نماینده اقلیم کردستان عراق در ایران: به پشتوانه ایران نیازی به حضور امریکا نداریم

نماینده اقلیم کردستان عراق در ایران: به پشتوانه ایران نیازی به حضور امریکا نداریم

روزنامه جوان/ متن پیش رو در جوان منتشر شده و انتشار آن در اخرین خبر الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

ناظم عمر دباغ نماینده اقلیم کردستان عراق در جمهوری اسلامی است. وی متولد شهریور ماه 1327 در شهور کویه در کردستان عراق است و پیش از آنکه خود را دیپلمات بداند، یک معلم معرفی می‌کند. وی در حالی نمایندگی اقلیم کردستان عراق در ایران را به عهده دارد که از همرزمان و اقوام فؤاد معصوم رئیس‌جمهور فعلی عراق است؛ اگرچه می‌گوید این دوستی نزدیک قرار نیست تأثیری در ارتقای سمت وی داشته باشد؛ این موضوع را هنگام نشان دادن عکس‌های قدیمی خود با فؤاد معصوم در کوه‌های کردستان به ما می‌گوید. مصاحبه با ناظم دباغ در حالی در محل دفتر کارش شکل گرفت که این دفتر نمادها و المان‌های زیادی از فرهنگ کردی در خود جای داده بود؛ از تابلوها و تصاویر رقص کردی گرفته تا پرچم کردستان عراق در کنار تصاویری از جلال طالبانی و مسعود بارزانی. اگرچه بر خلاف دیدگاه مصاحبه کنندگان ناظم دباغ که سکانداری این نمایندگی را به عهده دارد، لباس کردی به تن نکرده است. وی در توضیح اینکه چرا از لباس کردی استفاده نمی‌کند، می‌گوید:«از روزی که از کوه پایین آمدیم دیگر لباس کردی نپوشیدم. تعصب ملی این نیست که من لباس کردی بپوشم و عملم عکسش باشد. وقتی شما مظلوم باشید مجبور هستید لباس کردی بپوشید و آهنگ کردی پخش کنید تا اثبات کنید که هستید، اما من به این موضوع اعتقاد ندارم.»

آقای دباغ با تشکر از زمانی که به ما اختصاص دادید. در پاسخ به سؤال اول بفرمایید که چرا پس از فروپاشی رژیم صدام و آرامش نسبی که پس از خروج نیروهای خارجی از عراق در این کشور شکل گرفته بود، گروهکی مثل داعش در خاک این کشور سر بیرون آورد؟

آن آرامش نسبی‌تر از نسبی بود. پس از سقوط صدام انفجارهای مختلفی در سطح عراق به وقوع می‌پیوست و این طور نبود که آرامش کامل باشد. به نظر من این به سیاست امریکا باز‌می‌گردد. تاریخ امریکا را اگر خوب دقت کنیم، ‌اکثر دیکتاتورهای دنیا زیر دست امریکایی‌ها رشد کردند و توسط خود امریکایی‌ها نیز سرنگون شدند. صدام حسین در عراق، علی محمد صالح در یمن، حسنی مبارک در مصر، معمر قذافی در لیبی، طالبان در افغانستان و حتی شاه ایران همگی جزو دیکتاتورهایی بودند که توسط امریکایی‌ها حمایت می‌شدند و سپس توسط امریکایی‌ها سرنگون شدند. نکته مهم‌تر اینکه به جز ایران، در باقی کشورها باز حکومت‌های امریکایی قدرت را در دست گرفتند. البته نباید فراموش کرد که در برخی اوقات دیکتاتور یک فرد است و در دیگر اوقات دیکتاتوری یک سیستم است. آنها می‌خواهند که مردم کشورهای مختلف همواره به امریکا نیازمند باشند و گمان کنند که اگر توانست دیکتاتور قبلی را بردارد، دیکتاتور جدید را نیز می‌تواند سرنگون کند. من قبلاً یک یادداشت برای روزنامه ایران نوشتم و در آن عنوان کردم که داعش ‌زاده سیاست‌های اشتباه غرب است و ریشه آن در جنگ جهانی اول است. شما مشاهده کنید زمانی که دنیا به بلوک شرق و غرب تقسیم شد، بلوک غرب هزینه‌های زیادی روی جنبش دینی و مذهبی انجام دادند تا مقابل مارکسیسم و لنینیسم بایستند. این حرکت از دو نقطه شروع شد، اول در افغانستان بود و زمانی که شوروی این کشور را اشغال کرد، غرب سعودی‌های سلفی و اخوانی نظیر اسامه بن لادن را برجسته کرد تا علیه شوروی بجنگند. این جریان‌ها در ادامه از خط کشورهای حامی خود خارج شدند و یک نوع استقلال را تجربه کردند. این روند تا آنجایی ادامه داشت که واقعه 11 سپتامبر به وقوع پیوست و امریکایی‌ها به هوش آمدند. آنها به افغانستان حمله کردند و باعث فروپاشی طالبان شدند و سپس با همین بهانه به عراق لشکرکشی کردند و ارتش این کشور را نیز از بین بردند. اما پس از فروپاشی ارتش عراق، القاعده عراق، بعث سابق، جهاد اسلامی، انصار السنه، انصار الاسلام و چندین گروه تروریستی دیگر تشکیل شدند.

در جریان بیداری اسلامی نیز دیدیم که در مصر حکومت مبارک سرنگون شد و مرسی با انتخابات روی کار آمد اما پس از گذشت یک‌سال، وی را کنار زدند و حکومتی دیگر را بر سرکار آوردند. سپس امریکا دست روی سوریه گذاشت و به بهانه برداشتن بشار اسد، برای تقویت حکومت اسرائیل، اپوزیسیون سوری را حمایت کرد. بشار اسد در این میان دچار اشتباه شد و از بعثی‌های عراقی، حمایت کرد و با توجه به رشد سیستم اسلامی در رژیم بعث عراق در آخرین روزهای حکومت صدام، این روند باعث افزایش افراطی‌گری به نام اسلام در سوریه شد. قطر، ‌عربستان و ترکیه در آن زمان متحد شدند تا حکومت سوریه را در عرض 30 روز از بین ببرند و همین موضوع باعث شد که حمایت‌هایی از داعش کنند. در این میان، ‌داعش که مخفف دولت اسلامی عراق و شام است، ‌از بعثی‌ها و انصار السنه سابق و دیگر گروه‌های سنی شکل گرفت. آنها به دنبال وحدت عراق و شام بودند، حرکتی که یک تفکر بعثی بود. در زمان شکل‌گیری حزب بعث، یکی از شعارهای اصلی آنان اتحاد عراق، ‌سوریه و مصر بود که سه ستاره وسط پرچم این کشورها در گذشته، هرکدام به نمایندگی از یک کشور و نشانه همین تفکر بود. البته در ادامه مصر از این اتحاد خارج شد و عراق و سوریه باقی ماندند.

در کنار این ما شاهد بودیم که به خاطر سوء‌مدیریت آقای نوری المالکی، زمینه برای رشد داعش در عراق فراهم شد. آقای نوری مالکی در آن دوره با کردها و سنی‌ها بسیار درگیر بود و یک تشکیلات مذهبی متعصب تشکیل داد و حتی کار تا آنجا پیش رفت که از بعثی‌های سابق که در ارتش عراق بودند، ‌تنها به خاطر شیعه بودن، استفاده کرد. البته در ادامه آقای مالکی دید که ارتش عراق که وی بازسازی کرد در مدت شش ساعت، 100 هزار نیروی آنها در منطقه تکریت، سامرا، نینوا و کرکوک دچار فروپاشی شد. آنها یا به داعش پیوستند یا اسلحه خود را زمین گذاشتند و فرار کردند.

پس سکوت اقلیم کردستان عراق در خصوص حمله داعش به خاک عراق، یک نوع انتقام‌گیری از دولت آقای مالکی بود؟

خیر. ما هرگز این را به نام انتقام تفسیر نمی‌کنیم. ما هیچگاه از داعش حمایت نکردیم اما هرگز نمی‌توانیم اشتباهات دولت نوری‌المالکی را نیز بپذیریم و در این اشتباهات نیز شریک شویم. آقای نوری المالکی بسیاری از سنی‌ها را از مناصب دولتی کنار گذاشت و همین موضوع باعث شد که سنی‌ها با داعش متحد شوند، چون تنها قدرت مخالف نوری المالکی همین گروه داعش بود.

شما مشاهده کنید که دو فرمانده تیپ در منطقه موصل که 36 هزار نیروی ارتشی در اختیار داشتند و هر کدام یک فروند بالگرد در اختیار داشتند، نتوانستند برای فرار از دست داعش خود را به هلیکوپترهایشان برسانند و مجبور شدند با خودرو به اربیل بیایند و از آنجا با هواپیما به بغداد بروند. دلیل این موضوع چه می‌تواند باشد؟‌پاسخ بسیار ساده است؛ آنها هیچ اتصالی با مردم نداشتند و نتوانستند کاری کنند که مردم ارتش عراق را به عنوان ارتش میهنی خود قبول داشته باشند. در آن منطقه مردم طرفدار دولت نبودند. مسئولان عراقی باید درک کنند که ارتش این کشور چندبار شکست خورده و نیاز به یک بازسازی اساسی دارد. این ارتش از ایران شکست خورده است، در جنگ با شیعیان و کردها شکست خورده است، همین ارتش در جنگ خلیج فارس شکست خورده است، ‌پس همین ارتش که چهار بار شکست‌های سختی خورده است، ‌چرا باید کارهای سخت به آنها سپرده شود؟ این ارتش نیاز به یک تفکر جدید دارد.

بگذارید من جور دیگری برای شما بگویم. زمانی که داعش از سوریه به خاک عراق حمله کرد، کلاً این گروهک 3 هزار نفر بودند. یعنی آنها 300 ماشین داشتند و اگر فرض کنیم که هر ماشین 10 نفر را حمل کند که قطعاً کمتر حمل کرده، جمعیت آنها در مجموع 3 هزار نفر بیشتر نبود. واقعاً چگونه این 3 هزار نفر توانستند در زمان کوتاهی، ‌این مناطق وسیع را در عراق تصرف کنند؟‌ چه کسی با آنها همدستی کرد که تا فلوجه جلو آمدند؟‌آیا کردها به کمک آنها رفتند؟‌ آیا شش ماه قبل موصل در اختیار آنها بود؟ شاید ما در قبال این حمله سکوت کردیم، ‌اما این سکوت به معنای حمایت و همدستی از داعش نبود.

بسیاری در آن زمان معتقد بودند که اقلیم کردستان با سکوت در قبال این تهاجم، به دنبال زمینه‌سازی برای تشکیل کشور مستقل بود. آیا این حرف درست است؟

بگذارید من شفاف‌تر صحبت کنم. زمانی که این اتفاقات به وقوع پیوست، آقای مالکی هشت ماه حقوق اقلیم عراق را پرداخت نکرده بود. ما دو توافق با آقای مالکی داشتیم که قبول کرده بودیم ایشان نخست وزیر بشود، ایشان این توافق را نادیده گرفت. بعدها مالکی و دوستان ایشان بارها عنوان کردند که ما موافق جدایی کردستان از عراق هستیم، ‌با این شرط که کرکوک از عراق جدا نشود.

قبل از فروپاشی ارتش عراق، ما 1050 کیلومتر مرز مشترک از سوریه تا خانقین و نفتخانه با دولت مرکزی داشتیم. این مرز مشترک عمق‌های مختلفی داشت و ما به این مناطق می‌گوییم مناطق محل تنازع که ماده 140 قانون اساسی عراق را شامل می‌شود. ما در سال 2011 توافق کردیم که تا زمان حل این مناقشه با دولت مرکزی عراق این منطقه توسط ارتش عراق و پیشمرگه به صورت مشترک محافظت شود و اینکه می‌گویند پیشمرگه این منطقه را تصرف کرده اشتباه است. ما از قبل در این مناطق حضور داشتیم و زمانی که ارتش از این مناطق فرار کرد، ما در منطقه ماندیم و در مقابل داعش مقاومت کردیم. در حال حاضر در عراق بین مرز جغرافیایی اقلیم کردستان و بغداد داعش حضور دارد و اگر کسی بخواهد از کردستان به بغداد برود، باید به ایران بیاید و از قصر شیرین به بغداد برود. ما در ادامه بعد از آزادی آمرلی توانستیم چند راه برای رفتن به بغداد باز کنیم.

کردستان در آزادسازی آمرلی چه نقشی داشت؟

من می‌توانم بگویم که نقش اصلی در آزاد‌سازی آمرلی را پیشمرگه‌های کرد داشتند.

در حال حاضر هم داعش در موصل حضور دارند. آیا خطر همچنان اربیل را تهدید می‌کند؟

نیروهای ما در موصل هم‌اکنون حضور دارند و در حال پیشروی هستند اما همچون گذشته آزاد‌سازی مناطق را رسانه‌ای نمی‌کنیم. چند روز گذشته نزدیک به 12 روستا از داعش پس گرفته شد و هم‌اکنون در شرق موصل مستقر هستیم.

آقای دباغ، ‌یکی از مسائلی که همواره در کشورهای مختلف به ویژه در کشورهای اسلامی زمینه‌ساز اتحاد داخلی شده، ‌حمله یک دشمن خارجی به مرزهای کشور بوده است. چرا به رغم حمله داعش به عراق، شما حاضر به متحد شدن با دولت مرکزی عراق نشدید؟‌

شما یک طرف موضوع را می‌بینید. اثیل نجیفی برادر اسامه نجیفی از سیاستمداران عراق در تلویزیون رسماً گفت، ‌ما از مالکی رسماً درخواست کردیم، که از پیشمرگه برای مقابله با داعش کمک بگیرد اما مالکی این درخواست را رد کرد. دوم اینکه در آخرین لحظات سقوط موصل ما به آقای مالکی گفتیم که موصل در حال سقوط است و اجازه دخالت پیشمرگه را بدهید اما مالکی عنوان کرد که بگویید مسعود بارزانی با من تماس بگیرد. بر اساس پروتکل موجود نیروهای نظامی پیشمرگه زمانی می‌تواند وارد مناطق غیر کرد شوند و همچنین نیروهای نظامی عراق زمانی اجازه ورود به مناطق کردنشین را دارند که رئیس اقلیم کردستان رسماً از نخست وزیر عراق این درخواست را بکند یا برعکس. . .

البته بعد از حمله داعش به اقلیم کردستان این وحدت شکل گرفت، چراکه حضور داعش در کردستان باعث گستردگی و قدرت گرفتن این گروه می‌شد. البته اولین تلاش داعش برای تصرف بغداد بود اما وقتی دید که نمی‌تواند بغداد را فتح کند، به کردستان حمله کرد. دلیل هم مشخص است، چراکه داعش با تحریک ترکیه، قصد جلوگیری از استقلال کردستان را داشت.

یعنی شما معتقد هستید که حمله داعش به کردستان، با تحریک ترکیه صورت گرفته است؟

بر اساس آنچه رسانه‌ها بازگو می‌کنند، به نظر می‌رسد که این طور باشد. چراکه داعش هم اکنون زخمی‌هایش را در ترکیه درمان می‌کند و به رغم اینکه داعش به نزدیکی مرزهای ترکیه رسیده بود، ترکیه نه تنها یک گلوله به سمت این گروه شلیک نکرد، بلکه حتی حاضر نشد یک گلوله به کردها برای مقابله با داعش بدهد. از سوی دیگر ما می‌بینیم که جمهوری اسلامی ایران همکاری‌های خوبی با کردها برای مقابله با داعش داشت. این موضوع را من نمی‌گویم بلکه در نامه قدردانی رئیس اقلیم کردستان به ایران به آن اشاره شده است و پس از آن با حضور آقای ظریف در کردستان عراق، این تشکر یک بار دیگر نیز تکرار شد. ایران اولین دولتی بود که برای مقابله با داعش برای کردستان کمک فرستاد.

پس شما در کل منکر این موضوع هستید که قصد استفاده از حمله داعش برای اعلام استقلال را داشتید؟

موضوع استقلال یک تیغ دولبه است. چرا من نخواهم که کردستان یک کشور مستقل باشد؟‌چرا شما نخواهید که کردستان یک دولت مستقل باشد؟ هم‌اکنون بسیاری از قومیت‌ها در مناطق مختلف دنیا خواستار تشکیل دولت مستقل هستند و فقط به دنبال یک شرایط مساعد هستند.

شما یک نقشه قدیمی در دست می‌گیرید تا از حقوق خود در خصوص خلیج فارس دفاع کنید، ما نیز همین نقشه را برای کردستان قبول داریم.

در گذشته اکثر جغرافیای کردستان متعلق به ایران بوده است و بعد از جنگ چالدران و شکست ایران به حکومت عثمانی، کردستان به دو بخش تقسیم شد. یک سمت تابع حکومت عباسی شد و طرف دیگر تابع حکومت عثمانی شد. در جنگ جهانی اول، منطقه تقسیم شد و عراق جدید ساخته شد. در عراق جدید ولایت موصل از ترکیه جدا شد و به عراق پیوست. سپس شیعیان فقیر جنوب را وادار کردندکه در منطقه کرکوک ساکن شوند و از طرف دیگر کرد و ارمنی را از این مناطق بیرون کردند تا جمعیت آنها دچار تغییر شوند. نباید به تغییرات عراق به این سادگی نگاه کرد و شما چون یک عراقی نیستید، ‌نمی‌توانید به سادگی موضوع را درک کنید. ما در زمان جنگ ایران و عراق می‌خواستیم که هر منطقه از کردستان عراق آزاد شد، به ایران بپیوندد اما در آن زمان مسئولان ایرانی گفتند که آقای طالبانی شما از این طریق می‌خواهید کردستان بزرگ را کلید بزنید.

ما خواستار استقلال هستیم اما باید شرایط این استقلال محیا شود. من معتقدم در شرایط فعلی، ‌کردها اگر مستقل شوند، دچار ضرر خواهند شد. سیاست ما در امروز، جدایی‌طلبی نیست و خواهان حفظ وحدت عراق هستیم.

یعنی شما خود را ایرانی می‌دانید؟

ما خود را آریایی می‌دانیم. چون ایران یک جغرافیا است اما آریایی یک نژاد است. ما همواره تأکید می‌کنیم که ایران کشور دوم ماست.

نظر شما در خصوص نخست وزیر جدید عراق چیست؟

من هیچ تفاوتی بین آقای مالکی و العبادی در برنامه‌ها نمی‌بینم. البته امکان دارد که آقای العبادی با استفاده از تجربیات گذشته، ‌راه‌حل‌های تازه‌ای پیدا کند. آقای العبادی شخصی قدرتمند در حزب الدعوه هستند و ایشان مسئول کمیسیون حل مشکلات مالی در پارلمان عراق بودند. ما کردها گاهی اوقات از آقای مالکی می‌خواستیم که به آقای العبادی بگوید که مشکلات مالی را برطرف کند. بنابراین تغییر چهره مهم نیست. تغییر تفکر و کار بسیار مهم است.

یکی از مهم‌ترین سؤالات ما این است که با توجه به حضور مجدد امریکا در منطقه به بهانه مقابله با داعش چه تضمینی وجود دارد که امریکا در کردستان عراق پایگاه نظامی تشکیل ندهد؟

امریکا به منطقه نیامده است که خارج شود. البته این موضوع به شرایط منطقه بازمی‌گردد. ما مشکلات زیادی داریم. یکی از مشکلات ما کردها این است که در گذشته یک دوست واقعی ندیدیم. حتی سنی‌ها نیز با ما صادق نبودند، به ویژه در موضوع مقابله با داعش. نکته دوم اینکه ما به عنوان کردها خواستار تقویت همپیمانی کردها و شیعیان هستیم؛ چراکه خاطره خوبی از حاکمیت اقلیت سنی در عراق نداریم. حال باید ببینیم که شیعیان این موضوع را قبول دارند یا خیر؟ حال اگر قبول نکنند ما تنها می‌مانیم. بنابراین نباید مقطعی فکر کنیم و ایران و کردها باید یک همپیمانی دوطرفه و با اطمینان خاطر داشته باشند. به نظر من شرایطی که بتواند مانع از حضور نیروهای خارجی در عراق باشد، وجود همین وحدت استراتژیک میان ایران شیعیان کردستان است. وقتی که من به ایران پشت‌گرم باشم، نیازی به حضور امریکا نمی‌بینم.

من سؤالم را صریح‌تر می‌پرسم و توقع دارم که شما با یک بله یا خیر، ‌به من پاسخ دهید. آیا در حال حاضر خواستی در بین دولت اقلیم برای ایجاد پایگاه نظامی امریکا در این منطقه وجود دارد یا خیر؟

این خواست وجود ندارد.

آیا شما پیش‌بینی حمله داعش را می‌کردید؟

من قبل از حمله داعش مصاحبه کردم و گفتم که داعش به عراق و کردستان حمله خواهد کرد. نخست‌وزیر اقلیم نیز زمانی که به تهران آمد و با آقای شمخانی ملاقات کرد، عنوان کرد که داعش به کردستان حمله خواهد کرد.

یکی از موضوعاتی که همواره برای جمهوری اسلامی ایران خطری جدی بوده، احتمال نفوذ رژیم صهیونیستی در خاک کردستان عراق است و گاهی گزارش‌هایی نیز در این زمینه منتشر شده است. علاوه بر این اخیراً هم عنوان شده که یکی از نفتکش‌های کردستان، نفت به این رژیم تحویل داده است. شما این نگرانی را چطور رفع می‌کنید؟

من انتقال نفت کردستان به اسرائیل را تأیید می‌کنم اما نه به آن شیوه که شما می‌گویید. اگر نگاه کنید متوجه می‌شوید که یهودیان در همه جای دنیا حضور دارند. حضور یهود در یک منطقه به معنای حضور رژیم صهیونیستی در آن منطقه نیست. همان طور که حضور ایران در مناطق شیعه به معنای حضور شیعیان در آن مناطق است. از لحاظ سیاسی ما بارها تأکید کردیم که به عنوان حکومت اقلیم کردستان عراق، هیچ رابطه‌ای با اسرائیل نداریم و نخواهیم داشت. ما تابع دولت مرکزی عراق هستیم. اگرچه ما از اعراب، ‌عرب‌تر نیستیم و حتی از فلسطینی‌ها، فلسطینی‌تر نیستیم، چراکه آنها رو در روی اسرائیل می‌نشینند و با آنها مذاکره می‌کنند. ما به هیچ وجه این کار نکرده‌ایم. در خصوص موضوع نفت هم باید بگویم که ما مستقیم نفت به اسرائیل نداده‌ایم. این کشتی‌ها در بازار جهانی بوده و شرکت‌های مختلف این نفت را از ما خریده‌اند و سپس به اسرائیل داده‌اند. من فکر می‌کنم خود اسرائیلی‌ها دستور داده‌اند که این نفت را بخرند، چراکه این یک شیطنت است. آنها در گذشته تنها حکومتی بودند که از استقلال کردستان عراق حمایت کردند و این به معنای آن است که به دلیل حمایت اسرائیل کل کشورهای عربی و اسلامی در مقابل شما می‌ایستند. آنها به دنبال ایجاد ناامنی در منطقه هستند و می‌خواهند روابط کردستان با عراق، ایران و ترکیه را برهم بزنند.

بر اساس قانون اساسی عراق، ‌شما باید نفت خود را تحت نظر دولت مرکزی به فروش برسانید اما چند وقتی است که برخلاف قانون اساسی، نفت را به صورت مستقل می‌فروشید. دلیل این موضوع چیست؟

ما دوبار این موضوع را در دادگاه فدرال مطرح کردیم و هر دوبار نیز پیروز این دعوی، ‌اقلیم کردستان بود. ما به قانون اساسی عراق پایبند هستیم اما آقای مالکی حقوق ما را قطع کرد و ما مجبوریم که برای تأمین هزینه‌های خود نفت بفروشیم. این برای ما بهتر است که بودجه خود را از دولت مرکزی بگیریم و نفت خود را زیر زمین نگه داریم. ببینید، ما 17 درصد بودجه از عراق می‌گیریم که سالانه حدود 5/12 میلیارد دلار می‌شود. نفتی که ما صادر می‌کنیم روزانه 20 هزار بشکه است و تاکنون 10 میلیون و 630هزار بشکه نفت صادر کرده‌ایم که اگر بشکه‌ای 100 دلار هم حساب کنیم کلاً یک میلیارد و 630 میلیون دلار می‌شود که در مجموع هشت ماه فروش ما بوده است. حال در این مدت ما باید از عراق 8 میلیارد دلار بودجه می‌گرفتیم. حال نکته اینجاست که از این مبلغ فروش، 30 درصد در اختیار شرکت‌های سرمایه‌گذار و استخراج‌کننده قرار می‌گیرد. 3 دلار نیز ما حق لوله می‌دهیم. 5 دلار هم هزینه جبران جنگ خلیج فارس را می‌دهیم. یعنی از این مبلغ دریافتی نزدیک 380 میلیون دلار کم می‌شود و خالص 600 میلیون دلار برای ما باقی می‌ماند.

سؤال بعدی ما در خصوص بحث بعثی‌زدایی از ارتش و دولت عراق است. این طرح تا کجا پیش‌رفته است؟

این طرح به درستی پیش نرفته است و اگر درست اجرا می‌شد امروز عراق با این معضل روبه‌رو نبود. متأسفانه آقای مالکی اجازه اجرای طرح را نداد. قانون تصریح کرده که بعثی‌ها نباید به کار دولتی بازگردند چه برسد به آنکه فرماندهی ارتش را در اختیار داشته باشند. ما بارها در خصوص نفوذ بعثی‌ها در بدنه دولت و ارتش هشدار داده بودیم و حتی پنج ماه قبل از حمله داعش به عراق در این خصوص هشدارهای لازم را داده بودیم اما ایشان توجهی نکرد.

سؤال آخر هم اینکه، با توجه به حضور شرکت‌های ایرانی در کردستان عراق، چه زمانی این شرکت‌ها می‌توانند با آرامش برای ادامه فعالیت‌خود به کردستان بازگردند؟

ناآرامی در کردستان کلاً یک ماه بود و هم‌اکنون منطقه آرام است و همه می‌توانند فعالیت‌های خود را ادامه دهند. مشکل اصلی شرکت‌های ایرانی، مشکل بودجه است و دولت کردستان نتوانست بودجه ادامه فعالیت آنها را فراهم کند. به ناچار ما به آنها گفتیم که برای جلوگیری از ضرر و زیان پروژه‌ها را متوقف کنید تا این مشکل مرتفع شود.

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «نماینده اقلیم کردستان عراق در ایران: به پشتوانه ایران نیازی به حضور امریکا نداریم» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات