مروری بر فیلم‌های سینمای ایران با موضوعیت مواد‌مخدر

مروری بر  فیلم‌های سینمای ایران با موضوعیت مواد‌مخدر

اعتماد/ گوزن‌ها/ کارگردان مسعود کیمیایی
در حالی که از حدود دو دهه پیش ساخت فیلم در خصوص اعتیاد با ساخت فیلم‌هایی چون شب‌های تهران(سیامک یاسمی/1332)، آفت زندگی یا مرفین (محمد علی جعفری/ 1339)، دختر ولگرد (آرامییسس آقامالیان/1343)، ایمان (مهدی رییس فیروز/1346) و تشنه‌ها (محمود کوشان/1351) آغاز شده بود اما هفتمین فیلم مسعود کیمیایی که در سال 1353 ساخته شد همه تصورات ساخته شده قبلی در نمایش معتاد جماعت را فرو‌ریخت و نسخه جدیدی برای سینمای همراه با مواد مخدر پیچید. «گوزن‌ها» خیلی زود تبدیل به یکی از جریان‌سازترین فیلم‌هایی تاریخ سینمای ایران شد. فیلمی که اعتیاد را در تمام ابعاد وارد شخصیت سید رسول (بهروز وثوقی) کرد تا بهترین شخصیت معتاد سینمای ایران شکل بگیرد. اگر درونمایه سیاسی فیلم را کنار بگذاریم، می‌توانیم تمام توجه‌مان را نصیب سید‌رسول کنیم. شخصیتی که نه بر مبنای تصویر عامه‌پسند مردم از اعتیاد که بر مبنای تصویر واقعی یک معتاد ساخته و پرداخته شده بود و بازی بی‌نظیر بهروز وثوقی هم تکمیل‌کننده شخصیت‌پردازی دقیق مسعود کیمیایی شد. در مورد دلیل این میزان واقعی بودن اعتیاد سید‌رسول شایعات زیادی وجود دارد، از اینکه بهروز وثوقی برای نزدیک شدن به این نقش مدتی اعتیاد را تجربه کرده و با معتادها نشست و برخاست داشته تا حضور فردی معتاد به نام «علی آلمانی» در پشت صحنه فیلم که به وثوقی کمک می‌کرده تا بتواند حالات و رفتارهای مختلف یک معتاد را به خوبی نمایش دهد. سید رسول در «گوزن‌ها» ته خط اعتیاد است، جایی که راهی برای برگشت نیست، جایی که فروپاشی نهایی انجام شده و این شخصیت دیگر فرصت و حتی توانی برای بازگشت ندارد. اتفاقی که در حقیقت برای بسیاری از معتادانی که صبح‌ها از کنار خیابان یا چاله چوله‌یی در شهر پیدا می‌شدند و می‌شوند، صدق می‌کند. اعتیاد سید رسول را به قهقرا برده و حتی پایان فیلم هم نمی‌تواند دلیلی بر رستگاری سید رسول باشد، سید رسول به واسطه اعتیادش و استعداد و توانایی‌های گذشته‌اش که در فلش بک‌ها و مرور خاطراتش با قدرت دیده می‌شود بازنده‌یی بزرگ در زندگی است و مخاطب این را به خوبی می‌فهمد. در یک کلام شخصیت سید‌رسول کلاسیک‌ترین معتاد سینمای ایران است.
خون بازی/ کارگردان: رخشان بنی اعتماد
روشنگری، کنکاش، تعهد و دلسوزی. شاید این چهار صفت بهترین صفات برای شناساندن رخشان بنی‌اعتماد باشد. کارگردانی که در کارنامه نه چندان بلندش نشان داده هر آنچه می‌سازد برآیند نگاه دلسوزانه و توام با انتقادش به دوره و زمانه‌یی است که در آن زندگی می‌کند و «خون بازی» محصول 1385 بدون شک یکی از روشنگرترین فیلم‌های سینمای ایران در خصوص معضل اعتیاد است. فیلمی که اعتیاد را توامان به عنوان یک بلای خانمانسوز و یک مریضی قابل درمان معرفی می‌کند. به تصویر کشیدن عریان استعمال مواد مخدر در سینما برای مردان هم مساله‌ساز است ولی وقتی درست در مسیر حرکت کنید، می‌توانید نه تنها استعمال مواد مخدر را به شکلی عریان و هشدار‌دهنده نشان دهید، بلکه حتی می‌توانید یک دختر را سوژه اصلی خود قرار دهید. سارا (با بازی باران کوثری) شخصیتی تلخ و فروپاشیده است، چون به زعم کارگردان اعتیاد کارش فروپاشیدن است. بنی‌اعتماد در ضمن اینکه حواسش به از بین نبردن امید (پایان‌بندی فیلم) است اما به تماشاگرش باج نمی‌دهد، لذت لحظه‌یی و درد مداوم استعمال مواد را توامان نشان می‌دهد. شاید لذت بردن سارا در صحنه‌های مصرف مواد را بتوان شبیه آن صحنه معروف تزریق هرویین جان تراولتا در فیلم «قصه عامه‌پسند» تارانتینو دانست. صحنه‌یی که نشان می‌دهد تراولتا تا چه اندازه از مصرف مواد لذت می‌برد، لذت بردن مقطعی از کشیدن مواد واقعیتی است که در کمتر فیلم ایرانی ساخته شده با محوریت اعتیاد به آن توجه می‌شود. بنی‌اعتماد لذت لحظه مصرف مواد را در میان تراژدی تلخ خماری نشان می‌دهد تا تماشاگرش خود بین سلامت روح و روان و نشئگی و خماری یکی را انتخاب کند، اتفاقی که باز هم در بسیاری از آثار سینماگران اجتماعی ما دیده نمی‌شود. جایی که خطوط قرمز هم اجازه به وجود آمدن این حق انتخاب‌ها را به مخاطب فیلم‌های ایرانی نمی‌دهد تا دلیل ساخته نشدن فیلم‌های تاثیرگذار و ماندگار مشخص‌تر شود. «خون بازی» ماحصل تحقیقات مفصل بنی اعتماد در خصوص اعتیاد است که از سال 1374 آغاز کرده بود. 11 سال تحقیقات وسیع و مداوم به خوبی عصای دست بنی‌اعتماد و تیم فیلمنامه‌نویسش برای روایتی واقع‌گرایانه از مقوله اعتیاد شد. کار مهم دیگری که بنی‌اعتماد در خون بازی کرد، نشان دادن فراگیر بودن مقوله اعتیاد است، وضع مالی سارا و خانواده‌اش نشانگر این است که تصور عامه مردم در خصوص معتادان (افرادی گدا، گرسنه، مندرس، کثیف و زشت) می‌تواند اشتباه باشد، حتی روش‌های حمایت خانواده از یک معتاد هم در این فیلم به چالش کشیده می‌شود. باران کوثری و بیتا فرهی بهترین بازی‌های ممکن را ارائه دادند تا «خون بازی» از هر جهت تبدیل به یکی از موفق‌ترین فیلم‌های سینمای ایران در بحث اعتیاد باشد.
سنتوری/ داریوش مهرجویی
کمی حدس و گمان و کمی انطباق موضوع باعث می‌شود آنها که سینمای ایران را از ابتدا دنبال کرده‌اند به شباهت فیلم «سنتوری» 1385 با فیلم «آفت زندگی یا مرفین» به کارگردانی محمد علی جعفری که در سال 1339 ساخته شده بود، برسند. فیلمی که در آن جعفری مراحل فروپاشیدن زندگی یک هنرمند معروف را نشان می‌دهد. حمید با بازی خود جعفری در «آفت زندگی یا مرفین» و علی با بازی بهرام رادان در «سنتوری» هر دو موسیقیدان هستند و هر دو اعتیاد بلای جان‌شان می‌شود اما علت اعتیاد هر دو نفر متفاوت است. حمید به واسطه دوستان ناباب و یک زن قاچاقچی تبدیل به یک معتاد می‌شود که در آخر همسر وفادار و فداکارش او را به آغوش خانواده باز می‌گرداند اما علی افسرده از مجوز نگرفتن و اجازه ندادن به شکوفایی استعدادش معتاد می‌شود، همسرش او را ترک می‌کند و در نهایت پدرش او را از منجلاب بیرون می‌کشد. شاید این تفاوت‌های ریز به خوبی تفاوت‌های بین دهه 30 و 80 را نشان دهد. سنتوری تنها مشکلی که دارد اغراق در برخی صحنه‌هاست از جمله صحنه‌یی است که علی بین خانم‌های مهمان مادرش می‌رود و با حالی زار از آنها طلب کاغذ و خودکار می‌کند، غیر از این علی در سنتوری به خوبی نمایشگر واقعیت‌های بخشی از نسل جوانی است که سلیقه‌ها، عدم اعتماد کردن‌ها، محافظه‌کاری‌ها و درک نشدن‌ها توسط جامعه آنها را به پوچی و بیهودگی می‌رساند و شاید تنها با همین دلیل بتوان «سنتوری» را مهم‌ترین فیلم سینمای ایران در خصوص رابطه بین هنر و اعتیاد دانست. البته در لایه‌های زیرین فیلم مهرجویی خواسته یا ناخواسته نشان می‌دهد گاهی تنها معجزه‌یی مثل پدری با نفوذ و پولدار می‌تواند جوانی را از ورطه اعتیاد و ناهنجاری‌های اجتماعی از این دست نجات دهد و چه تراژدی تلخی برای علی و امثال علی رخ می‌دهد اگر در آن ویرانه پر از معتاد و سوزن‌های آلوده به ویروس «HIV» کسی به سراغ‌شان نیاید و خب واقعیت این است که در اکثر مواقع هیچ کس به سراغ‌شان نمی‌آید. با گذشت چندین سال از ساخت این فیلم و دیدن فیلم‌های بعدی مهرجویی و بهرام رادان می‌توان خدا را شکر کرد که همه‌چیز دست به دست هم داد تا این تجربه مشترک در همان هشت سال پیش شکل بگیرد و به این روزها نرسد!
 مرهم/ علیرضا داوودنژاد
اعتیاد کاظم در «نازنین» با اینکه در حاشیه فیلم است اما حاشیه‌یی بسیار قدرتمند است و به خوبی اوضاع و احوال یک معتاد را به تصویر می‌کشد. آن هم در سال 1354 دورانی که قبل و پس از آن به دلیل حاشیه‌های ایجاد شده برای فیلم «گوزن‌ها» و شایعاتی که در خصوص رابطه دربار پهلوی با سوداگران مرگ وجود داشت پرداختن به اعتیاد و مواد‌مخدر در فیلم‌ها کار بسیار سخت و دشواری شده بود. تعداد فیلم‌های ساخته شده با این موضوع در دهه 50 نسبت به دهه 40، 30 و حتی 60 کاملا این موضوع را تایید می‌کند. با این حال داوودنژاد 22 ساله خیلی خوب کارش را پیش برد. زوج نیر و مرتضی تنها با دیدن وضعیت بغرنج زندگی کاظم و مرگ او در انتهای کار می‌فهمند که اوضاع زندگی خودشان آنچنان بد نیست، تازه می‌فهمند چیزهایی که برای آنها معمولی و دردسر است برای برخی آرزواست. داوودنژاد در «نازنین» به تلنگری بسنده کرد ولی 35سال بعد در فیلم «مرهم» این تلنگر را تبدیل به تهدیدی جدی کرد. مریم دختر جوانی است که به شیشه معتاد است، خانواده‌اش او را طرد کرده‌اند و او حیران و سرگردان در تهرانی درندشت و ترسناک به دنبال تامین جنس می‌گردد اما ناگهان مادربزرگی بی‌خبر از همه جا با نیتی خیرخواهانه تلاش می‌کند نوه‌اش را از دام این مخدر ترسناک نجات دهد. داوودنژاد در مرهم پدر و مادر به عنوان نسل دوم را حذف می‌کند و به رابطه مستقیم نسل سوم با نسل اول (مادربزرگ و نوه) می‌پردازد. گویی می‌خواهد نشان دهد که فاصله پدر و مادرها با بچه‌های‌شان در جامعه امروز ایران بسیار فراتر از حد تصور است (که متاسفانه هست). آنچه داوودنژاد در مرهم به آن تاکید می‌کند توسل به معصومیت ذاتی انسان‌هاست. معصومیتی که به خوبی اشرف سادات (کبری حسن زاده) آن را برای نجات نوه‌اش خرج می‌کند و مریم (طناز طباطبایی) با توسل به همان معصومیت درون است که پس از سفر اودیسه وارش به شمال کشور و تجربه اتفاقات هولناکی که برایش رخ می‌دهد تصمیم به ترک اعتیاد می‌گیرد. داوودنژاد سعی می‌کند در مرهم با نشان دادن شرایط تلخ سرگردانی و خماری یک دختر معتاد زمینه‌های احتمالی نجات از این ورطه را به مخاطبانش نشان دهد. زمینه‌هایی که مهم‌ترین قسمتش رجوع به معصومیت و سادگی کودکانه موجود در هر انسانی است که در انتهای فیلم از مادربزرگ به نوه‌اش منتقل می‌شود. مرهم فیلم مهمی است زیرا به بهانه اعتیاد انگشت اتهام را به سمت خیلی مسائل می‌گیرد.
تاراج/ایرج قادری
یکی از پنج فیلم پربیننده سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی موضوع اصلی‌اش مواد مخدر است. «تاراج» با بیش از 5/4 میلیون مخاطب در سال 1363 پربیننده‌ترین فیلم سینمای ایران در حوزه مواد مخدر است، فیلمی که تبدیل به یک «کالت مووی» اساسی برای آنهایی شد که می‌خواستند فیلم پرفروش و پرتعلیق با محوریت مواد مخدر بسازند. شخصیت طاس و خوش هیکل زینال بندری (جمشید هاشم پور) تبدیل به نمادی از مبارزه آدم‌های متحول شده با مواد مخدر شد، معتاد و قاچاقچی سابق که با دیدن اعتیاد فرزندش رگ غیرتش بالا می‌زند و علیه نظام زنجیره‌یی مواد مخدر در زمان پهلوی شورش می‌کند و دست آخر هم کشته می‌شود. محبوبیت این فیلم و شخصیت اصلی‌اش آنقدر زیاد شد که مدیران سینمایی دهه 60 که حاضر به ستاره‌سازی نبودند شمایل زینال بندری را ممنوع کردند. روایت تاراج هر چند کمی اغراق شده است اما به خوبی مناسبات پشت پرده حکومت پهلوی را با سوداگران مرگ به تصویر می‌کشد، ارتباطی که کاملا نشان می‌دهد افزایش و در دسترس بودن مواد‌مخدر ربطی به ضعیف بودن نیروهای آژان و پلیس ندارد بلکه کار از جای دیگری می‌لنگد! تاراج از آن جهت در سینمای مربوط به مواد مخدر مهم است که تنها فیلم پربیننده سینمای ایران است که مواد مخدر در آن حرف اول و آخر را می‌زند. فیلم پر از کلیشه‌های رایج این‌گونه فیلم‌هاست اما حسن فیلم استفاده دقیق و درست قادری از همان کلیشه‌هاست؛ کاری که بعدها خود قادری هم قادر به تکرارش نشد. شاید تاراج به لحاظ هنری یا زیر لایه‌های اجتماعی و آسیب‌شناسانه در خصوص بحث اعتیاد و مواد مخدر فیلم عمیقی نباشد اما با توجه به جمعیت سینما رو در آن سال‌ها و آن فضای ایجاد شده در بین مقامات ارشد در خصوص ذات ماندن یا برچیدن سینما در اوایل دهه 60، ساخته شدن، اکران و دیده شدن این فیلم از مهم‌ترین اتفاقات دهه 60 است که البته تاوان‌های خودش را هم داشت!
آرایش غلیظ/حمید نعمت‌الله
«آرایش غلیظ» فیلم مهمی است، نه به واسطه داستانش، نه به واسطه حمید نعمت‌الله و بازی خوب حامد بهداد، حتی نه به واسطه سوژه بکر و جدیدش که در میان سوژه‌های تکراری و نخ نمای سینمای ایران یک غنیمت بزرگ است. این فیلم مهم است چون مواد مخدر در آن قرار نیست سوژه‌یی برای دادن پند و اندرز باشد یا به عنوان یک هشدار اجتماعی از آن استفاده شود. نعمت‌الله در «آرایش غلیظ» مواد مخدر را به عنوان موتور محرکی برای پیش بردن داستان پر از تعلیقش استفاده می‌کند. بدون شک نعمت‌الله با استفاده از کوکایین، هرویین، گراس، تریاک، حشیش، شیشه یا مواد مخدری از این دست نمی‌توانست به این راحتی یک بدمن بی‌قید و بند را نشان دهد. هوشمندی نعمت‌الله اختراع ماده جدیدی به نام «معجون پرتقالی» است؛ معجونی که نشئه می‌کند، توهم‌زاست، استعمال آن به راحتی و بدون ممیزی در فیلم انجام می‌شود و تاثیر شگرفی در روابط ما بین شخصیت‌ها دارد. قطعا مفهوم «قلعه پرتقالی‌ها» در این فیلم که ابداع شخصیت مسعود (حامد بهداد) است تا مدت‌ها در ذهن تماشاگران خواهد ماند. نعمت‌الله تریلری ساخته که اگر قرار بود به همان شیوه‌های قدیمی بدمن‌هایش را نشان دهد حسابی دست و پایش بسته می‌شد اما حالا او با وارد کردن اندکی فضای فانتزی به فیلمش و ابداعاتی مثل «معجون پرتقالی» که نه منشا آن مشخص است و نه ترکیب مواد سازنده‌اش، هر کار که بخواهد می‌کند. تریلر «آرایش غلیظ» از آن جهت جذاب است که بدمن ماجرا جذاب و دوست داشتنی است. بدمنی که زبر و زرنگ است، کله خر است و افراط زیادی در مصرف مواد توهم‌زا دارد. نعمت‌الله مواد مخدر ابداعی‌اش را برای جذاب کردن شخصیت‌های اصلی فیلمش به کار برده نه هشدار و بیدار‌سازی ذهن مخاطبش در خصوص مقوله مصرف مواد مخدر. این بخشی از سرگرم‌سازی در سینماست که اگر به آن اجازه پر و بال بدهند می‌تواند ایجاد جذابیت زیادی کند ولی خب فرهنگ فیلم‌سازی در ایران بیشتر بر پایه نتیجه‌گیری، پندآموزی و بیان مستقیم حقایق و معضلات است و به همین دلیل فیلمی مثل «آرایش غلیظ» قابل توجه و کمیاب است چون هر چه در تاریخ سینمای ایران با کلیدواژه‌هایی مثل مواد مخدر و اعتیاد سرچ کنید هیچ فیلم مشابهی مثل آن پیدا نمی‌کنید.

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «مروری بر فیلم‌های سینمای ایران با موضوعیت مواد‌مخدر» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات