بررسی سینمای الحاد، با تحلیلی بر فیلم لژیون

بررسی سینمای الحاد، با تحلیلی بر فیلم لژیون

سینماپرس/ روز گذشته در دومین روز از جشنواره مقاومت، فیلم سینمایی لژیون در سینما فلسطین اکران شد ومورد استقبال خوب تماشاگران قرار گرفت. بعد از نمایش فیلم، با حضور دکتر حسن عباسی جلسه نقد و بررسی با عنوان سینمای الحاد برگزار شد و وی به بیان نکته های مختلف این فیلم ضد دینی پرداخت. در این مطلب سعی می کنیم به برخی نکات مهم فیلم و شاخصه های سینمای الحاد اشاره کنیم.
فیلم لژیون در ارتباط با آخر الزمان است. زمانی که خداوند از دست مخلوقات خود به شدت عصبانی است و دیگر امیدی به رستگاری آن ها ندارد. با دستور خدا در عرش، مقرر می­شود که فرشتگان مقرب خدا یعنی میکاییل و جبرئیل به زمین آمده و با ارتش خود نسل بشر را از میان بردارند. اما در این میان میکاییل از دستور خداوند سرپیچی کرده و از عرش به زمین می­اید تا در قالب یک انسان به بشر کمک کند و با نجات جان یک نوزاد که هنوز متولد نشده، امید را به بشریت بازگرداند. این آخرالزمان هنگامی رخ می­دهد که چند خانواده از ایالات مختلف آمریکا در یک کافه بین راهی به یکدیگر می‌رسند. آن ها که هرکدام عنصری خاص در زندگی خود دارند و همه به نوعی خود را گناه کار می دانند با رسیدن مایکل (میکاییل) به گروه نجات‌دهندگان بشر تبدیل شده و برای آخرین امید انسان یعنی به دنیا آمدن آن فرزند، می جنگند. اما جنگ عظیم تر میان جبرئیل و میکاییل است. جنگی که در عرش آغاز شده و ویرانگری آن به زمین و انسان ها کشیده می شود!
امید بشر!
هنگامی که مایکل از عرش به زمین می­آید، خود را با ماشین پلیس به کافه وافع در بیان می رساند، جایی که قرار است آخرین ایستگاه بشریت باشد. اما در میان آدمهای کافه که هرکدام به گناه و لغزش خود در زندگی آگاهند مشخص نیست که مایکل به امید چه کسی به زمین و به میان آن ها آمده است! تا اینکه او می گوید آخرین امید و نقطه روشن بشریت تولد نوزادی است که پیشخدمت کافه در شکم دارد! اما پیشخدمت که مادری تنهاست و جلوتر مشخص می­شود فرزندش حرام زاده است به منجی بشر و قدیسه ای بدل می شود که قرار است ایمان افراد در کافه را محک بزند! نوزادی که به دنیا می آید نه در انتهای داستان فیلم و نه در دنباله آن که به صورت یک سریال بلند ساخته شده هرگز مشخص نمی شود که پدری دارد یا نه! این همان شمایلی است که هالیوود در جریان تخریبی سینمای الحاد از منجی آخرالزمانی خود نشان می دهد.
مقابله فرشتگان مقرب خداوند!
چیزی که لژیون را در رده مهم جریان سینمای الحاد قرار می دهد این است که این فیلم در نوع خود اولین گامی است که هالیوود برای تخریب چهرۀ مقدس فرشتگان مقرب خداوند برداشته و بر جریان فیلم های بعد از خود به شدت اثر گذار بوده است. لژیون در داستان خود به صورت آشکارا حضرت میکاییل و جبرئیل را در مقابل هم قرار می دهد. مقابله ای که با شورش و فرار میکاییل آغاز شده و قرار است با نابودی یکی از آن دو به پایان برسد. تصویری که در این فیلم از حضرت جبرئیل یا همان گابریل نشان داده می شود یک ضد قهرمان کامل هالیوودی است که نه تنها آمدن خودش به زمین برای نابودی نوزاد و میکاییل در نقطه اوج داستان طراحی شده بلکه سرتاسر فیلم شرح مقابۀ خونین و خشن بشر با لشگر گابریل است. جن هایی که با چهره هایی ترسناک و خشن برای کشتن نوزاد از فرشته مقرب دستور می گیرند.
در نبود خداوند!
از نکات اصلی این فیلم نبود خداوند در جریان اصلی وقایع است. عدم حضوری که مشخص نمی شود به چه دلیل است و چرا خداوند مانع این اتفاقات شوم در زمین نمی شود! خدا که امید خود را به بشر از دست داده است، بسیار ظالمانه تصمیم می گیرد نسل آن ها را به بدترین صورت از زمین بردارد و این مأموریت را بر دوش فرشته مقرب گابریل می گذارد. این تصمیم خداوند تا حدی ظالمانه و غیر منصفانه است که مایکل آن را نپذیرفته و با حفظ ایمان و امیدش به بشر بر خداوند می شورد و می خواهد تا با بازگرداندن امید به بشر تصمیم اشتباه خدا را به او و گابریل نشان دهد! در این فیلم گویی شیطان اصلا وجود ندارد، تا جایی که شخصیت های حاضر در کافه نیز اتفاقات شوم و ترسناکی که رخ می دهد را همه از شر شیطان می دانند، اما با آمدن مایکل، او برایشان مشخص می کند که این جنگ جنگ فرشتگان مقرب خداوند است و شیطانی وجود ندارد. بلکه این خود خداست که تصمیم به نابودی بشر گرفته است. جریان عدم حضور خدا، یا مرگ او جریان الحاد فلسفی است که از داروین آغاز شد و با ریشه دواندن در علوم مختلف پای خود را به فلسفه کشید و با رأی نیچه فیلسوف غربی مرگ خدا در دایره الحادی اندیشه آن ها تثبیت شد. اندیشمندان در این باره گفته اند که داروین خدا را از آسمان به زمین کشاند و نیچه او را کشت!
سینمای الحاد!
جریان سینمای الحاد یا دین ستیز جریانی فعال و پویاست که هرساله بیش از پیش در هالیوود رشد می کند و در حال نفوذ به سینمای اروپای غربی نیز هست. در این جریان ابتدا این ضد استراتژی طراحی شده بود تا با تصویر کردن شمایلی خوب و مقدس از شیطان از او قبح زدایی کنند. جریانی که با ساخت سریال و فیلم های چندگانه آن را به ریشه های سینما القا کردند. اما در جریان جدیدی که در سینمای هالیوود به راه افتاده است آن ها با آگاهی از این که نمی توانند نیرو شیطان را در مقابل با ایمان به خداوند علم کنند، دست به تخریب متعلقات ایمان زده اند تا به مرور زمان با تکیه بر رسانه قدرتمند سینما به تخریب وجوه هفت گانه ایمان در بشر بی انجامد. ایمان در کلام خداوند به ایمان به خدا، ایمان به غیب ،ایمان به فرشتگان الهی، ایمان به پیامبران، ایمان به کتاب های آسمانی ، ایمان به آخرت و ایمان به نشانه های خداوندی تعلق می گیرد. جریان حاکم در هالیوود که فیلم هایی نظیر کنستانتین و لژویون آغاز گر آن بودند، جریانی است که ایمان به فرشتگان الهی را نشانه گرفته است. چراکه با تخریب چهره مقدس فرشتگان الهی در نظر انسان ها پایۀ تمام متعلقات دیگر ایمان هم سست می شود و آرام آرام ایمان در بشر به جایی می رسد که وجود خدا را نیز منکر شود. این نتیجه ای است که جریان سینمای الحاد می خواهد از ساخت فیلم های پر هزینه و تکنیکی خود در دراز مدت بگیرد.
انشاالله که با افروختن شعلۀ آگاهی و ایمان در وجودمان، بتوانیم هرچه بیشتر در مقابل این کفر مقاومت کرده و در برابر آن، جریان سینمای ایمان را قدرتمندتر از پیش جلو بریم.
صابر اله‌ دادیان

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «بررسی سینمای الحاد، با تحلیلی بر فیلم لژیون» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات