی که قرار بود روز 11 سپتامبر برگزار شود از هواپیما استفاده نکند ، بعدها مشخص گردید این تماس از دفتر کاندولیزا رایس صورت گرفته است.

6- در همین روز اکثر ناوهای جنگی آمریکا به سوی کانادا و آلاسکا اعزام وتمامی پایگاه های آمریکا از جمله انجرلیک ترکیه ماموریت یافتند مانورهای تمرینی تحت عنوان " شرارت شمالی" را برای مقابله با تهاجم احتمالی روسیه به انجام رسانند.

7- حتی در روز وقوع فاجعه وزارت دفاع آمریکا آخرین 3 جنگنده باقی مانده خود را نیز برای یک عملیات آموزشی خاص به کارولینای شمالی اعزام کرد.

در سایه این داده ها هنوز هم این پرسش باقی است که فاجعه 11 سپتامبر ساخته و پرداخته ی کیست ؟

آیا بن لادن و گروه القاعده واقعا عاملان این اقدام بودند و در صورت انجام آن آیا خود تمامی تدارک و برنامه ریزی آنرا انجام دادند؟

واقعا گروهی درقد وقواره القاعده می تواند از داخل غارهای تورا بورا یا خیمه صحرایی بن لادن در اطراف کابل دست به چنین برنامه ریزی بزند؟

جایگاه سازمان های اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در این حادثه کجاست ؟

و از همه مهمتر منافع آمریکا از این خود زنی بزرگ سازمان یافته تا به امروز به چه میزان رسیده است؟؟

این پرسش ها و پرسش های بسیاری از این دست این روزها درباره تحولات سوریه و عراق و لشکر کشی سیاسی، نظامی، اقتصادی، امنیتی و اطلاعاتی غرب به رهبری آمریکا نیز مطرح می شود. اینکه نسخه کوچکتر القاعده یعنی داعش به یکباره سر بر می اورد و دقیقا همانجایی را تحت اشغال می گیرد که سالها آمریکایی ها قادر به انجام ان نیستند. هنوز کسی صحت و سقم اسامی امیران داعش از جمله ابوبکر بغدادی را نمی داند. هنوز کسی نمی داند که یک گروه کوچکی همچون داعش چگونه می تواند در زمان اندکی چنین مساحتی از دو کشور بزرگ منطقه را تحت اشغال خود درآورد.؟ هنوز پاسخی به این سوال داده نشده است که چرا آمریکا که طی سه سال گذشته از این گروه با نام اپوزوسیون دولت سوریه نام می برد و از هیچ کمکی به آن برای ساقط کردن نظام سوریه دریغ نکرد چرا حالا برای از بین بردنش به دنبال ائتلاف جهانی علیه داعش افتاده است ؟

با این وجود یک نکته کاملا روشن است و آن اینکه با گذشت 13 سال از پخش نمایش 11 سپتامبر از شبکه های تلویزیونی دقیقا همان سوالهایی که در باره این حادثه مطرح بود این بار در قالبی دیگر درباره داعش و عملکرد امریکا در قبال او مطرح است. به نظر می رسد برای این یکی هم به دلیل پیچیدگی سناریوی طرح شده نتوان پاسخ روشنی یافت همانگونه که کسی پاسخی در باره صحت و سقم حادثه 11 سپتامبر دریافت نکرد، همانگونه که کسی شمایل اسامه بن لادن را جز از جعبه جادویی ندید و همانگونه که کسی نفهمید بالاخره او چگونه کشته شد.

احتمالا وقتی تاریخ مصرف سازمان داعش برای آمریکا و متحدانش به پایان برسد احتمالا کسی سراغی از ابوبکر بغدادی هم نخواهد گرفت. کسی نخواهد فهمید او چگونه آمد و چگونه کشته شد. شاید آمریکایی ها خاکستر جسد او را نیز در یکی از روزها و یا ماهها و چه بسا سالهای آینده در یکی از رودخانه های همین حوالی به آب بسپارند. همانگونه که خاکستر جسد بن لادن را به آب سپردند.

آنچه در این رهگذر مهم است اینکه بدون شک نظام سلطه در غالب همین سناریوهای بن لادنی و البغدادی به دنبال تحقق یک سری اهدافی است که به سبب هوشمندی محور مقاومت نتوانسته است آن را محقق کند این موضوع قطعا هوشیاری همه زنجیره های مقاومت در منطقه را برای خنثی سازی این سناریوها می طلبد. از همین روست که ملت های منطقه هم زمانی که غرب از داعش علیه نظام سوریه طی سه سال اخیر حمایت می کرد به دیده تردید نگریست و هم اکنون که او مدعی تشکیل ائتلاف جهانی علیه داعش است به دیده شک و تردید می نگرد. آمریکا به تجربه ثابت کرده است کار خود را می کند چه ملت ها بخواهند و چه مخالفت کنند آنچه مهم است ملت ها نیز اراده ای بزرگتر از خواست آمریکا دارند . اراده ای که تسلیم در برابر زور گویی غرب مغرور را نمی پذیرد. تحولات یک دهه اخیر و زمین گیر شدن آمریکا و متحدانش در منطقه مصداقی گویا براین مدعا است.

11سپتامبر؛ بلندپروازی های آمریکا ، مرگ بن لادن و خلق داعش

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «11سپتامبر؛ بلندپروازی های آمریکا ، مرگ بن لادن و خلق داعش» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات