چهره ها/ خداحافظ آقای پرحاشیه ...

چهره ها/ خداحافظ آقای پرحاشیه ...

برترین ها/ هفته گذشته خبری منتشر شد در مورد اینکه علیرضا نیکبخت واحدی از میادین فوتبال خداحافظی کرده است و قرار شده همراه با خانواده اش در آنتالیا سکونت کند. اینکه منشأ شایعه کجا بود مشخص نشد اما به نظر می رسد شایعه ساز در مورد زمان خلق این خبر، هوشمندانه عمل کرده و از ناکامی نیکبخت در پیدا کردن تیم برای فصل آینده نهایت استفاده را برده است. به هر حال اما واحدی خیلی زود و با لحنی قوی این خبر را تکذیب کرد و گفت که همچنان قصد دارد به کار حرفه ای اش ادامه بدهد.
هر چند در حال حاضر تنها مقصد باقی مانده برای او مسابقات دسته اول خواهد بود. در شرایطی که بسیار بعید است نیکبخت بیرون از ایران باشگاهی برای ادامه کار پیدا کند، یا باید رنج حضور در لیگ خاموش پایین را انتخاب کند یا ناخواسته تن به تایید خبر شایعه سازان بدهد و از فوتبال کنار برود. هر چه باشد اما، دست کم بازگشت او به استقلال بعد از آن همه وعده و وعید راجع به برگشتن به اوج و حتی تیم ملی، نشان داد پدیده ای به نام نیکبخت برای فوتبال ایران رسما به پایان رسیده است. او حالا در شرایطی ناچار است با گوشه نشینی کنار بیاید که 34 سال دارد؛ در حالی که امثال رضا عنایتی با شناسنامه های بزرگتر از وی همچنان در حال درخشش هستند.
این مطلب سعی می کند نگاهی داشته باشد به فراز و فرودهای زندگی نیکبخت واحدی، بازیکنی که شاید باید در موردش به گفتن همین یک جمله بسنده کرد: قدر خودش را ندانست.

ابومسلم، تولد دوم
در بیوگرافی نیکبخت واحدی نوشته شده: «علیرضا 9 تیر 1359 در مشهد به دنیا آمد. پدرش خیاط بود و مادرش خانه دار. وی در رشته فنی و حرفه ای دیپلم گرفت.»
اما شاید لازم باشد محل تولد او در شناسنامه کاری و حرفه ای اش، ابومسلم خراسان ذکر شود. در واقع واحدی فوتبال را با بازی در تیم های آموزشگاهی شروع کرد و خیلی زود به تیمی به نام «راوند» پیوست. باید خیلی خوش شانس باشی که فقط چند ماه بعد از حضورت در چنین تیمی، بازی با ابومسلم در مسیرت قرار بگیرد و باعث شود درخشش تو، مسئولان مشهورترین تیم تاریخ مشهد را به صرافت جذب بیندازد.

علیرضا دقیقا به همین اندازه خوش اقبال بود و نتیجه اش شد همین که در 18 سالگی سر از ابومسلم درآورد و در لباس سیاه جامه ها خوش درخشید. انجام 30 بازی و به ثمر رساندن شش گل باعث شد تا نیکبخت تنها یک سال بعد از آغاز کارش با ابومسلم، مورد توجه استقلال تهران قرار بگیرد. این می توانست به معنای جهشی خیره کننده باشد. بازیکنی که تا سه سال پیش در فوتبال آموزشگاه ها مشغول به کار بود، حالا به عضویت یکی از دو تیم برتر ایران درآمده و همه اینها در حالی رخ می دهد که او هنوز 20 سالش را هم پر نکرده است!


استقلال، فراتر از اوج
در مورد استقلالی شدن نیکبخت روایت های متعددی وجود دارد؛ مثلا عده ای می گویند امیر قلعه نویی وقتی در کادر فنی تیم ملی امید حضور داشت، از بازی واحدی خوشش آمد و او را به استقلال دعوت کرد. روایتی دیگر اما می گوید بازی درخشان علیرضا در دیدار ابومسلم و فجرسپاسی باعث شد اسم و رسم او در حافظه مربی وقت تیم شیرازی یعنی منصور پورحیدری به ثبت برسد و وی بعد از رسیدنش به نیمکت استقلال سراغ همان ستاره جوان را بگیرد.

به هر حال نیکبخت در سال 78 با عقد یک قرارداد پنج ساله به استقلال پیوست و تا روز آخر قراردادش و حتی بیشتر از آن در جمع آبی پوشان باقی ماند. او بهترین نمایش های ممکن را برای استقلال ارائه داد. بازی نیکبخت در این سال ها مملو از سکانس های به یادماندنی برای هواداران بوده است که احتمالا مهمترین شان به ضربه سر او مقابل الاتحاد عربستان مربوط می شود؛ گل دیرهنگامی که استقلال را نجات داد و ورزشگاه آزادی را روی هوا فرستاد.

نیکبخت حالا به وضوح در مسیر پیشرفت قرار گرفته بود. او در دومین سال حضورش در استقلال با این تیم قهرمان جام آزادگان شد و بعدتر در واپسین فصل حضورش در جمع آبی پوشان نیز قهرمانی ایران را یک بار دیگر با فتح جام لیگ پنجم حرفه ای تجربه کرد.

یکی از پرنده های آسمانی
نیکبخت واحدی به خاطر استیل اش و همینطور پست بازی اش ویژگی هایی داشت که می توانست دل یک مربی خارجی را ببرد. او در روزهای اوجش خوش شانس بود که میروسلاو بلاژویچ هدایت تیم کشورمان را برعهده داشت و می توانست قابلیت های نیکی را به عنوان یک مدافع چپ در سیستم دفاع خطی درک کند.

چیرو به بازی واحدی اعتقاد داشت و او را در کنار کسانی مثل هاشمی نسب، رحمان رضایی و علی دایی یکی از پرندگان آسمانی تیمش به شمار می آورد. با این همه اما سرنوشت آن تیم چیزی غیر از تلخکامی نبود. تیم زیبا و دوست داشتنی میروسلاو بلاژویچ با قبول شکست برابر بحرین و بعدتر باخت در دو بازی رفت و برگشت مقابل ایرلند جنوبی از راهیابی به جام جهانی کره و ژاپن محروم شد تا نیکبخت واحدی هم به یکی از بزرگترین ستارگان تاریخ فوتبال ایران تبدیل شود که موفق به حضور در جام جهانی نشده اند.

پرسپولیس؛ مفید و مختصر
بدون تردید شگفت انگیزترین تصمیم زندگی حرفه ای نیکبخت واحدی، در پایان لیگ پنجم توسط او اتخاذ شد؛ جایی که نیکی در کمال تعجب در اردوی ترکیه سرخپوشان با آنها به توافق رسید و به پرسپولیس پیوست. این اتفاق از جنبه های بسیار زیادی نامتعارف بود و خیلی از هواداران استقلال هرگز نتوانستند هضم اش کنند.

خداحافظ آقای پرحاشیه (تیتر با آقای شاهین نیا هماهنگ شود)
پرسپولیس نه تنها تا آخرین روز حضورش در استقلال با مسئولان این باشگاه هیچ مشکلی پیدا نکرد، بلکه به رغم افول فنی اش در لیگ پنجم با اعتماد ویژه امیر قلعه نویی همچنان در ارنج اصلی استقلال به زمین فرستاده می شد. با این وجود او ناگهان به تیم سابقش پشت کرد و سر از اردوگاه رقیب درآورد.

پرسپولیسی ها که در آن فصل تا پیش از توافق با نیکبخت اقدام به جذب بهشاد یاورزاده برای جناح چپ کرده بودند، عذر این بازیکن را خواستند و کار را در لیگ ششم با واحدی شروع کردند. برخلاف بسیاری از یاغیان این سال های فوتبال ایران، حضور نیکبخت در پرسپولیس برای او توأم با موفقیت بود.

نیکی در پرسپولیس مفید و مختصر ظاهر شد. او سه فصل برای سرخپوشان توپ زد. سال اول مصطفی دنیزلی پست او را تغییر داد و به عنوان مهاجم نوک از وی بازی گرفت. در این سال سرخپوشان بازی های خوبی ارائه دادند و نیکبخت هم بعد از معدنچی به عنوان بهترین گلزن قرمزها شناخته شد. از جمله بهترین اتفاقاتی که در لیگ ششم برای نیکبخت رخ داد، گلزنی او به استقلال در دربی تهران بود. او بعدها از این گل به عنوان شیرین ترین گل زندگی اش یاد کرد.

موفقیت های واحدی با پرسپولیس همچنان ادامه داشت و او در لیگ هفتم توانست همراه با سرخپوشان به مقام قهرمانی لیگ هفتم حرفه ای دست پیدا کند. با حضور افشین قطبی در پرسپولیس، حاشیه های نیکبخت هم به اوج رسید. او که ناچار بود هفته ای سه بار اختلافاتش با امپراتور را تکذیب کند، همراه با محمدرضا مامانی و شیث رضایی باندی را تشکیل دادند که از سوی بخشی از افکار عمومی به عنوان گروه ضد مربی شناخته می شد. کار تا آنجا بیخ پیدا کرد که شیث از پرسپولیس کنار گذاشته شد اما نیکبخت ماند و جام را با قرمزها بالای سر برد.

لیگ هشتم آخرین فصل از دوران حضور واحدی در پرسپولیس به شمار می آمد. او آن سال هم بد بازی نکرد اما بحران مرگباری که بر فراز سر سرخپوشان سایه انداخته بود، همه چیز را نابود کرد.

فرار شبانه قطبی، تغییرات پی در پی کادر فنی و مدیریتی و بسیاری از مسائل جانبی دیگر باعث شد آب خوش از گلوی قرمزها پایین نرود. در پایان آن فصل نیکبخت از پرسپولیس جدا شد و به استیل آذین پیوست. از اینجا به بعد دیگر می شد به وضوح نشانه های تنزل را در زندگی حرفه ای واحدی دید. عجیب اینکه بعد از جدایی نیکبخت و پرسپولیس از هم، دیگر هیچ کدام شان طعم موفقیت را نچشیدند!

از اتلتیکو مادریدتا الوصل!
نیکبخت واحدی کلا از آن دست بازیکنانی بودکه «شایعه خورش» خیلی ملس به نظر می رسید. در مورد او به ویژه وقتی در روزهای خوب فوتبالش به سر می برد، شایعات زیادی وجود داشت و گاه و بیگاه می گفتند علیرضا خان قرار است به فرهنگ برود. وقتی بازیکنان عمدتا نازل امروزی هر کدام شان روی کاغذ از چند پیشنهاد خارجی درشت حرف می زنند، طبیعی بود که یکی مثل نیکبخت در آن زمان از این نظر حرف اول را بزند. یک روز می گفتند چند تیم بوندس لیگایی او را می خواهند، روز دیگر از احتمال پیوستن اش به لیگ جزیره سخن به میان می آمد و یک روز هم از اتلتیکو مادرید به عنوان مشتری نیکی حرف زده می شد!

این بازارگرمی ها البته چندان هم برای واحدی ناخوشایند نبود. اصلا یکی از مهمترین اصطکاک های او با کادر فنی پرسپولیس در لیگ هفتم، همین بود که نیکبخت مدام از در کار بودن پیشنهادات خارجی حرف می زد. در یکی از مصاحبه های همان روزهای واحدی می خوانیم: «به هر حال من برای نیم فصل چهار پیشنهاد دارم که یکی از آنها از انگلیس است؛ با اینحال به خاطر قطبی می خواهم بمانم و به قهرمانی پرسپولیس کمک کنم. من با قطبی مشکلی ندارم.»

با وجود این همه هیاهو اما نیکبخت فقط یک بار برای یک تیم غیرایرانی به میدان رفت؛ آنچه مربوط به سال 2005 و حضور او در تیم الوصل می شد. این کارنامه با آن همه قیل و قال ابدا همخوانی ندارد.


در مسیر قهقرا
از استیل آذین به بعد کارنامه علیرضا نیکبخت کاملا معطوف به قهقراست. او بعد از خروج از پرسپولیس، در تیم های استیل آذین، صبا، پیکان و داماش توپ زد اما در همه این باشگاه ها تنها 46 بار وارد زمین شد. این کارنامه ای کاملا غیراستاندارد است برای بازیکنی که از 28 تا 32 سالگی می توانست بیشتر از 100 مسابقه انجام بدهد. نیکی طی این سال ها به دفعات مصاحبه کرده و گفته اشتباهات فردی اش نقش زیادی در غروب زودهنگام خورشید اقبالش داشته است. مهم اما سال هایی بودند که گذشتند و دیگر برنمی گردند.

250 میلیون، روزی بچه!
این هم ایستگاه پایانی بود. بازیکنی که یک روز در جشن قهرمانی پرسپولیس بلندگو را دستش گرفت و به شدت به استقلال یورش برد، هفت سال بعد ناچار شد برای دوباره بر تن کردن پیراهن آبی، از حضورش در جمع سرخپوشان به عنوان اشتباهی بزرگ یاد کند!
قلعه نویی با بازگشت نیکبخت به استقلال موافقت کرد و قرارداد او با این باشگاه را «روزی بچه» این بازیکن به شمار آورد! بچه نیکبخت شاید یکی از معدود بچه های این سرزمین باشد که روزی یک سالش می شود 250 میلیون تومان! در حالی که خیلی از هواداران استقلال در مورد بخشیدن یاغی سابق شان تردید داشتند؛ امیر، نیکبخت را به عنوان دفاع چپ به کار گرفت و 18 بار به او بازی داد، اما داستان «کیفیت» چیزی نبود که بشود نادیده اش گرفت.
بازی های نه چندان قابل قبول نیکبخت در استقلال خیلی زود صدای منتقدان را درآورد. وقتی آخرین اشتباه او باعث شد ادینیو در یک روز برفی طاق دروازه رحمتی را فرو بریزد، دیگر جای تردید باقی نماند که نیکبخت باید برود. او تمام شده بود.
خداحافظی با علیرضا نیکبخت واحدی، وداع با یک ستاره است؛ کسی که مدت ها نقش یک چهره «بفروش» را برای مطبوعات بازی می کرد، پسری که با اولین دستمزدش از فوتبال، موبایل خرید و دومین دریافتی اش را خرج تهیه یک رنوی شراکتی کرد! او هم برای فوتبال ایران فصلی بود که به سر رسید.

مروری بر زندگی فوتبالی نیکبخت نشان خواهد داد او چرا و چگونه به این شرایط رسیده است.

13
شاید عجیب ترین اتفاق زندگی فوتبالی نیکبخت در آغاز لیگ سیزدهم رخ داد، جایی که امیر قلعه نویی در اقدامی عجیب، پرحاشیه ترین بازیکن روی سکوها را به استقلال آورد تا به نوعی روزی بچه اش را بدهد! نیکبخت که در اوج از استقلال رفته بود، سال گذشته پای ثابت نیمکت این تیم بود و تنها 675 دقیقه فرصت بازی پیدا کرد.

عملکرد ضعیف او با پیراهن استقلال باعث شد قلعه نویی تنها بعد از یک سال این بازیکن را کنار بگذارد تا او بدون تیم شود. اینطور که به نظر می رسد نحسی 13 بدجور واحدی و استقلال را گرفت چون از طرفی استقلال با او هیچ جامی نیاورد و هم خودش از فوتبال دور شد! استقلالی که آخرین بار با نیکبخت قهرمان ایران شده بود، این بار با او حتی یک جام هم نیاورد.

3

نیکبخت پرسپولیس با نیکبخت استقلال تفاوت های فراوانی داشت. او که حالا به پرحاشیه ترین بازیکن نزد هواداران استقلال تبدیل شده بود، در پرسپولیس تغییر پست داد و به جای اینکه در عقب زمین بازی کند به خط حمله رفت. همین مسئله باعث شد نیکبخت در فوتبال ایران بار دیگر اوج بگیرد و توانایی های دیگرش را هم اثبات کند. گلزنی در دربی و رسیدن به قهرمانی لیگ هفتم، باعث شد نیکبخت در پرسپولیس هم به یک بازیکن محبوب تبدیل شود. البته نیکبخت تنها دو سال برای پرسپولیس در اوج فوتبال بازی کرد و در لیگ هشتم آنقدر درگیر مسائل حاشیه ای شد که در نهایت منشوری شد.

3

بازی های خوب و فیزیک مناسب، موجب درخشش نیکبخت در مسابقات آموزشگاهی شد. همین مسئله باعث شد او در آغاز فوتبالش سر از تیم باشگاهی راوند درآورد و بعد از 2 ماه تمرین، در اولین مسابقه باشگاهی در سطح جوانان مقابل ابومسلم، معتبرترین تیم فوتبال خراسان به میدان برود. پیروزی 3- یک آن مسابقه برای علیرضا شیرینی دیگری سوای اولین موفقیت در مهم ترین گام داشت، او هر 3 گل این بازی را برای تیم اش زد اما از آن هم مهمتر، دیده شدن و دعوت به پوشیدن پیراهن راه راه مشکی و قرمز ابومسلم بود.

خداحافظ آقای پرحاشیه

18

در ابومسلم هم همین حکایت تکرار شد. نیکبخت در همان اولین مسابقه در لیگ سال 1377، آنقدر درخشید که به تیم ملی جوانان دعوت شد. بعد از اتمام مسابقات جوانان، به تیم ملی امید رفت و همزمان در تیم امید و ابومسلم در لیگ، راه او را برای پیشرفت باز کرد. یک بازی درخشان در ورزشگاه آزادی مقابل استقلال، تیر خلاصی بود بر ترقی علیرضا. هنوز چند دقیقه ای از پایان این بازی نگذشته بود که خبر رسید نیکبخت 18 ساله به تیم ملی بزرگسالان دعوت شده تا خیلی ها از این اتفاق شوکه شوند.

19

هر چند پورحیدری در تیم ملی بزرگسالان به نیکبخت چندان بها نداد و حتی او را به بازی های آسیایی بانکوک هم نبرد اما همین مسئله باعث شد او مورد توجه تیمی مثل استقلال قرار بگیرد. سال 1378 که نیکبخت 19 ساله با امضای قراردادی 5 ساله به استقلال پیوست تا اسم و رسمی برای خودش پیدا کند. او همانند راوند و ابومسلم در استقلال هم خیلی زود فیکس شد تا نشان دهد یک بازیکن معمولی نیست.

1

نیکبخت بعد از پشت سر گذاشتن محرومیت انضباطی اش از پرسپولیس اخراج شد تا برای مدتی بدون تیم بماند. او در نهایت با نظر استیلی به استیل آذین رفت تا در این تیم پرستاره احیا شود اما در این تیم به یک بازیکن نیمکت نشین تبدیل شد که حاشیه هایش تمامی نداشت. جالب اینکه او در اواخر حضورش در استیل آذین هم منشوری شد تا بار دیگر به دلایل انضباطی از فوتبال دور شود.

1

نیکبخت یک سال هم پیراهن پیکان را بر تن کرد و با این تیم به لیگ برتر آمد اما داستان منشور، مانع از حضور او در سطح اول فوتبال ایران شد. همین مسئله باعث شد نیکبخت بار دیگر برای یک نیم فصل از فوتبال دور بماند.

34

علیرضا واحدی نیکبخت که این روزها در لیگ برتر هیچ خواهانی ندارد و بدون تیم مانده است، متولد هشتم تیر ماه 1359 در مشهد است. به این ترتیب نیکبخت در حال حاضر 34 سال سن دارد و شاید با توجه به همین دلیل است که شایعه خداحافظی او هر چند وقت یک بار تیتر رسانه های داخلی می شود.

4

او بعد از کلی رفت و آمد، مجوز حضور در لیگ برتر را کسب کرد و در نیم فصل دوم لیگ دوازدهم، پیراهن داماش را پوشید اما تنها 4 بار برای این تیم بازی کرد. این اتفاق در حالی رخ داد که مایلی کهن مجوز این بازیکن را برای گهر گرفت اما او با دور زدن این مربی سر از داماش درآورد. شاید آه مایلی کهن باعث شد او خیلی زود مصدوم شود و حتی فرصت نشستن روی نیمکت یک تیم لیگ برتری را هم از دست بدهد.

210

علیرضا بعد از حذف تیم ملی زیر خاکستر این شکست محو نشد. او در بازگشت به دنیای فوتبال و مسابقات، در واپسین ثانیه های مسابقات استقلال و الاتحاد در جام باشگاه های آسیا جفت پا به هوا برخاست و در ارتفاع 210 سانتیمتری (یک وجب بالاتر از دیرک افقی دروازه) با سر، توپ را به تور دروازه چسباند تا ورزشگاه آزادی منفجر شود. این یکی از به یادماندنی ترین صحنه های حضور نیکبخت در استقلال بوده و خواهد بود.

1

میروسلاو بلاژویچ پیرمرد کروات در سال 1379 با یک نظر، علیرضا را به خاطر سپرد. او تیم ملی را برای حضور در معتبرترین میدان ورزش جهان آماده می کرد. علیرضا در تمام روزهای سخت اردو، سرحال و شاداب بود و در برابر تیم ملی اسلواکی با گل بی نظیری که زد، جای خود را در ترکیب فرشتگان چیرو با شماره 11 تثبیت کرد. ایران به جام جهانی نرسید اما دیگر ستاره متولد شده بود. جالب اینکه بدانید نیکبخت از آن دست بازیکنانی است که در همان اولین بازی ملی خود گل زده اند. براساس اطلاعات ثبت شده در سایت تیم ملی، نیکبخت در چهارم آذر ماه 79، اولین بازی ملی اش را مقابل گوام انجام داد و موفق شد یکی از 19 گل تیم ملی را وارد دروازه حریف کند.

7

نیکبخت با پیراهن استقلال به یکی از ستاره های فوتبال ایران تبدیل شد و در 7 سال حضورش در این تیم، به بازیکن محبوب سکوها تبدیل شد. نیکبخت رفته رفته خودش را آماده بستن بازوبند کاپیتانی استقلال می کرد اما به یکباره همه چیز عوض شد.

خداحافظ آقای پرحاشیه (تیتر با آقای شاهین نیا هماهنگ شود)
او در آغاز لیگ ششم استقلال را ترک کرد و با کارنامه 138 بازی با پیراهن آبی و زدن 22 گل، راهی پرسپولیس شد تا لقب یاغی جدید فوتبال ایران را به خود اختصاص دهد. به این نکته باید اشاره داشت که نیکبخت بعد از قهرمانی لیگ پنجم، به دلیل اختلافاتی که با قلعه نویی و برخی از مسئولان باشگاه داشت، از استقلال رفت.

0.5
نیکبخت این بار با تعهد کتبی خودش و مسئولان صبا به لیگ برتر برگشت و پیراهن صبا را پوشید. او در نیم فصل اول، یکی از مهره های کلیدی این تیم بود اما حضور در یک مهمانی دیگر، بار دیگر او را از حضور در فوتبال محروم کرد. او به همین دلیل یک نیم فصل دیگر بیرون نشست تا این بار به لیگ یک تبعید شود.

66
نیکبخت از ابتدای حضورش در استقلال تا روزهای آخر حضورش در پرسپولیس، پای ثابت تیم ملی بود و حتی حضور در جام جهانی را هم تجربه کرد. براساس اطلاعات ثبت شده در سایت تیم ملی، نیکبخت 66 بازی ملی دارد که در آنها 14 بار موفق به گلزنی شده است. جالب اینکه نیکبخت تا سن 29 سالگی موفق شده بود این آمار را در کارنامه اش ثبت کند. در آن سال ها پیش بینی می شد نیکبخت با ادامه همین روند به رکورد بازی های ملی علی دایی می رسد اما محرومیت او به خاطر منشوری شدنش همه چیز را خراب کرد. جالب اینکه در زمان خود دایی، نیکبخت برای همیشه از تیم ملی خط خورد تا بازی های ملی اش حتی به مرز 70 هم نرسد!

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «چهره ها/ خداحافظ آقای پرحاشیه ...» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات