ایران رو: ایران و سازمان همکاری شانگهای؛ بی تفاوتی غیر موجه

ایران رو: ایران و سازمان همکاری شانگهای؛ بی تفاوتی غیر موجه

ایران رو/ متن پیش رو در ایران رو منتشر شده و انتشار آن در اخرین خبر الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

اجلاس فعلی سازمان همکاری شانگهای که روز 11 سپتامبر در دوشنبه افتتاح می شود، برای حسن روحانی رئیس جمهور ایران یک نوع سالگرد رقم می زند. او یک سال پیش در جریان اجلاس سران این سازمان در بیشکک برای اولین بار به عنوان رئیس منتخب جمهوری اسلامی وارد صحنه سیاسی بزرگ شده بود. آیا طی این مدت در داخل سازمان همکاری شانگهای و در روابط آن با ایران چیزی تغییر کرده است؟ اصل کار این است که همکاری تهران با این سازمان چه دورنمایی دارد؟ این سئوال بی اساس نیست زیرا پاسخ مثبت آن می تواند در معادلات سیاسی بین المللی و منطقه ای تغییرات فراوانی ایجاد کند.

بیانیه نهایی را که در آن «پرونده هسته ای» تهران به طور جداگانه ذکر شده بود، می توان موفقیت ایران در اجلاس سال گذشته سران سازمان همکاری شانگهای محسوب کرد: «دولت های عضو مراتب نگرانی خود را از اوضاع پیرامون ایران و برنامه هسته ای ایران ابراز می کنند. آنها معتقدند که خطر توسل به زور نظامی و تحریم های یکجانبه بعضی کشورها علیه این کشور غیر قابل قبول است. فقط با توسل به روش های صلح جویانه و بر اساس اصل گام به گام و اقدام مشترک می توان همه نگرانی ها را رفع کرد».

برگردان این جمله از زبان اسناد رسمی به زبان عادی انسانی بدان معناست که کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای خود را موظف به رعایت تحریم های یکجانبه ایالات متحده و متحدانش علیه ایران نمی دانند. افزون بر آن، روسیه و چین، اعضای کلیدی سازمان اعلام کردند که حاضرند ایران را به عنوان شریک فعال در طرح های مشترک اقتصادی ببینند. ولی در آن زمان مسأله اصولی عضویت تمام عیار تهران در سازمان حل نشد زیرا آن اصل که کشوری که تحت تحریم های بین المللی قرار دارد، نمی تواند عضو سازمان شود، برطرف نشد.

طی یک سال گذشته در داخل ایران، در اوضاع پیرامون جمهوری اسلامی و در سراسر جهان تغییرات جدی پدید آمده است. مسایل امنیت منطقه خاور نزدیک و میانه شدید تر شده اند. خود روسیه به هدف تحریم های غربی تبدیل شده است. رویارویی اقتصادی چین با آمریکا و متحدانش در جنوب شرق آسیا همچنان رو به رشد است. علاوه بر آن دو عامل مهم که در معادلات منطقه ای نفوذ قابل توجهی دارند و بازی ژئوپلتیکی را تعیین می کنند که پیرامون حفظ نظارت غرب بر منطقه جریان دارد، به وجود آمده اند. اولاً اتحادیه اقتصادی اورآسیایی از شکل و مشخصات واقعی برخوردار شده است و ثانیاً، نسل جدید رهبران چین به ریاست شی جین پینگ نه تنها نظریه «فضای اقتصادی راه بزرگ ابریشم» را که در آن برای ایران یکی از نقش های کلیدی را قایل شدند، مطرح کردند بلکه به اجرای این نظریه پرداختند.

به ظاهر از اینجا باید نتیجه روشنی گرفت که شرکت ایران در سازمان همکاری شانگهای در حال حاضر نه تنها ابتکار خود تهران بلکه ضرورت مبرم توسعه سازمان است. روسیه که یکی از مؤسسان سازمان همکاری شانگهای است، خودش به هدف تجاوز به وسیله تحریم ها تبدیل شده است. به نظر می آید که همه موانع از سر راه عضویت ایران در سازمان برداشته شده است ولی این تنها برداشت وهله اول است.

آستانه و مسکو نمی توانند از دیدگاه تحمیلی غربی درباره ایران به عنوان نه شریک بلکه رقیب راهبردی دست بکشند. به همین علت به هنگام طراحی دستور روز اجلاس قریب الوقوع سران درخواست ایران دوباره رد شد. فرمول تکان دهنده ای به کار گرفته شد که «ایران تحت تحریم است». گویا روسیه تحت تحریم نیست؟ این نگرانی ها به وسیله فرار مرتب اطلاعات که به دست «ستون پنجم» از طریق رسانه‌های گروهی و روزنامه نگاران و سیاستمداران جیره خوار جاهل انجام می شوند، تغذیه می شود.

درباره علاقه مندی آمریکا به امور سازمان همکاری شانگهای
معلوم می شود که مسأله عضویت تمام عیار ایران در سازمان همکاری شانگهای مورد توجه بسیار دقیق دیپلماسی امریکایی قرار گرفته است. منابع به خوبی مطلع، اطلاع می دهند که یک ماه پیش دیپلمات های بلندپایه آمریکایی با همتایان چینی و روس خود گفتگو های «اکتشافی» به عمل آوردند تا بفهمند که آیا اجلاس سران در دوشنبه می تواند برای «محور ایرانی» سیاست خارجی دولت باراک اوباما خبرهای غیر منتظره ناگواری به بار آورد یا خیر. از جمله به طرف روس با کنایه گفته شد که ایالات متحده مسئله عضویت اوکراین و گرجستان در ناتو را سرعت نمی بخشد و در عوض منتظر «حسن نیت» در زمینه عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای است.

به همتایان چینی فهماندند که گام ها در جهت تعمیق همکاری ایران با سازمان همکاری شانگهای می تواند بر مذاکرات جاری درباره «پرونده هسته ای» اثر جدی بگذارد که به گفته دیپلمات های آمریکایی این مذاکرات نزدیک است نتیجه مثبتی بدهد. ادعا می شد که ایالات متحده مخالف پیوستن تهران به سازمان همکاری شانگهای نیست ولی این کار باید به بعد موکول شود.

سنت دیرینه دیپلماسی آمریکایی یعنی دروغ گفتن و گمراه کردن دیگران و سر و ته کردن اوضاع واقعی، در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما به اوج بی سابقه ای رسیده است. تصادفی نیست که جان کری دیپلمات ارشد آمریکایی را به طور غیابی فقط «کری خالی بند» می نامند. دیپلمات های آمریکایی در جریان گفتگوهای «اکتشافی» مذکور نیز بر اساس دستور العمل های وزارت خارجه آمریکا رفتار کرده و دروغ می گفتند. در اجلاس سران ناتو که اوایل ماه جاری در ولز بریتانیا برگزار شد، اوکراین و گرجستان به دلایل دور از «حسن نیت» آمریکا به عضویت ناتو دعوت نشدند که می توان فقط از اروپایی های هوشمند به این خاطر تشکر کرد. ولی در خصوص «تأثیر گذاری بر مذاکرات پیرامون برنامه هسته ای» باید گفت که تقصیر به طول انجامیدن این مذاکرات و حفظ رژیم تحریم ها در حق تهران تماماً بر دوش ایالات متحده و بریتانیا و فرانسه، شرکای «جرم» آمریکا در روند مذاکرات است. جنگ تحریم ها علیه روسیه که غرب شروع کرده است، به جهانیان به طور آشکار نشان داد که تحریم های غرب به «مبارزه در راه صلح در سراسر جهان» ربطی ندارد بلکه حربه ای علیه رژیم های مغضوبی است که به خود اجازه می دهند علیه خواست های واشنگتن و بروکسل اقدام کنند.

لذا علت واقعی مخالفت آمریکا با پیوستن ایران به سازمان همکاری شانگهای در مواظبت تخیلی آمریکا از روند مذاکرات درباره پرونده هسته ای نهفته نشده و به «حسن نیت» ربطی ندارد. محور راهبردی مسکو – تهران – پکن خواب وحشتناک واقعی برای دیپلماسی آمریکایی است که به معنی شکست امید ها به برقراری نظارت کامل بر خاور میانه و مسیرهای انتقال منابع طبیعی است. واشنگتن به همین علت از هر دریچه ای برای ایجاد موانع بر سر راه ساخت این محور استفاده می کند. دسایس پیرامون سازمان همکاری شانگهای به اندازه اوضاع سوریه و عراق و قراردادهای اقتصادی، میدان نبرد علیه کشورهای ما می باشد.

نتایج سال حسن روحانی و «عامل ترکی»
پس از تشکیل اتحادیه اقتصادی اورآسیایی و آغاز اجرای نظریه «فضای اقتصادی راه بزرگ ابریشم» توسط رهبران چین، میدان مانور های ضد ایرانی غرب در خاور میانه و آسیای مرکزی به طور قابل ملاحظه ای تنگ شده است. گام های نظامی – سیاسی معقولانه و سنجیده مسکو در جهت به خود وابسته کردن ساختارهای دفاعی ملی کشورهای آسیای مرکزی همراه با تلاش های پکن در جهت توسعه اقتصاد منطقه (ولو این که این گام ها فعلاً تا حدودی یکجانبه است)، موجبات کاهش قابل توجه نفوذ غربی را فراهم می کند. ولی دولت روحانی طی یک سالی که از زمان اجلاس بیشکک سازمان همکاری شانگهای گذشت، از فرصت های موجود به طور کامل استفاده نکرده است.

بدیهی است که کسی نمی تواند همزمان در همه محورها قوی باشد. این هم روشن است که رفع یا تضعیف قابل توجه تحریم های غربی، هدف برنامه های اساسی و شاید تنها هدفی است که حسن روحانی و تیم وی در انتخابات مطرح کردند. هدف مهم دوم تیم رئیس جمهور فعلی ایران در بعد سیاست خارجی، تنزل درجه تنش در روابط با عربستان سعودی بود که به بهانه مبارزه با توسعه طلبی شیعیان در منطقه، یک جنگ سرد تمام عیار را شروع کرد که از مدت ها پیش به جنگ گرم تبدیل گردیده است.

دولت روحانی که این دو هدف اساسی به تعبیر آن زمان تهران را دنبال می کرد، نه تنها در محورهای دیگر سیاست خارجی خویشتن داری زیادی از خود بروز می داد بلکه به طور آشکار به حضور خود در آسیای مرکزی توجه به مراتب کمتری کرد. سرانجام نه تنها تبادلات بازرگانی با این کشورها بلکه ابعاد فعالیت دیپلماسی ایرانی در جهت توسعه تعامل با سازمان همکاری شانگهای کاهش یافت. هم امروز و هم یک سال یا دو سال پیش این انتظار که سازمان همکاری شانگهای خط ویژه ضد غربی دنبال کند که برای ایران عضویت اتوماتیک در این سازمان را حد اقل با عنایت به ملاحظات اصولی ضد آمریکایی تأمین کند، انتظار جدی نبود. ولی تهران با استفاده از مهارت بازرگانی خود، با استفاده از شرکت در طرح های منطقه ای و توسل به بازی باریک دیپلماتیک که همیشه نقطه قوت ایران بوده است، می توانست برای خود در سازمان همکاری شانگهای وضع خاصی ایجاد کند. ولی این نتیجه حاصل نشد. دولت حسن روحانی از یک سو تمایل غرب به گفتگو با تهران را بیش از حد واقعی ارزیابی کرد (و در واقع خریدار دوستی نمایشی واشنگتن شد که چیزی جز بازی سیاسی نبود)، و از سوی دیگر، تلاش های خود را در طرح های خارجی مانند سازمان همکاری شانگهای کاهش داد زیرا مقامات جدید ایران این طرح ها را فاقد دورنمای لازم دانستند.

متأسفانه، ایران از فرصت خود استفاده نکرد و حالا آنکارا مدعی موقعیت حقوقی شریک ویژه سازمان همکاری شانگهای و اتحادیه اقتصادی اورآسیایی است زیرا با اصرار و مهارت زیادی در این جهت فعالیت می کند. رجب طیب اردوغان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و بعد از آن صریحاً اعلام کرد که اهداف سیاسی آنکارا در خاور میانه و آسیای مرکزی و در روابط با سازمان همکاری شانگهای و اتحادیه اقتصادی اورآسیایی شامل گسترش نفوذ ترکیه در «جهان ترکی» است که بخش بزرگ لاینفک منطقه را تشکیل می دهد.

ولی ضمن بررسی ابتکارات ترکیه در خصوص شرکت آنکارا در اتحادیه اقتصادی اورآسیایی و سازمان همکاری شانگهای باید این واقعیت را در نظر گرفت که عمدتاً آنکارا است که در اکثر زمینه ها از شرکت گسترده خود در این همکاری سود خواهد برد. پیشنهاد اساسی ترکیه در زمینه «همکاری تنگاتنگ» شامل ایجاد منطقه تجارت آزاد است که ترک ها حاضرند در چارچوب آن حتی به پرداخت های متقابل به ارز های ملی گذر کنند. لغو سدهای گمرکی به معنی افزایش صادرات ترکیه شده و به آنکارا اجازه خواهد داد بر کاهش قیمت های نفت و گاز روسی تأکید کند. با این وجود، شراکت ویژه ترکیه نسبتاً محدود است و با توجه به اهداف اتحادیه اقتصادی اورآسیایی و سازمان همکاری شانگهای، به این اتحادیه ها فایده کمتری خواهد داد تا همکاری با ایران. بدیهی است که هیچ یک از طرح های جدی اقتصادی سازمان همکاری شانگهای و هیچ یک از چالش ها برای امنیت اعضای آن نمی تواند بدون تعامل با تهران به طور مؤثر حل شود.

افغانستان به کشور امن تری تبدیل نشده است. چین، هند و اعضای سازمان همکاری شانگهای تنها از راه همکاری با ایران می توانند به طور کامل از سرمایه گذاری های خود در این کشور دفاع کنند. روسیه از راه همکاری با ایران می تواند بالاخره به طور مؤثر با ادامه تجاوز مواد مخدر افغانی به خاک روسیه مقابله کند. حمایت ایران از اندیشه تأسیس بانک توسعه سازمان همکاری شانگهای و شرکت تهران در اتحادیه بانکی این سازمان می تواند بنای فعالیت جمهوری اسلامی در طرح های مشخص اقتصادی منطقه ای را بگذارد که ممکن است شامل ایجاد زیرساخت حمل و نقل فرا منطقه ای و شرکت در طرح روسی – چینی ایجاد سامانه ارتباطات سیار ماهواره ای شخصی شود. ایران در این شاخه فناوری های بالا چیزی دارد که عرضه کند. ایران می توانست حتی در چارچوب «شراکت ویژه» در تعامل با سازمان همکاری شانگهای در این زمینه و در زمینه های دیگر سهم ارزنده ای ایفا کند.

درهای سازمان همکاری شانگهای برای ایران همچنان باز است و موانع سیاسی بر خلاف برداشت یک سال پیش، اینقدر صعب العبور نیست. در این شرایط باید امیدوار باشیم که دولت حسن روحانی رئیس جمهور ایران بعد از ارزیابی درست اوضاع در محورهای دیگر درباره ضرورت و اجتناب ناپذیری گسترش همکاری تهران با سازمان همکاری شانگهای نتیجه درستی بگیرد. در نهایت امر، حتی طراحی موقعیت ویژه کشور عضو مستلزم ابتکار دیپلماتیک و برنامه ریزی دقیق است. چرا ایران همین الآن در حاشیه اجلاس سازمان همکاری شانگهای در دوشنبه همراه با کشورهای عضو دیگر این کار را شروع نکند؟

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «ایران رو: ایران و سازمان همکاری شانگهای؛ بی تفاوتی غیر موجه» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات