آسیب‌شناسی سازوکارهای انتخاباتی اصولگرایان در گفت‌وگو با «امیر محبیان»: تقلیل انتخاب اصلح به صالح مقبول، آغاز انحراف بود

آسیب‌شناسی سازوکارهای انتخاباتی اصولگرایان در گفت‌وگو با «امیر محبیان»: تقلیل انتخاب اصلح به صالح مقبول، آغاز انحراف بود

فرهیختگان/ متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و انتشار آن در اخرین خبر الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

اصولگرایان متحد می‌شوند؟ این سوالی است که حتی خود آنهایی هم که در اردوگاه اصولگرایی، سکنی گزیده‌اند، پس از دو تجربه ناموفق ائتلاف در انتخابات مجلس نهم و انتخابات ریاست‌جمهوری، هر از گاهی با خود زمزمه می‌کنند. آنها که در سال 84 با در دست گرفتن تمام ارکان حکومتی، از یکدست شدن سیاست ایران، لبخند بر لبان‌شان نشست، چندان از تقسیم سمت‌های کابینه یازدهم میان اصولگرایان، اصلاح‌طلبان، اعتدالگرایان و عملگرایان خشنود به‌نظر نمی‌رسند و این روزها بیش از همه نگران ترکیب مجلس آینده هستند. بی‌گمان برای اصولگرایان که در سه دوره هفتم، هشتم و نهم، اکثریت مطلق پارلمان را در اختیار داشتند، حتی برخورداری از فراکسیونی با اکثریت نسبی در مجلس دهم راضی‌کننده نخواهد بود چه رسد به قرار گرفتن در موضع اقلیت. در چنین فضایی، کمی پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 که نامزدهای اصولگرا از راهیابی به پاستور بازماندند و بخشی از این ناکامی را به پای تعدد نامزدها نوشتند، تلاش‌هایی برای ایجاد سازوکاری جدید به‌منظور کسب کرسی‌های بهارستان با وحدت انتخاباتی آغاز شد که تا امروز هم ادامه دارد. آیا این تلاش‌ها به نتیجه می‌رسد؛ به این پرسش باید با توجه به نوع رفتار طیفی از اصولگرایان که به جبهه پایداری موسوم هستند و در دو انتخابات گذشته سازوکارهای ائتلافی را به شکست کشاندند، پاسخ داد. امیر محبیان، دبیرکل حزب نواندیشان ایران اسلامی، مدیرعامل خبرگزاری آریا و تحلیلگر اصولگرا به پرسش‌های فرهیختگان در این زمینه پاسخ گفته است.

به نظر شما جریان اصولگرایی، از چه زمانی به طراحی سازوکارهای وحدت انتخاباتی نیاز پیدا کرد و چه عاملی باعث شد تا برخلاف آنچه در سابقه «جناح راست» دهه شصت و «محافظه‌کاران» دهه هفتاد به چشم می‌خورد، این جناح برای ارائه فهرست واحد به چانه‌زنی درون‌جناحی رو بیاورد؟
اساسا اصولگرایی مفهومی است عام که دقیقا تعریفی جامع و مانع از آن به عمل نیامده و صرفا به برداشتی شهودی و به قول علما «من عندی» اکتفا شده است. این ابهام مفهومی، باعث شده است که هر کسی خود را اصولگرا بداند یا دیگری را براساس برداشت شخصی از دایره اصولگرایان اخراج کند. در این بین باید به این موضوع توجه داشت که تا پیش از سال ٧٦، در میان اصولگرایان عملا اختلافی جدی پیش نیامده بود، چراکه مرجعیت و داوری جامعتین (جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) مورد پذیرش و تشخیص آنها مورد اجماع بود. در این بین، در سال ٧٦ با وقوع پیروزی اصلاحات در دوم خرداد، این نکته مطرح شد که جامعتین هر چند توانست مشروعیت و صلاح اعتقادی اصولگرایان را تامین کند، در جذب افکار عمومی موفق نبوده است. این نگرش موجب بروز شکاف‌هایی در جریان اصولگرایی شد که جمعیت ایثارگران و جمعیت رهپویان محصول آن بود. البته این جریان‌ها برای پاسخ به سوال و دغدغه مشکل ارتباط با افکار عمومی به سمت ایجاد ارتباط با توده‌ها نرفتند بلکه با زیر سوال بردن مدیریت سنتی جناح راست کوشیدند با حلقه‌های منسجم و نظام‌مند و صاحب قدرت و امکانات حاکمیتی ارتباط بر‌قرار کنند، خود را عوامل سیاسی آنها نشان دهند و دید آنها را به لیاقت و کفایت اصولگرایان سنتی برای دفاع از نظام، مخدوش کنند. به نظر می‌رسد باید در زمان مناسب آثار منفی ایجاد مجرای ورود عواملی از قدرت که طبعا از ظهور و مداخله مستقیم در سیاست خودداری می‌کردند، تحلیل شود. اما اصولگرایان سنتی هم برای حل مساله ارتباط با افکار عمومی تز انتخاب اصلح را به انتخاب صالح مقبول کاهش دادند و این امر به گمانم انحرافی از تز تاریخی تشیع بود و حاصل آن هم ظهور چهره‌هایی بود که برای جلب رای به جای تکیه بر اصول صداقت و صحت عمل به جنجال‌سازی و شعار‌دهی پوچ و پوپولیسم روی آوردند.

اتفاقی که آثار و پیامدهای فراوانی هم به دنبال داشت.
متاسفانه آفات این اشتباهات هیچ‌گاه به صورت جدی ارزیابی نشد چراکه ظهور جریاناتی چون پایداری و امثالهم محصول این فقدان بازنگری است. فعلا اصولگرایان با خصلت محافظه‌کاری خود از صف‌بندی با این جریانات خودداری می‌کنند و عملا به جای معالجه بیماری با مسکن موقت زمان می‌گذرانند تا هنگامی که متاسفانه بیماری آنها را از پای درآورد.

به نظر شما سازوکارهای وحدت انتخاباتی‌ای که تاکنون از سوی اصولگرایان طراحی شده، ماهیت یکسانی داشته یا از این نظر قابل تقسیم‌بندی به چند دوره است؟
در وهله نخست، به‌دلیل قدرت، ساختار وحدت اصولگرایی عبارت بود از انطباق جریانات با جریان غالب. اما بعدها تلاش شد که تنازلی صورت بگیرد و نوعی از همگرایی تحت مدیریت آقای ناطق ایجاد شد، سپس با کاهش نقش آقای ناطق مدل مورد ذکر، به باج‌دهی به عناصر یا گروه‌های یاغی برای رسیدن به وحدت تغییر کرد و جای تاسف دارد که هنوز هم این مدل در حال اجراست.

حتی با در نظر گرفتن این چرخش، آنچه در جریان انتخابات‌های ریاست‌جمهوری سال‌های 84 و 92 روی داد، نشان داد که سازوکارهای وحدت اصولگرایان، چنان‌که باید و شاید در انتخابات ریاست‌جمهوری کارایی ندارد و بیشتر در انتخابات‌های فهرست‌مدار مثل انتخابات مجلس و شوراها، مورد استفاده قرار می‌گیرد. شما این را قبول دارید؟
من می‌خواهم به این جریان از زاویه‌ای دیگر نگاه کنم. آنچه ضرورت دارد این است که راهکارهای اصولگرایان برای وحدت باید بازنگری شود.

البته اصولگرایان هر بار در سازوکار وحدت انتخاباتی خود تغییراتی اعمال می‌کنند.
برای آنکه اصولگرایان نسبت به مقوله وحدت به یک حرف واحد برسند باید نسبت به تعریف مفهوم وحدت، بازتعریفی جدی صورت گیرد.

یعنی اگر این بازنگری صورت گیرد، آنچه را ناکامی اصولگرایان برای رسیدن به یک سازوکار مشخص به‌منظور جلوگیری از انتشار فهرست‌های گوناگون انتخاباتی عنوان می‌شود، از بین می‌برد؟
این ناکامی چند دلیل عمده داشت؛ نخست ابهام در تعریف و اهداف وحدت؛ دوم غلبه منافع فردی و گروهی بر منافع جمعی و سوم، تفاوت شرایط که باعث می‌شود یک مدل واحد کفایت لازم برای عمل در محیط‌های متفاوت را نداشته باشد.

یکی از این دغدغه‌ها که گفتید ترجیح‌دادن منافع فردی و گروهی به منافع جمعی بود. می‌خواهم نظر شما را درباره این بدانم که با وجود تن ندادن طیفی از اصولگرایان به سازوکار وحدت و تعیین پیش‌شرط‌هایی برای شرکت در ائتلاف‌های انتخاباتی، ازجمله سهم ویژه، چرا دیگر اصولگرایان آخرین لحظه بر دعوت از این گروه اصرار می‌ورزند؟
از نظر من، مدل باج‌دهی منجر به یاغی‌پروری می‌‌شود و محصول برداشت غلط از مفهوم وحدت است. بی‌شک تشکیلات کوچک‌تر ولی منسجم‌تر‌، موثر‌تر از تشکیلات گسترده مملو از اختلاف است. هرچند به واقع این تشکل‌های یاغی درون اصولگرایی از وزن اجتماعی هم برخوردار نیستند.

به‌طور مشخص یکی از این گروه‌ها، اعضای جبهه پایداری هستند. با توجه به اینکه تئوریسین‌ها، اعضا و وابستگان به جبهه پایداری، آشکارا ائتلاف سیاسی را فاقد مبنای دینی می‌دانند، حتی اگر آنان حضور در سازوکارهای وحدت انتخاباتی را بپذیرند، می‌توان انتظار داشت که تا آخر به آن پایبند بمانند؟
آنها به هیچ وجه به هیچ وحدتی مقید نخواهند ماند و اگر بمانند هم با رفتارها و دیدگاه‌هایی که دارند فقط باعث ریزش توده‌های مردم از بدنه اصولگرایی و تخریب چهره آنها در منظر مردم می‌شوند‌.

جبهه پایداری از ابتدا، با اندیشه خالص‌سازی جریان اصولگرایی از آن دسته اصولگرایانی که به اعتقاد آنان در رویدادهای سال 88 سکوت کردند، شکل گرفت؛ با این حال می‌توان تصور کرد که روزی پایداری و دیگر بخش‌های اصولگرایی به تفاهم برسند؟
میان ماهیت اعتدال و خردگرایی و پایبندی به اصول اخلاقی که به‌عنوان اصولگرایی می‌شناسیم و نگرش جبهه پایداری، جز در بعضی ظواهر، نقطه مشترک زیادی نمی‌توان پیدا کرد. به نظر من جبهه پایداری تنها باید به‌عنوان یک گروه در صحنه سیاسی حضور داشته باشد که در این حالت ما از حیاتش دفاع می‌کنیم. اما نکته مهم این است که وحدت با آنها نه‌تنها چیزی بر اصولگرایی نمی‌افزاید بلکه به گمانم شدیدا از جایگاه آن در نزد توده‌ها خواهد کاست.

پس چرا اصولگرایان از خارج شدن کامل جبهه پایداری از اردوگاه اصولگرایی واهمه دارند و با وجود تمایل طرف مقابل ترجیح می‌دهند بر شدت این واگرایی افزوده نشود؟
نخست به دلیل خصلت محافظه‌کاری و دوم به دلیل شعارهای تند پایداری‌ها که این تصور غلط را پدید می‌آورد که آنها نماینده نیروهای ارزشی هستند.

با این تفاسیر، تلاش اخیر برای شکل‌دهی به وحدت انتخاباتی در مجلس دهم را چگونه ارزیابی می‌کنید؛ به نظر شما این تلاش به سازوکار موفق 5+6 نزدیک‌تر است یا تجربه شکست‌خورده 7+8؟
به نظر من، در انتخابات مجلس احتمالا سه جریان در میان اصولگرایان خواهد بود: نخست جریان اصولگرای معتدل که حامی لاریجانی خواهد بود، دوم جریانی متشکل از ایثارگران و رهپویان که حول محور حدادعادل جمع خواهند شد و پایداری‌ها که معلوم نیست به دنبال احمدی‌نژاد خواهند بود یا استراتژی دیگری خواهند داشت.

شما در حالی می‌گویید که جبهه پایداری در چارچوب اصولگرایی حرکت نمی‌کند که همچنان و حتی در حالی که آیت‌الله مصباح‌یزدی درباره تشکل‌ها و چهره‌های اصولگرای بیرون از دایره جبهه پایداری مواضع تندی گرفتند، حجت‌الاسلام رضا تقوی که اکنون جلسات وحدت اصولگرایان را مدیریت می‌کند، بر جلب حمایت وی پافشاری می‌کند...
هر چند پایداری خود را پیرو آیت‌الله مصباح می‌نمایاند ولی ماهیت دیدگاه‌‌های آنها یکی نیست. آیت‌الله مصباح بر پایه اعتقادات خود موضع می‌گیرد، در حالی که بعضی کارشناسان براساس شواهد معتقدند پایداری اعتقاداتش بر پایه مواضع و منافعش است. تلاش برای همگرایی با روحانی عالمی مثل آیت‌الله مصباح و ورود به بحث فکری با وی حتما لازم است، ولی نوع برخورد با پایداری به‌عنوان یک جریان سیاسی طبعا باید متفاوت باشد.

[ منبع این خبر سایت خبر ایرونی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «آسیب‌شناسی سازوکارهای انتخاباتی اصولگرایان در گفت‌وگو با «امیر محبیان»: تقلیل انتخاب اصلح به صالح مقبول، آغاز انحراف بود» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت خبر ایرونی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات