گوناگون/ در قاب پنجره پاییز را تماشا کن!

گوناگون/ در قاب پنجره پاییز را تماشا کن!

خراسان / برخی می گویند دلگیر است، آدمی را دلتنگ می کند... برخی می گویند زیباست، پر از رنگ هایی که آدمی را مدهوش می کند، عده ای می گویند بیچاره درخت ها که برگ و بارشان می ریزد... و بعضی می گویند فصل آمدن باران است... فصل قدم زدن در کوچه های باران زده... دل سپردن به صدای خش خش برگ ها و استشمام بوی خوش خاک... برای برخی هم تنها، شروع فصلی دیگر است؛ رهگذران پر دغدغه ای که فصل ها را به تاریخ ها می شناسند و هر روز سلام درختان را بی پاسخ می گذارند تا به سرعت خود را به مقصد برسانند... رهگذرانی که هرگز برگ ریزان درختان را به تماشا نمی نشینند یا نگران گنجشک خیسی نمی شوند که در یک روز بارانی پاییز، پشت پنجره اتاق شان پناه گرفته است. حتی صدای باد را نمی شنوند که هر صبح خود را به پنجره می زند تا مگر با خنکای نسیم اش لبخند مهر را بر لبان شان بنشاند... رهگذرانِ گرفتارِ روزمرگی ها که اگر تقویم ها نبودند، هرگز نمی فهمیدند پاییز از راه رسیده است! پاییز، یکی از زیباترین نعمت های خدا.

پاییز تابلوی بی نظیر هستی

پاییز، فصلی که در آن هستی، بارِ دیگر تغییر از حالی به حالِ دگر را تجربه می کند تا طبیعت شاهدی شود بر هنرمندی دستی که تابلوهای بی نظیری را از بی شمار رنگ خلق می کند... از قدرتی که، خالقِ هزار حس زیبا و هزار راز ناگفته است... و هنرمندان را در وصف زیبایی پاییز به عجز می نشاند. شاعری به شعر پناه می برد، نقاشی به بوم نقاشی اش، عکاسی به ثبت لحظه هایی از شکوه این زیبایی و... هر آن که را که بی قرار و دلتنگ است به تماشای باران و قدم زدن در کوچه های بارانی اش دعوت می کند.

فصل خوب تغییر

کافی ا ست دردهای پاییز را چون شاعری که می گوید: «پاییز بهاری ست که عاشق شده است.» (میلاد عرفان پور) از جنس عشق ببینی تا شور و شوق طبیعت و تغییر رنگ ها بهانه ای شود تا تو نیز حالِ دلت را به حالی دیگر تغییر دهی. حالی که در آن کمی از روزمرگی ها و کسالت ها و عادت های زندگی دور شوی... کمی در میان دغدغه های هر روزت سراغی هم از پنجره بگیری و در قابی که خداوند زیباترین نقاشی های طبیعت را خلق کرده است، به تماشای شکوهِ طبیعت بنشینی. باران که گرفت سراغی از آسمان بگیری، باران بهانه ای است که تو دستت را در دستان آسمان بگذاری... حتی گاهی از چارچوب دیوارها دور شوی و جایی بروی که تنها حصارِ میان آسمان و زمین خودت باشی. می بینی پاییز، هزار حرف و هزار راز ناگفته دارد. تنها کافی است از دلِ تقویم ها و تاریخ ها، از حصار بسته روزمرگی ها خودت را رها کنی تا آرام آرام رازهایش را با تو در میان بگذارد... تا بتوانی همراه با طبیعت، عشق را بچشی...

درس های خوب پاییز

وقتی شانه به شانه درختی می دهی و رها شدن برگ ها را نظاره می کنی، رها شدن از وابستگی ها را به خود یادآور می شوی... وقتی صدای خش خش برگ ها را می شنوی رازِ مُردن و دوباره زنده شدن را به یاد می آوری... وقتی تسلیم شدن طبیعت در برابر قدرتی نامتناهی را می بینی فراموش می کنی که در کجای جهان با کدام نام و کدام شهرت و کدام قدرت ایستاده ای! پاییز با جامه زردی که پس از سبزی بهار و تابستان بر تن می کند، برگ ریزان و از دست دادن برگ و بار درخت هایش... با حس خوبی که دارد بهانه ای ا ست که بار دیگر گذرانِ فرصت ها را به ما یادآور شود، فرصت هایی برای دوست داشتن، برای با هم بودن، برای عشق ورزیدن به آدم هایی که روزمرگی ها گاهی آنقدر بودن شان را برای مان عادی کرده است که در گیرودار زندگی فراموش شان کرده ایم... پاییز با همه حس و حال های غریب اش بهانه ای است که به ما یادآور شود: قدر یکدیگر را بیشتر بدانیم، پاییز با شکوهش به ما گوشزد می کند که حس و حالش زمینه تفکر است نه رخوت و غم.

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «گوناگون/ در قاب پنجره پاییز را تماشا کن!» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات