حکایت/ خودم الاغم را می خرم!

حکایت/ خودم الاغم را می خرم!

خراسان/ روزی نصرالدین الاغش را به بازار بُرد تا بفروشد. به دلالی گفت: «اگر بتوانی این الاغ چموش را برایم بفروشی، انعام خوبی به تو می دهم»؛ دلال افسار الاغ را گرفت، رفت وسط بازار و شروع کرد به تعریف کردن از الاغ و آن قدر از چالاکی و نجابت و سلامت الاغ تعریف کرد که نصرالدین پشیمان شد و با خودش گفت: «مگر هیچ آدم عاقلی چنین مالی را از دست می دهد؟!» سریع الاغ را از دست دلال بیرون کشید و خوشحال به سمت خانه راه افتاد.
لطیفه های شیرین فارسی - صفحه ۲۶

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «حکایت/ خودم الاغم را می خرم!» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات