داستان‌های واقعی/ وقتی فرمانده صف می ایستد

داستان‌های واقعی/ وقتی فرمانده صف می ایستد

خراسان/ شنیده بودم برونسی فرمانده گردان شده است و شنیده بودم گردانش توی عملیات ها غوغا می کند. یک بار، توی یکی از پادگان ها اتفاقی دیدمش. ظرف به دست، ایستاده بود در صف غذا. انتظار دیدن هر چیزی را داشتم، غیر از این یکی. فکر کردم همه چیزهایی را که درباره او شنیده ام، اشتباه بوده است. رفتم جلو. سلام و احوال پرسی کردم، گفتم: مگر شما فرمانده گردان نیستی؟ فکرم را خواند. گفت: مگر فرمانده گردان با بقیه چه فرقی می کند که غذا باید بدون صف بگیرد؟! ساکنان مُلک اعظم ۲، منزل شهید برونسی

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «داستان‌های واقعی/ وقتی فرمانده صف می ایستد» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات