گلوبال ریسرچ: چرا سلطه اقتصادی آمریکا بر دنیا رو به پایان است

گلوبال ریسرچ: چرا سلطه اقتصادی آمریکا بر دنیا رو به پایان است

الف/ متن پیش رو در الف منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

در ماه مارس امسال (طبق گزارش «اخبار اقتصادی آلمان») رخدادهایی به وقوع پیوستند که در عمل پرده ها را کنار زده و نشان می دهند ایالات متحده سلطه خود بر جهان را از دست داده است. سلطه ای که با پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ کم کم به دست آورده بود.

۲۱ مارس: «ژئوپالتیکس: واشنگتن نگران است: چین، ژاپن و کره جنوبی متحد می شوند». گزارش ادامه می دهد:

«برای اولین بار پس از گذشت سه سال، وزرای خارجه سه کشور یکدیگر را ملاقات می کنند. آنها شنبه در سئول توافق کردند تا برای برگزاری اجلاسی با حضور سران کشورهای خود همکاری کنند و مسایل خود را با تفسیر تاریخ [که تا کنون آنها را از یکدیگر جدا کرده] حل و فصل نمایند. آنها همچنین اعلام کردند که قصد دارند به منظور دستیابی به یک موافقتنامه و گفتگوهای چندجانبه درباره برنامه اتمی بحث برانگیز کره شمالی همکاری نمایند».

پیش زمینه ای که اهمیت این خبر را نشان می دهد از این قرار است: ایالات متحده در جنگ جهانی دوم ژاپن را که به چین تجاوز نموده و کره را شکست داده بود، شکست داد؛ اما اکنون ژاپن، چین و کره جنوبی به سمت یکدیگر حرکت می کنند و در عین حال چین و غیرمستقیم قدرتهای اقتصادی نوظهور گروه بریکس ـ برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی ـ کم کم کنترل سابق ایالات متحده ـ اروپا بر جهان را مضحمل می نمایند. بعلاوه، این قدرتهای آسیایی بصورت جمعی کره شمالی را دعوت می کنند تا به سمت آنها حرکت کرده و به آنها ملحق شود که در نهایت به خصومتها بین دو کرده پایان خواهد داد: به قرن بیست و یکم خوش آمدید!

بعلاوه: همکاری این سه قدرت اقتصادی برای دستیابی به یک موافقتنامه تجاری که خارج از مدار مذاکرات سری اوباما برای «همکاریهای فرا اقیانوسیه» است، شاید به این معنی است که آنها به پذیرش یک موافقتنامه تجاری که اوباما می خواهد بصورت جمعی با آنها مذاکره کند، تمایل چندانی ندارند. بنابراین، اگرچه اهمیت تاریخی این اجلاس سه جانبه وزرا فی نفسه و بالقوه بسیار زیاد است، بخشی از یک کل به هم پیوسته و بزرگتر است که آن را از هر معاهده تجاری مهمتر می سازد.

۲۰ مارس: «جنرال موتور به تولید اوپل در روسیه خاتمه می¬دهد». این گزارش نشانه دیگری از جدایی بین بلوکهای اقتصادی غرب و شرق است که باز نتیجه مستقیم و غیرمستقیم تحریمهای اوباما علیه روسیه و توافقات وزیر امور خارجه اش جان کری با پادشاه عربستان برای افزایش تولید نفت به منظور کاهش قیمت نفت و از این رهگذر خالی کردن دست روسیه از درآمدهای ارزی از محل فروش حجم عظیمی نفت است. اما برخلاف هدف اوباما برای فشار بر روسیه، کارخانجات تولید جنرال موتور در روسیه اکنون شاید به عنوان دارایی متروک توسط الیگاشی روسیه یا دولت این کشور ضبط شود و با تولید مدلهای جدید، درآمدهای حاصله در روسیه باقی خواهد ماند و به منابع درآمد روسها خواهد افزود. از این منظر، تیتر رویترز در ۱۹ مارس «افزایش امید لادا سازان همراه با خروج رقبا از بازار خودروی روسیه» و گزارش آن که «خودروساز روسی آوتوواز، تولیدکننده ... لادا، انتظار دارد سهم بزرگتری از بازار داخلی رو به زوال را نصیب خود کند زیرا رقیبت بین المللی آن پا پس کشیده است». این پول در روسیه خواهد ماند و بجای اقتصاد آلمان (اوپل) و آمریکا (جنرال موتور)، اقتصاد روسیه را خواهد ساخت.

۲۳ مارس: «اسپانیا: حزب رقیب ـ ما می توانیم ـ در انتخابات محلی سوم شد». «سوسیالیستها انتخابات [اندولسی] را بردند و محافظه کاران نخست وزیر مارینو روخوی آشکارا در این انتخابات شکست خوردند». حزب محافظه کار و رهبر آن مارینو روخوی که از طرفداران پر و پا قرص ایالات متحده بود و از حمله ضدروسی به اوکراین حمایت کرده بود زیرا تصور می کرد افکار عمومی اسپانیا در برابر آن تساهل نشان می دهد، در انتخابات محلی به شدت شکست خورد. حزب سوسیالیست جدید اسپانیا ـ ما می توانیم ـ به دلیل مسایل داخلی اسپانیا در برابر سیاست خارجی ساکت بود اما به احتمال زیاد به اندازه محافظه¬کاران از جنگ آمریکا علیه روسیه حمایت نمی کند ـ البته، محافظه کاران نیز چندان حمایت نکردند (زیرا روخوی از واکنش رای دهندگان می ترسید).

۲۳ مارس: «فرانسه: گروه سارکوزی پیشتاز، جبهه ملی قدرتمند و شکست اولاند». حزب سوسیالیست فرانسوا اولاند که تا جایی که می توانست (با توجه به احساسات و افکار عمومی علیه این سیاستها) حامی سیاستهای ضدروسی اوباما بود، در سراسر فرانسه در انتخابات محلی از دو سیاستمداری ـ نیکولا سارکوزی و مارین لوپن ـ که قویاً علیه سجده اولاند در برابر سلطه آمریکا و حمایت اولاند از اوباما درباره اوکراین و روسیه سخن رانده بودند، شکست خورد. اینها اسماً سیاستمداران دست راستی هستند ولی در این مورد آشکارا در برابر امپریالیسم موضع گیری کردند؛ زیرا آمریکا در برابر کشور خودشان ـ فرانسه ـ سیاستهای امپریالیستی داشته است و بیشتر شبیه شارل دوگل هستند که وطن پرستی بود که با سلطه آمریکا بر امور فرانسه مخالفت می ورزید.

فشار افکار عمومی در اروپا عمدتاً مدافع دوری رهبران اروپا از آمریکاست، اما نشانه آن در واقع در اروپا نیست در آسیاست. جهان چندقطبی پوتین در حال پیروزی است و حمایت دولتهای غیرفاشیست را در سراسر جهان به خود جلب کرده است. دیدگاه اوباما شاید از جنگ جهانی دوم به بعد شنیده نشده، دقیقاً همان معنی سخنان هیتلر را می-دهد ولی برای کشوری دیگر: عملاً ناسیونالیسم بجای وطن پرستی است و تنها تعداد معدودی از افراد حتی در آلمان نازی و اوکراین نازی امروز از آن حمایت می کنند یا در فکر تحمیل آن هستند. در بین آریستوکراتها پیروان بیشتری دارد تا در بین قاطبه مردم. او فکر می کند که توان نظامی آمریکا باید برای مبارزه با ملتهایی (مانند روسیه) که اقتصاد رو به رشدی داشته اند بکار گرفته شود. مساله او پیروزی است و نه دفاع ملی. فقط به شکست روسیه فکر می کند. امروز حتی آریستوکراتهای اکثر کشورها از آن حمایت نمی کنند. اگرچه عملاً از حمایت تمامی اعضای کنگره برخودار است اما حتی در خود آمریکا دو سوم مردم با آن مخافت هستند. غرور اوباما همان چیزی است که جهان را از ایالات متحده دور می کند.

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «گلوبال ریسرچ: چرا سلطه اقتصادی آمریکا بر دنیا رو به پایان است» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات