آیت‌الله‌ هاشم‌زاده هریسی در گفت‌وگو با «ایران»: برخورد تند، اقدامات فرهنگی را بی اثر می کند

آیت‌الله‌ هاشم‌زاده هریسی در گفت‌وگو با «ایران»: برخورد تند، اقدامات فرهنگی را بی اثر می کند

ایران/ متن پیش رو در ایران منتشر شده و انتشار آن در اخرین خبر الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

از شانزدهمین اجلاس مجلس خبرگان رهبری چند روزی بیشتر نگذشته بود و هنوز توصیه‌های مقام معظم رهبری در جمع اعضای این مجلس برای حمایت از دولت در رسانه‌ها بازتاب داشت که رئیس جمهوری نیز در سفر به مشهد خواستار حمایت روحانیت از دولت شد.
به همین بهانه با آیت‌الله ‌هاشم‌ هاشم‌زاده هریسی از اعضای مجلس خبرگان رهبری درباره چرایی لزوم حمایت روحانیت از دولت گفت‌وگو کردیم.


مقام معظم رهبری در سخنان خود در جمع اعضای مجلس خبرگان همگان را به حمایت از دولت دعوت کردند، رئیس جمهوری نیز در سخنانی اعلام کردند که دولت انتظار حمایت از روحانیت را دارد. این توقع دولت و در عین حال تأکید رهبری بر حمایت از دولت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ حمایت روحانیت از دولت چگونه تحقق پیدا می‌کند؟
مقام معظم رهبری بارها با صراحت و قاطعیت دولت یازدهم را تأیید کرده‌اند. چنان که در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری با ایشان نیز همین موضع را تکرار کردند و حتی گفتند که «من اطلاع دارم کارهای خوبی در دولت انجام شده است.» به این ترتیب ایشان طی این سخنان هم دولت را تأیید کردند و هم کارها و سیاست‌های دولت را. هر چند طبیعتاً هیچ گاه تأیید معنای مطلق ندارد و به آن معنا نیست که دولت هیچ ضعف و کاستی ندارد اما به هر حال برداشت کلی از سخنان رهبری می‌توانست این باشد که ایشان اقدامات دولت را تأیید می‌کنند. حال اینکه بعد از سخنان مقام معظم رهبری عده‌ای بیایند و دولت را تضعیف کنند یا مجموعه دولت یا بخش‌هایی از آن را متهم به خیانت کنند، مسلم است که اقدام‌شان با اظهارات رهبری تناسب نخواهد داشت. زیرا این دولت از رهبر معظم انقلاب حکم تنفیذ گرفته است و همین که دولتی حکم تنفیذ بگیرد، به معنای آن است که رهبر به آن اعتماد کرده است و حال می‌بینیم که علاوه بر این اعتماد چندین بار بر تأیید دولت تأکید کرده‌اند.
آیا این تأکیدات موجد الزام خاصی برای روحانیت است؟
وظیفه همه آحاد ملت، مخصوصاًٌ روحانیت، حوزه‌های علمیه و گروه‌های سیاسی و هر کس که نظام اسلامی و قانون اساسی را پیروی می‌کند، این است که از موضع رهبری نظام در قبال دولت تبعیت کند. یعنی دولت را حمایت کند و از تضعیف آن بپرهیزند. اما این به معنای آن نیست که اگر تذکری لازم بود از بیان آن صرفنظر شود. هر چند لازم است اگر تذکری لازم بود با زبان تأیید و حمایت مطرح شود و نقد تخریبی نباشد؛ بلکه خیرخواهانه باشد. این جهت‌گیری هم موضوع پنهانی نیست. افراد جامعه به خوبی متوجه می‌شوند که چه کسی با چه نیتی دارد انتقاد می‌کند و خصومت،‌ کارشکنی یا اعتراض پشت کدام انتقاد پنهان شده است و کدام انتقاد خیرخواهانه است. همان طور که نیت کسی که در پی تقویت دولت است هم در نحوه بیان انتقادش مشخص است. مواضع رهبر معظم انقلاب نسبت به دولت مخصوصاً برای کسانی که ادعای تبعیت از رهبری و ولایتمداری دارند، بهانه‌ای باقی نمی‌گذارد تا از یک طرف این ادعا را مطرح کنند و از طرف دیگر سخنان رهبری را زیر پا بگذارند.
اما برخی در توجیه آنچه در خلاف جهت این مواضع انجام می‌دهند این گونه بیان می‌کنند که سخنان رهبری در حمایت از دولت سخنانی از سر مصلحت است و الزام‌آور نیست.
این موضع کسانی است که دین‌شان کامل نیست و در دل مرضی دارند. کسانی که خصومت و غرض دارند این تأیید‌ها را برنمی‌تابند. حتی شاید موضع‌شان این باشد که این تأیید‌ها نباید مطرح شود. در صورتی که مقام معظم رهبری نه تنها با کسی رودربایستی ندارند، بلکه صراحت و صداقت دارند. اگر نخواهند دولت را تأیید کنند چنین سخنانی را بر زبان نمی‌آورند و ظاهرسازی نمی‌کنند. این توجیه خوبی برای تخریب دولت نیست. هر چند همیشه راه بیان نقد با زبان خیرخواهانه و در جهت اصلاح امور باز است.
به باور شما چه دلیلی سبب می‌شود مقام معظم رهبری تأیید و حمایت خود از دولت را در بیانات خود به مناسبت‌های مختلف تکرار کنند؟
نخستین دلیل رأیی است که مردم در 22 خرداد سال 92 در صندوق‌های رأی ریختند و مقام معظم رهبری رئیس جمهوری منتخب مردم را تنفیذ کرده‌اند. دلیل دیگر اشرافی است که ایشان بر مشکلات موجود بر سر راه دولت دارند. می‌دانیم که دولت با چه مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کند و در عین حال سعی دارد از قرار گرفتن بار این مشکلات بر دوش مردم کم کند. دولت از یک سو باید با تورم و رکود بجنگد و از دیگر سو باید در سنگر هسته‌ای ایستادگی کند. طبیعتاً اگر در این شرایط کسانی هم دولت را تخریب و تضعیف کنند، مسلم است که دولت نخواهد توانست پیروز این کارزارها باشد. این مسأله‌ای است که مقام معظم رهبری بر آن اشراف دارد و بر این اساس است که از روحانیت، جناح‌های سیاسی و مسئولان سایر قوا می‌خواهند که به حمایت از دولت بپردازند.
وجه دیگر این حمایت آن است که از دولتی که از همه حمایت‌های لازم برخوردار شده است، می‌توان مسئولیت خواست و تنها اگر باوجود همه حمایت‌ها از عهده مسئولیتش برنیامد، آن را ملامت کرد. ببینید ما دولت گذشته را از آن جهت ملامت می‌کنیم که از همه حمایت‌ها و حتی حمایت مطلق برخوردار بود اما از عهده مسئولیت چنان که باید برنیامد. حال آنکه اگر دولتی را تخریب و تضعیف کنیم و آن دولت نتواند کاری پیش ببرد، جای ملامتی باقی نمی‌ماند. از همین منظر است که مقام معظم رهبری بر تأیید دولت و لزوم حمایت از آن تأکید می‌کنند. زیرا تنها در صورت تحقق این امر است که می‌شود از دولت مسئولیت خواست و دولت را در قبال مسئولیتش بازخواست کرد و این یک رابطه عقلی است. من کاری به این دولت یا هر دولت دیگری ندارم. اما باور دارم که اگر تنها یک دهم آنچه دولت قبل از سوی صدا و سیما، روحانیت و مسئولان و... حمایت می‌شد، این دولت نیز از حمایت‌ها برخوردار شود، آن وقت می‌تواند 10 برابر کار کند.
شانزدهمین اجلاس مجلس خبرگان رهبری به تازگی برگزار شد، شما موضع عمومی خبرگان را نسبت به دولت چگونه دیدید؟ آیا فضای کلی این مجلس حامی دولت بود یا منتقد آن؟
این اندازه بگویم که فضای کلی خبرگان را مخالف دولت ندیدم. البته بعضی‌ها حمایت مشخصی از دولت داشتند و برخی دیگر اصلاً در این وادی صحبتی نکردند. اما ساز مخالفی در مجلس خبرگان شنیده نشد. البته کسی هم حمایت تند و تیزی از دولت نکرد. به نظرم موضع کلی نشاندهنده این بود که عملکرد دولت یازدهم از نظر خبرگان قابل قبول بوده است.
رئیس جمهوری هم در سخنان اخیرشان صریحاً از روحانیت خواستند که به دولت کمک کنند، رابطه حمایتی میان روحانیت و دولت چگونه شکل می‌گیرد؟
لازم است بگویم که ما در جامعه‌مان دو سطح از رهبری داریم . نخست مقام معظم رهبری که در جایگاه ولی فقیه رهبری نظام را برعهده دارند و دیگر روحانیت که رهبری عام جامعه را برعهده دارند. این است که در صورت کارایی نظام این روحانیت است که اقتدار پیدا می‌کند و در اثر آن دینی که مورد تبلیغ روحانیت است، اقتدار پیدا می‌کند. بنابراین روحانیت در کمک به دولت به دنبال هدفی از جنس تقویت دین و اعتلای معنویت و تقوا را دنبال می‌کند. بنابر این روحانیون همان طور که در منابر خود و در پشت تریبون‌های نماز جمعه و جماعت از دین سخن می‌گویند باید با سخنان‌شان بر اقتدار دولت نیز بیفزایند و زمینه تقویت دین، انقلاب و نظام را فراهم کنند. علاوه بر آنکه قرار داشتن یک فرد روحانی در رأس دولت قاعدتاً باید بر انگیزه‌های ملی و اسلامی روحانیت برای کمک به دولت بیفزاید. همچنین تذکر و انتقاد روحانیت نسبت به برخی کاستی‌های دولت در هنگامی بیشتر و بهتر شنیده می‌شود که پیش از آن در جهت تقویت و حمایت آن گام برداشته باشد. روحانیت باید کارهای خوب دولت را تأیید کند، خوشبینی القا کند و با جلوگیری از تخریب‌ها محبت مردم را نسبت به دولت افزایش دهد، آنگاه هر وقت اشکالی وجود داشت، تذکر بدهد. چنین تذکری دیگر بهانه‌جویی تلقی نخواهد شد. در سوی مقابل نیز دولت که خواستار حمایت روحانیت است، باید برای ارتباطش با روحانیت ساماندهی و برنامه‌ریزی خاص خود را داشته باشد. زیرا از این ارتباط نور متبلور خواهد شد. نوری که معیشت مردم و آزادی و آبادی کشور در آن تجلی پیدا می‌کند.
آقای روحانی اشاره ای هم نسبت به برخی برخورد‌ها در عرصه مسائل فرهنگی داشتند و گفتند با ون و پاسبان فرهنگ درست نمی‌شود. روحانیت از این حیث چه نقشی می‌تواند داشته باشد و اصولاً به عنوان یک روحانی راهکار سامان یافتن مسائل فرهنگی را در چه می‌بینید؟
در برخورد با مسائل فرهنگی نیز همچون هر موضوع دیگری راهی مبتنی بر اعتدال قابل تصور است. اعتدال این است که هم کنترل و نظارت وجود داشته باشد و هم فرهنگ‌سازی انجام شود. بنابراین لازم است که بایسته‌های فرهنگی در دین و ایمان مردم و خانواده‌ها نهادینه شود تا ابتدا آنها خود و اطرافیان‌شان را کنترل کنند. این وظیفه‌ای است که بیش از هر کس بر شانه روحانیت و تریبون‌های مذهبی، مساجد و سایر مراکز تربیتی قرار دارد. در کنار این مهم نظارت و بازدارندگی نیز لازم است. با این حال ما نباید این دو مهم را در عرض یکدیگر قرار بدهیم. زیرا نمی‌شود از یک طرف با ضرب و زور وارد حریم شخصی افراد شد و از طرف دیگر ادعای تربیت داشت. زیرا این رویه کارهای فرهنگی را خنثی می‌کند و مردم را به لجاجت می‌کشاند که از علی (ع) روایت است که می‌فرمودند: «من خاف صوتک، تمنا موتک.»
بنابراین ما باید ابتدا مسائل فرهنگی را بر مبنای اصول روانشناختی و جامعه شناختی نهادینه کنیم؛ سپس برای افراد قلیلی که به این تربیت گوش فرا نمی‌دهند از ابزار نظارتی و کنترلی استفاده کنیم. تربیت فرهنگی جامعه مرحله به مرحله است. چنان که برای زخم ابتدا مرهم می‌گذارند و اگر در زمان این مرهم کارساز نشد، جراحی می‌کنند و این یک امر عقلی و اعتدال‌گرایانه است. حال آنکه با احساسات و نظرات افراطی نمی‌شود کشور را اداره کرد. چه بسا بی‌تقوایی‌ها و تندروی کسانی که فریاد وا اسلاما و وافرهنگا می‌دهند خود سبب تزلزل ایمان جوانان و دور شدن آنها از دین می‌شود. بنابراین به نظر من تقوای فرهنگی جامعه در گرو تقوای سیاسی ما است.

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «آیت‌الله‌ هاشم‌زاده هریسی در گفت‌وگو با «ایران»: برخورد تند، اقدامات فرهنگی را بی اثر می کند» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات