حرف های تازه ال پاچینو و فیلم های جدید او در جشنواره ونیز امسال

حرف های تازه ال پاچینو و فیلم های جدید او در جشنواره ونیز امسال

بانی فیلم/ ال پاچینوی معروف با دو فیلم جدید به ونیز 2014 آمده است. یکی فیلم The Humbling که کارگردانش بری لوین سون را بعد از چند سال بی رونقی و دوری از قلل سینما در مسیر بازگشت احتمالی به این مقاصد قرار می دهد و دیگری Manglehorn که وی در آن نیز ایفاگر رلی تلخ است و در هر دو فیلم نوعی افسردگی آشکار و بحران پنهان در حرکات و حرف های پاچینو حس می شود و حتی اگر بخش اعظم این رویکرد از غمگین بودن داستان این فیلم ها برخیزد، بخشی نیز زاده تفکرات این روزهای پاچینو است که به جبر بالا رفتن سنش منفی تر شده و به تبع آن روحی مخدوش تر دارد و گمان می کند قطار زندگی به طور کامل از کنار او عبور کرده و چیز زیادی را برای او باقی نگذاشته است.
*مثل کیتون
در فیلم «The Humbling» افسردگی در سیمای پاچینو که تقریباً در تمامی 45 سال اخیر مظهر جنگندگی توام با تعقل و فاقد یاس بر پرده سینما بوده، موج می زند و او از این منظر فرقی با کاراکتر اصلی و امید از کف داده فیلم جدید اله خاندرو گوانزالز ایناریتو یعنی «مرد پرنده ای» با بازی درخشان مایکل کیتون ندارد که مثل فیلم های جدید پاچینو در هفتاد و یکمین دوره جشنواره ونیز اولین اکران های بین المللی خود را تجربه می کند. آنها مردان مجرب عرصه هنرهای نمایشی هستند که ناکامی های حرفه ای آنها را به سوی دنیای تیره خودکشی هل داده و اگر چه تسلیم این موج نشده و خودکشی نکرده اند اما با آن عجین اند. «Manglehorn» با تم غم انگیز مشابهی اما بدون تشابه قصه و کاراکترها درباره یک مرد تنهای پیر است که چون همسرش او را رها کرده و رفته است، وی برای ادامه دادن به زندگی اش مشکل دارد و مثل کاراکتر خودش در The Humbling سایه به سایه ناامیدی حرکت می کند و افسردگی همدم همیشگی اوست.
*من نمی دانم
در ونیز و در مواجهه با خیل خبرنگارانی که از ایفاگر کاراکتر ماندگار مایکل کورلئونه در تریلوژی «پدر خوانده» و همچنین بازیگر «صورت زخمی» و «راه کارلیتو» کارهای ماندگار برایان دی پالما پرسیدند آیا همان افسردگی کاملاً قابل لمس در فیلم های فوق در زندگی حقیقی این هنرمند و در سلوک خصوصی نیز قابل رویت است یا خیر، گفت: نمی دانم، ما هنرمندان آن قدر کار می کنیم و گرفتار مشغله های خود هستیم که وقت نداریم به این مسایل فکر کنیم و پاسخ این سؤال ها را بیابیم. بر این اساس شاید من به شدت افسرده باشم اما از آن خبردار نیستم. گاهی فکر می کنم چطور می توانم اندوهگین نباشم ولی همان طور که گفتم، برآورد دقیقی از این موضوع در ذهنم ندارم.
*آن چه می آید و می رود
پاچینو افزود: برخی می گویند چطور می توان بر افسردگی فایق شد و من باید بگویم که این عارضه ابتدا باید شناسایی و سپس روی آن اقدام شود و مشکلی که من دارم همان طور که قبلاً گفتم، نداشتن وقت برای شناسایی و کسب اطمینان از وجود آن است. برای همگان پیش می آید که بخشی از وجودشان عجین با ناراحتی باشد و این عارضه نه هر روز بلکه در برخی روزها حادث شود. شاید در بعضی روزها من هم با این عارضه کشمکش هایی داشته باشم اما احساس نمی کنم چیزی باشد که بیاید و برای مدتی طولانی بماند. اگر این عارضه ماندنی نباشد و به سرعت و حتی به تدریج برود. یک خوشبختی برای مردم است. هر چه هست من از قبل درک لازم را برای ایفای رل های محوله به من در دو فیلم آخرم که در ونیز حاضرند داشته ام. چون این کاراکترها محزون و در هم هستند، من می دانم که ایفای این شخصیت ها چه چیزهایی را می طلبد و لازمه آن چیست. فکر می کنم در ورای هر افسردگی هم موجی از احساسات ولو سرکوب شده وجود دارد که کمک می کند انسان به نوعی برابری در رویکردهایش برسد و آرامش نسبی داشته باشد و کاراکترهای من در فیلم های The Humbling و Manglehorn این ویژگی ها و پشتوانه را دارند. من چیزی را بازی نکرده ام که از خودم و قوه فهم ام به کلی دور باشند بلکه در قالب افرادی فرو رفته ام که واقعاً وجود دارند و در برخی لایه های اجتماعی قابل یافتن اند.
*راهی طولانی
آن چه به پاچینو در عین داشتن مشکلات مورد بحث شادی می بخشد، فرزندان و وابستگان او هستند. او در ونیز گفت: من 3 فرزند دارم و آنها به اضافه جمع دوستانم مرا قادر می سازند از ناملایمات روحی بگذرم و به مقصد برسم. آدم های متفاوتی که طی این سالهای طولانی دور و بر من بوده اند و ارتباط های خانوادگی که با آنها داشته ام، به من کمک رسان بوده اند. اضافه بر این، وجود این آدم ها مرا به آدم کامل تری تبدیل کرده است. مجموعه این مسایل سبب شده زندگی پر ماجرا و راهی طولانی را تا این نقطه از زندگی ام طی کنم و مشکل بزرگی هم نداشته باشم، هر چند زندگی هنرمندان خواه ناخواه عجین با دردسرهای کوچک تر و حرکت شانه به شانه با بحران هایی است که از دیدگاه دیگران کوچک بنظر می رسد اما شاید چندان هم کوچک نباشد.
*عجیب ترین نقش
از منظر ال پاچینو رل او در فیلم «بیخوابی» مخلوق عجیب سال 2002 کریستوفر نولان بحران زده ترین رل او از دیدگاه تلاطم های درونی بوده است. آن فیلم وی را در قالب یک مامور پلیس زرنگ اما غرق در افکار خویش روبروی رابین ویلیامزی قرار داد که با ایفای هنرمندانه نقش یک قاتل سریالی پنهان کار یک بار دیگر ثابت کرد تلقی کردن او به عنوان یک کمدین صرف اشتباه بزرگی است و وسعت بازی او از این حد و حدود فراتر می رود.
*در مسیر ویلیامز؟!
پاچینو جز افسوس چیزی برای بیان پیرامون مرگ دلخراش اخیر ویلیامز ندارد. نمی دانیم شاید او از یاد برده باشد که دلیل خودکشی ویلیامز عارضه ای بود که پاچینو در فستیوال ونیز نیم ساعت درباره آن صحبت کرد و به واقع هیچ چیز هم نگفت؛ عارضه افسردگی و نداشتن تحلیلی درست از بحران درون. چیزی که بنظر می رسد پاچینو هم مبتلا به آن است و یا او مایل است سایرین را به این باور پیرامون خویش برساند.

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «حرف های تازه ال پاچینو و فیلم های جدید او در جشنواره ونیز امسال» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات