«فرشته‌ها با هم می آیند»؛ یک سوژه حیف شده در سینمای اجتماعی نوین

«فرشته‌ها با هم می آیند»؛ یک سوژه حیف شده در سینمای اجتماعی نوین

تسنیم/ نخستین تجربه فیلمسازی «حامد محمدی» از دو رویکرد قابل بررسی است: نخست آنکه کارگردان در ساخت این اثر تا چه میزان به مقوله استقلال سینمایی اثر تاکید دارد و دوم آنکه، تا چه میزان تلاش کرده تا این اثر به مانند «طلا و مس» که خود نویسنده‌اش بود، متفاوت باشد.
در پاسخ به سوال نخست باید گفت که انگاره‌های استقلال سینمایی در «فرشته‌ها با هم می‌آیند» به درستی، چندان ملموس نیست. فیلم بیش از آنکه تابع اجرائیاتی گل درشت و خیره کننده باشد، معطوف به قصه است و حال آنکه این اتفاق می‌تواند دال بر هوشمندی کارگردان باشد؛ وقتی قرار است داستانی تک خطی درباره طلبه ساده زیستی کار شود که این داستان، خرده پیرنگ‌های بسیار کمی دارد، حکم عقل و تجربه بر یک میزانسن خفیف و ساده است؛ چیزی که ما در فیلم می‌بینیم. طبیعتا در چنین فیلمی، برخی حرکات دوربین نیز نباید چندان به چشم بیاید. چرخش‌های ناگهانی دوربین یا دوربین متحرک یا روی دست از مواردی است که با این میزانسن خوانایی ندارد حال آنکه چنین مواردی در این فیلم مشاهده نمی‌شود. بنابراین فیلم در بحث ساختاری خود و تابعیت بی‌چون و چرا از قصه مطروحه، نمره قبولی دریافت می‌کند که مطمئنا نقش تهیه کننده و مشاوره و بهره‌مندی از تجربیات او در این اتفاق، قابل چشم پوشی نیست.
به رویکرد دوم می‌رسیم که مهم‌تر از مورد نخست است. «حامد محمدی» پیش از این فیلمنامه، سناریوی دو فیلم موفق «طلا و مس» و «حوض نقاشی» را نوشته بود و «فرشته‌ها با هم می‌آیند»، سومین تجربه فیلمنامه نویسی حرفه‌ای او محسوب می‌شود. نکته مشترک در هر سه فیلمنامه، علاقه نویسنده به نشان دادن بحران در خانواده‌های خاص است که طبیعتا بحران این روزهای اکثر خانواده‌های ایرانی، اقتصادی است که می‌تواند منجر به بحران‌های عاطفی و خانوادگی نیز شود. نویسنده، عشق در مراحل حساس زندگی را سرلوحه نگارش خود قرار داده است اما با این حال، این سوال، منطقی به نظر می‌رسد که نویسنده چه تفاوت‌های زیرساختی را در تبینن دو خانواده روحانی «طلا و مس» و «فرشته‌ها با هم می‌آیند» قائل شده است؟ خط روایی هر دو فیلم تا حدودی شبیه به یکدیگر است؛ هر دو فیلم، روایتی خطی دارند بدون عطف‌های آنچنانی داستانی و اینجاست که ابتکار نویسنده در تمییز میان این دو خانواده بیشتر احساس می‌شود.
بزرگ‌ترین تفاوت دو خانواده، جنس منش رفتاری روحانی در دو فیلم است. در این فیلم برخلاف روحانی «طلا و مس»، مخاطب با روحانی شاد و راحتی مواجه است که زندگی را آن قدر‌ها سخت نمی‌گیرد، توجه بیشتری به همسرش دارد و تلاش می‌کند تا رابطه‌اش با مردم، بیشتر از سید رضا باشد. این‌ها تنها صورت مساله است که فیلم گویا به مانند «حوض نقاشی» ‌‌نهایت تلاش خود را می‌کند تا این وجه از فیلم را به خوبی نشان دهد و توجه چندانی به مفاهیم نکند.
زندگی روحانی ساده زیست، پیش می‌رود تا اینکه همسرش، به ناگهان سه قلو‌هایش را وضع حمل می‌کند و طبیعتا مشکلاتی در زندگیشان رخ می‌دهد و در ‌‌نهایت شوک بزرگ داستان، وخامت حال یکی از نوزادان است که این مهم، بدون چالشی آن چنانی ختم به خیر می‌شود.
اما مشکل بزرگ این داستان در شخصیت پردازی‌هایش است درست برخلاف «طلا و مس». در «طلا و مس» مخاطب با سید رضا مواجه می‌شود که پس از طی یک مسیر دراماتیک که به شدت با جامعه امروز ما خوانایی دارد، به یک تحول درونی می‌رسد که نتیجه‌اش می‌شود سکانش تاثیرگذار جفت کردن کفش طلبه‌ها در پشت درب حجره اما در این فیلم، انگار نویسنده از روی دست خود تقلب می‌کند و بدون هیچ تلاش خاصی برای تحول درونی (که هدف فیلم نیز نیست) می‌خواهد با نشان دادن سکانس نماز خواندن احمد پشت در کلاس درس، به نوعی این حرکت تاثیرگذار قبلی خود را واکس بزند حال آنکه اثرگذاری این سکانس، قابل قیاس با این سکانس نیست چرا که احمد مسیر تحول را طی نمی‌کند و تنها از کنار مشکلاتی عبور می‌کند که این عبور (به مانند دعوت به بازی در یک فیلم سینمایی)، برخلاف «طلا و مس» چندان با عقل و درام سازگاری ندارد و نمی‌تواند وفاداری سفت و سختی نسبت به جامعه امروز باشد.
در اینجا یک سوال بسیار مهم مطرح می‌شود و آن اینکه چرا یک نویسنده که در تشخیص ایده و طرح داستانی، موفق و بکر عمل می‌کند، به شکل عامدانه‌ای نمی‌خواهد داستان خود را به لحاظ محتوایی مورد پردازش قرار دهد؛ اتفاقی که در «حوض نقاشی» رخ داد و این بار در «فرشته‌ها با هم می‌آیند» نیز تکرار شد یعنی اهتمام نویسنده، تنها در نشان دادن یک سری داستان سطحی و معمولی در یک شرایط بحرانی است در حالی که می‌تواند استفاده‌های دراماتیک عمیق تری از دل این بحران‌ها بیرون کشید و طبعا ماندگاری اثر را بیشتر کرد. این تلاش خودخواسته، به نوعی سوژه را حیف و میل می‌کند و نمی‌تواند به سبک مستقلی در سینمای نوین اجتماعی ایران تبدیل شود.
در چنین فیلم‌هایی که فعلا در انحصار پدر و پسر محمدی قرار دارد، قهرمان، فردیت پیدا نمی‌کند و اعتدال در تمام اثر، موجودیت می‌یابد ضمن اینکه «پایان خوشایند» نیز دیگر خصیصه این آثار می‌شود و هر مشکل، زنجیره وار به زایش مشکلات دیگر نمی‌رسد. واقعا بیان خوب یا بد برای چنین سبکی، بسیار سخت است.
اما قدر مسلم برای فیلم «فرشته‌ها با هم می‌آیند» و دو تجربه دیگر محمدی به ما می‌گوید که مخاطب در این آثار، با فیلم‌های شریفی مواجه است؛ فیلم‌هایی با دغدغه‌های انسانی که متاثر از جامعه روز خود هستند؛ آثاری که بی‌ادعا، سبک زندگی و تاثیر جبر محیطی بر آن را نشانه گرفته‌اند و از قضا با استقبال خوبی هم مواجه شده‌اند.
مجتبی اردشیری

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان ««فرشته‌ها با هم می آیند»؛ یک سوژه حیف شده در سینمای اجتماعی نوین» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات