داستانک/ بوته گل سرخ مادربزرگ

داستانک/ بوته گل سرخ مادربزرگ

خراسان/ بوته گل سرخ را وقتی کاشتم که مادربزرگ مرد. بوته را با کمک مادرم کاشتم تا مادربزرگ همیشه زنده باشد. مادربزرگ عاشق گل سرخ بود. مادربزرگ عاشق همه ما بود. اصلا خودش درست عین بوته گل سرخ بود؛ شاد، زنده و مهربان ...
این روزها یک پایم خانه بچه هاست و یک پایم دکتر. یکی از همین روزها، نوه کوچکم که ۴ بهار از عمرش گذشته، خیلی آرام آمد، دست کوچکش را پشت شانه های من گذاشت و با دست راستش جلوی دهانش را گرفت و با نجوا به من گفت: «مادرجون، شما از چه گلی خوشتان می آید؟!»
مجموعه داستانک کشف لحظه

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «داستانک/ بوته گل سرخ مادربزرگ» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات