چطور 2 انیمیشن بازتاب یکی از بزنگاه‌های مهم تاریخی قرن بیستم بودند؟

چطور 2 انیمیشن بازتاب یکی از بزنگاه‌های مهم تاریخی قرن بیستم بودند؟

کافه سینما/ «پری دریایی کوچک» آغازگر دوران جدیدی برای انیمیشن‌های کمپانی دیزنی بود.
سید آریا قریشی نوشت: بعد از چند سال که به نظر می‌رسید انیمیشن‌های دیزنی از زمانه خود جا مانده‌اند، «پری دریایی کوچک» که برداشتی از یکی از افسانه‌های هانس کریستین اندرسن بود، با تم محبوب دیزنی - تلاش برای آدم شدن که رد آن را می‌توان از زمان «پینوکیو» در انیمیشن‌های این کمپانی پیگیری کرد - در پس ماجرای ساده‌اش، به طرز عجیبی بازتاب وقایع آن روزهای دنیا به نظر می‌رسید.
«پری دریایی کوچک» با یک مراسم باشکوه زیر دریا شروع می‌شد. قرار بود آریل بخش اصلی مراسم باشد. اما خبری از آریل نیست. چون او در همان لحظه دارد از پیدا کردن یک چنگال در یک کشتی غرق شده لذت می‌برد. آریل است که لذت کشف ناشناخته‌ها را می‌فهمد. زمانی که دیگران دارند سعی می‌کنند به خودشان بقبولانند که همه چیز در همین دنیایی است که آنها می‌بینند، آریل سعی می‌کند راهی برای پا گذاشتن به دنیای جدید پیدا کند. این است که او می‌شود محور داستان و بقیه در صورتی دل تماشاگر را به دست می‌آورند که بتوانند در مسیر رسیدن او به هدفش گام بردارند.
ساخت «پری دریایی کوچک» در آن دوران بیش از هر چیز نشان‌دهنده زمانه‌سنجی و شم قوی دست‌اندرکاران کمپانی دیزنی بود. «پری دریایی کوچک» دقیقاً در دورانی ساخته شد که جهان در آستانه دوره‌ای تازه قرار داشت. تغییرات همان زمان هم شروع شده بودند. برنامه «جنگ ستارگان» رونالد ریگان در کنار اقدامات اصلاحی گورباچف باعث شده بود تا بلوک شرق در آستانه تحولی عظیم قرار گیرد. نوامبر سالی که «پری دریایی کوچک» روی پرده رفت، دیوار برلین فرو ریخت و یکی دو سال بعد هم فروپاشی نظام کمونیستی در شوروی باعث شد «پری دریایی کوچک» حتی حال و هوای فیلمی پیشگویانه را پیدا کند.
«پری دریایی کوچک» شروع یک دوره درخشان برای دیزنی بود. دوره‌ای که با «دیو و دلبر» و «علاءالدین» ادامه پیدا کرد و در نهایت با «شیر شاه» به اوج رسید. حالا دیگر به نظر می‌رسید با جهانی تک‌قطبی روبه‌رو هستیم و فوکویاما تئوری «پایان تاریخ» را مطرح کرده بود. در چنین شرایطی، سکانس هولناک برادر کشی در «شیر شاه»، می‌توانست یک هشدار جدی تلقی شود. حالا که به نظر می‌رسید دشمن بیرونی از بین رفته، دشمن جدید ممکن بود از جایی ظهور کند که هیچ‌کس انتظارش را نداشت. پنج سال قبل، قرار بود که اورسلا، هشت‌پای خبیث «پری دریایی کوچک»، برادر شاه ترایتون و عمه آریل باشد. اما این ایده از فیلم حذف شد. چرا؟ شاید چون چنین ایده‌ای در آن زمان به چشم سازندگان فیلم و دست‌اندرکاران دیزنی بیش از حد ترسناک آمده بود. شاید فکر می‌کردند پرداختن به چنین ایده‌ای هنوز زود است. اما هر چه که بود، پنج سال بعد شخصیت منفی «شیر شاه» کسی بود که می‌خواست با توسل به بی‌رحمانه‌ترین تمهیدات،‌ حکومت را از چنگ برادر و برادرزاده خودش خارج کند. گذر زمان نشان داد که چطور دیزنی یک بار دیگر به هدف زده است. کافی است یک بار دیگر وقایع و تحلیل‌های سیاسی هزاره جدید را به یاد بیاورید: از حادثه 11 سپتامبر 2001 که به تفسیر عده‌ای، توسط کسانی صورت گرفت که آمریکا با دستان خود پرورش داده بود، تا مشکلات دیگری که بیشتر از آن که زاییده دشمنان خارجی باشند، مسائلی درونی به نظر می‌رسیدند: بحران اقتصادی که در اواسط دهه گذشته پدیدار شد و سپس بحران وال‌استریت و دیگر قضایا.
«پری دریایی کوچک» و «شیر شاه» البته بسیار فراتر از این تفسیرهای سیاسی، انیمیشن‌های درخشانی هستند. چه به واسطه داستان‌های جذاب و شخصیت‌های پیچیده‌ای که خلق می‌کنند، چه به خاطر انرژی و حس و حال سرخوشانه‌شان و چه به یمن کمک برای رشد یک نسل عملگرا و معتمد به نفس. ضمن این که وجه مشترک این دو انیمیشن (مثل بسیاری دیگر از انیمیشن‌های دیزنی و مثل خیلی از فیلم‌های عملگرا و امیدبخش آمریکایی) این بود که فقط به غر زدن و هشدار دادن اکتفا نمی‌کردند و راه حل را هم پیش پای کودکان و نوجوانانی که قرار بود در آینده سرنوشت خودشان را بر عهده بگیرند، نشان می‌داد. این ویژگی‌ها البته - کمتر یا بیشتر - تقریباً در همه انیمیشن‌های دیزنی وجود دارند. اما تاریخ ثابت کرده که کهن‌الگوها در طول تاریخ در حال تکرار شدن هستند. به همین دلیل حرکت فیلم‌های روی طول موج زمانه (‌و بهتر از آن،‌ پیش بودن از زمانه) می‌تواند تأثیر شگرفی بر ماندگاری فیلم‌ها داشته باشد. از «کازابلانکا» تا «چهارصد ضربه»، از «صورت‌زخمی» هاکس تا «صورت‌زخمی» دی‌پالما، همگی روی این طول موج ساخته شده‌اند و برای همین است که حالا همه این شاهکارها، قابلیت تعمیم‌پذیری به ادوار و جوامع مختلف را دارند. به همین دلیل است که انیمیشن‌هایی همچون «پری دریایی کوچک» و «شیر شاه» به نگین‌های درخشانی در کارنامه کمپانی دیزنی تبدیل شده‌اند و از آن طرف ممکن است حتی نام برخی از انیمیشن‌های این کمپانی را هم به یاد نیاوریم: انیمیشن‌هایی که اتفاقاً آنها هم لحن سرخوشانه‌ای داشتند و به پرورش یک نسل عملگرا کمک می‌کردند.

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «چطور 2 انیمیشن بازتاب یکی از بزنگاه‌های مهم تاریخی قرن بیستم بودند؟» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات