حجاب و زیبایی شناسی

حجاب و زیبایی شناسی

زنان نیوز/ مفهوم زیبایی یکی از مفاهیمی است که ذاتی ندارد. یعنی ویژگی های فراتاریخی و فرا زمانی و فرا مکانی برای زیبایی وجود ندارد که همه جا صدق کند. این مفهوم در هر جامعه و زمانی با یکدیگر فرق می کند و گاه با هم متضاد است.

«آرش نریمانی» نویسنده مطلب در روزنامه «ابتکار» می افزاید: به گفته 'ویل دورانت' وحشیان، زیبایی را در لب کلفت و خالکوبی سبز میدانند. یونانیان آن را در جوانان یا در تقارن و آرامش پیکرهای تراشیده و رومیان آن را در نظم و شکوه و قدرت می جستند. و یا به نقل از داروین: بومیان تاهیتی دماغ پهن را می پسندیدند و دماغ و پیشانی خود را برای زیبایی زیر منگنه می گذاشتند. و همینطور در بسیاری از دوره ها و مکان ها، زن چاق مفهوم زیبایی را یدک می کشید، مفهومی که در دنیای مدرن، باربی آن را به خود اختصاص داد. به همین سیاق در کشور خودمان هم از لحاظ بعد مکانی، در هر قوم و طایفه ای مفهوم زیبایی فرق می کند و همچنین از لحاظ بعد زمانی، آن لباس هایی که اجداد ما می پوشیدند و در آن زمان عین زیبایی بود، اکنون برای ما زیبا نیستند و حاضر به پوشیدن آنها نیستیم.

پس مفهوم زیبایی دارای یک ذات نیست ویک مفهوم برساخت است و ما به قول آناتول فرانس:(هرگز به درستی نخواهیم دانست که چرا یک شی زیباست) مفهوم زیبایی را از جهات مختلف مانند فلسفه و روانشناسی و زیست شناسی می توان بررسی کرد ولی نقطه گمشده آن بحث جامعه شناسی زیبایی است و این مساله که در یک نوع اجتماعی خاص، به چه دلایل اجتماعی یک لباس و یا یک مدل و مد،زیبا جلوه می کند. لباس و مدی که ممکن است در بسیاری از جوامع دیگر امری مخالف زیبایی باشد.

در گذشته مفهوم زیبایی ربط وثیقی با عشق، طبیعت، هنر و دین داشت. معشوق که نمود آن یک انسان بود، عاشق را محبوس در خود می کرد و عاشق هر آنچه که در ارتباط با او و یا وسیله ای که راه وصال به او را ممکن می ساخت، برایش زیبا مینمود.به همین خاطر است که در قبایل ابتدایی، مردان پوست خود را رنگ می کردند و بعد ها خالکوبی کردند تا بتوانند جلب توجه کنند و معشوق را به سمت خود جذب کنند و آن نوع رنگ و خالکوبی را زیبا بدانند.زیرا کارکردش در جهت وصال به معشوق بود.و اکنون هم وضع به همین منوال است و فقط نوع آن مدرن شده است و خالکوبی ها جدیدتر و متنوع تر. همینطور در نسبت با طبیعت و مظاهرش که انسان آنها را زیبا تصور میکند هم گویی که تصور دیگر از ویژگی های معشوق است.صدای آب گویی صدای معشوق است،ترنم باد،پیامی از سوی معشوق است و باران او را به یاد می اندازد و عطر دلنشین گل ها گویی بوی یار است و ظرافت گل ها،تجسمی دیگر از لطافت معشوق،و کمان رنگین کمان،تصویری دیگر از کمان ابروی یار و و شبنم ها و نیلوفر های طبیعت،تداعی کننده ی برق نگاه او و طلوع خورشید امید وصل او را یادآوری می کند و غروب آن فراق یار را و ماه ایماژی دیگر از یار و ستارگان،یاد آوری کننده ی زیبایی او و نعمتهای طبیعت،بیانگر مهربانی او و خشم طبیعت،غضب او و ابرهای آسمان،گیسوان او کوه های استوار،بیانگر ماندن او......پس همه مظاهر طبیعت را که انسان زیبا تصور می کند گویی به خاطر تصوری دیگر از ویژگی های معشوق در طبیعت است و تمامیت طبیعت، ما را به یاد معشوق می اندازد به این خاطر زیبا هستند.

هنر هم که تجلی شیئیت یافته ی زیبایی است و مفهوم زیبایی را حمل می کند بر موسیقی و نقاشی و چیزهای دیگر،و هر آنچه که در ارتباط با معشوق باشد به اشیا منتقل می شود و زیبا جلوه می کنند.بی دلیل نیست که وقتی انسانی معشوقش در کنار اوست موسیقی شاد و پر از امید را زیبا می داند و وقتی که از پیش چشمانش رفت،موسیقی حزن انگیز را زیبا می داند

دین هم حامل زیبایی بود.به قول ویل دورانت:(آداب دینی و دسته های جشن و سرور،سرچشمه هنر درام جدید است که دنیوی ترین هنرهای امروز است که آغازش در نماز و نمایش های دینی که درباره زندگی و مرگ عیسی وجود داشت،بود)

در گذشته هر آنچه که در ارتباط با دین و الهه ها بود،زیبا مینمود و هر آنچه که در مقابله با آنها بود مخالف زیبایی.وقتی که رضا شاه خواست کشف حجاب کند و زنان با آن مقابله کردند،یکی از دلایلش این بود که زیبایی را در حجاب می دانستند که دین به آنها گفته است.و جهان ذهنی آنها در ارتباط با امر زیبایی با اعتقادات دینی شکل گرفته بود.در جامعه زمان رضا شاه اسطوره و الگویی به غیر از دین در ارتباط با مفهوم زیبایی وجود نداشت.(منظورمان از لحاظ اجتماعی است وگرنه معشوق و هنر و طبیعت از وجوه جدایی ناپذیر این امرند)با روند تاریخی که طی می شود و ایران با غرب ارتباط برقرار می کند ناگهان الگوهای زیبایی جدیدی هم صادر می شود.(الگوی زن غربی)از نحوه آرایش و نوع لباس پوشیدن و یکدفعه در دهه چهل و پنجاه گویی اسطوره های زیبایی جدیدی در حال ساخته شدن هستند و مفهوم زیبایی در حال تغییر کردن است و از دین به سمت الگوی غربی پیش می رود.انقلابمان اتفاق می افتد و در یک برهه دوباره همه به حجاب بر می گردند.ولی مساله این است که آن اسطوره های زیبایی غربی همچنان وجود دارند و الگوی غالب شدند.وقتی که بعد از شکسته شدن پایه های کلیسا توسط عصر روشنگری،انسان گرایی(اومانیسم)که ریشه در یونان دارد و در مقابله با خدایان بود، دوباره مطرح شد،نمایش زیبایی ظاهر شد سمبل....مجسمه های برهنه و نقاشی زنان برهنه دوباره تراشیده و کشیده شدند و مفهوم زیبایی در نشان دادن اندام در ذهن افراد جامعه حک شد.و اسطوره های مدرن که دیگر آن اسطوره های قدیم نیستند سر برآوردند،زن زیبا شد کسی که ظاهر و اندامش را عیان کند و مرد زیبا شد کسی که اندامش پر حجم تر باشد و این اسطوره ها بوسیله تبلیغات و رسانه ها و فیلم ها به کشورهای دیگر صادر شدند و مفهوم زیبایی را در کل جهان یکدست کردند همانطور که فرهنگ را یکدست می کنند و آنوقت است که در جامعه ما جنس مونث سعی می کند طوری لباس بپوشد که در نزد مردمان جامعه زیبا جلوه کند و یا بر اساس اعتقادات خود بپوشد و اینجاست که ساپورت و جراحی زیبایی موضوعیت پیدا می کند.در جامعه مفهوم زیبایی بوسیله اسطوره ها ساخته می شود و توده مردم برای آنکه زیبا جلوه کنند خود را هم شکل آنها می کنند.اینگونه زیبایی ها مساله ای معرفت شناختی نیست که بتوان ادعا کرد افراد با تحقیق به آن رسیدند و آن را برتر دانسته اند بلکه یک مساله ای است که به روانشناسی اجتماعی رجوع دارد که فرد خود را تنظیم می کند با مفهوم زیبایی ای که مردمان جامعه به آن باور دارند،زیبایی ای که ممکن است به ذات زیبا نباشد و فقط بازیچه دست اسطوره ها باشد ولی مساله این است که زیبایی در ذهن افراد حک می شود و به آنها فشاری وارد می آورد که خود را متناسب با آن مفهوم،شکل دهند زیرا افراد تمایل به زیبا بودن دارند و اگر آن مفهوم زیبایی با اعتقادات گروهی از افراد جامعه در تضاد باشد،شروع به برچسب زدن به افراد می کنند و آنها را ذیل بی اعتقاد تئوریزه می کنند ولی فاجعه اینجاست که کسانی که برچسب بی اعتقادی دریافت می کنند خود را از لحاظ ذهنی و عملی به کلی از تمامیت دایره ی اعتقادات بیرون می کشند در صورتی که مساله آنها فقط هم شکل شدن با مفهوم زیبایی است که اسطوره های مدرن ساخته اند.و لو اینکه ما با آنان و این مفهوم زیبایی مخالف باشیم باید سعی در آگاهی دادن درباره این امر کرد که چگونه همه بازیچه کمپانی های اروپایی هستیم تا آنها کالایشان را بفروشند تا ما را زیبا کنند.

اینگونه اسطوره ها واین مفهوم زیبایی یک واقعیت اجتماعی است که به اراده کسی و با زور تغییر نمی کند بلکه باید یک روند تاریخی را طی کند و سیاست هایی که به صورت دفعی و مبارزه ای با اینگونه موارد می شود نه تنها موفقیت آمیز نیست بلکه وضع را بدتر می کند.به قول امیل دورکیم جامعه شناس فرانسویی که می گوید:اگر به واقعیت اجتماعی،فشار وارد آوری قطعا عکس العمل نشان خواهد داد.

لذا به اعتقاد نگارنده نمیتوان افراد جامعه را به اجبار حول یک موضوع سامان داد و باید برای تصمیم گیری در این ارتباط ابتدا منطق حاکم بر آن را به خوبی فهم کرد.

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «حجاب و زیبایی شناسی» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات