آیین های سنتی، آینه تمدن هفت هزار ساله در استان مرکزی

آیین ها استمرار یک خاطره اند و در حقیقت نوعی سنت برگزیده که با برخورداری از قالب های فکری، مذهبی، هنری به عنوان یک تفکر زاینده و پیش برنده از تمامی ظرفیت های لازم برای اعتلای جامعه برخوردار هستند و به دلیل تولد بومی در خرده فرهنگ ها و بهره مندی از جوهره ناب اصالت اسیر کهنگی نمی شوند.
حفظ، ترویج و اشاعه آیین های سنتی تا جایی که با باورها و اعتقادات جامعه، هنجارهای اجتماعی و قانونی، تعلیمات اخلاقی و دستورات دینی منافاتی نداشته باشند به عنوان بخش اجتناب ناپذیر هر فرهنگ است و کارویژه مهم آن جلوگیری از تحریف و انحراف فرهنگی، تقویت احساس تعلق و هویت قومی است.
سنت در لغت گرچه به معنای سیره و روش است اما از نظر محتوایی آیین ها و رفتار هایی گفته می شود که بر روی آن در هر جامعه ای اجماع وجود دارد و اگرچه ریشه آداب سنتی در گذشته مردمان هر دیار است اما، پبوست های اجتماعی و فرهنگی را در زمان حال تقویت کرده و به عنوان گفتمان پذیرفته شده و باور جمعی توده مردم، رنگ اصالت فرهنگی را بر رفتارها و نقش های هر جامعه می زند.
در بازشناسی آیین های سنتی می توان گفت حوزه ای از مناسک آیینی و رفتاری است که درون خود نگهبانانی دارند که کارشان تفسیر، تبیین و ترویج سنت ها است.
یکی از کارکردهای مهم آیین های سنتی تقویت همگرایی و خرد جمعی خرده فرهنگ ها است و از آنجا که این مفاهیم در ظرف مناسک و رفتارهای خاص ریخته می شود در تخلیه هیجان های هر جامعه، بهبود روابط عاطفی، تکالیف لایه های اجتماعی و باورهای پذیرفته شده هر قوم نقش اساسی دارد.
سبقه تاریخی استان مرکزی به زمان حکومت مادها می رسد و هم اینک در جای جای این دیار تاریخ ساز با تمدن هفت هزار ساله یادگارهایی از بناهای فرهنگی و تاریخی موجود است و درکنار آن داشته های معنوی و آیین سنن نیز سینه به سینه حفظ شده است.
آیین های عاشورایی، پرده خوانی، بیل گردانی ، باران خواهی، کوسه ناقلدی،عروس گلین و جشن تیرگان و آب پاشان نمونه هایی از داشته های آیینی استان مرکزی است که از گذشته ها به یادگار است و در گوشه و کنار این دیار به مناسبت ها و در زمان های خاص به صورت خودجوش از سوی مردم اجرا می شود.
مردم جای جای استان مرکزی از گذشته های دور در ایام محرم و سفر به طور گسترده در آیین های سوگ و عزای سالار و سرور شهیدان و یاران باوفایش را با مناسک خاص و رسوم متنوعی برپا داشته اند و ارادت و باورهای قلبی خود را با رفتارهای آیینی عاشورا بروز داده اند.
آیین های عاشورایی ریشه در باور عمیق مردم به مسائل دینی و مذهبی و عشق و علاقه به خاندان عصمت و طهارت( ع ) و امام سوم شیعیان دارد، در هر نقطه ی از استان به شیوه خاصی برگزار می شود.
تا کنون 12 میراث معنوی استان مرکزی مرتبط با ماه محرم، تحت عنوان آیین های عاشورایی، در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است که این آثار شامل تعزیه سیار اراک، تعزیه وفس، گرکان و تفرش، نخل گردانی شهرهای خمین، تفرش و نراق، آیین علم گردانی روستاهای هزاوه اراک و عزالدین تفرش، آئین علم بران تفرش و نخل بران منطقه ترخوران تفرش و همچنین زسم جغجغه زنی روستای انجدان است.
سابقه تعزیه سیار اراک به دو قرن یعنی از زمان شکل گیری شهر سلطان آباد (اراک) برمی گردد و این مناسک آیینی مذهبی در طول 11 روز اول ماه محرم در بازار سرپوشیده اجرا می شده است.
در این آیین، دو گروه تعزیه خوان از دو محله اصلی شهر وارد بازار می شدند و برای آنکه صدای گروه اول مزاحم گروه بعدی نشود، فاصله بین دو گروه را چندین پرچم و چلچراغ قرار می‌دادند.
تعزیه سیار تا سال 1342 به طور جدی برگزار می‌شد، اما بعد از آن سال به دلیل جلوگیری از عزاداری‌های محرم و شرایط سیاسی حاکم بر کشور، اجرای خیابانی آن متوقف شد.
پس از پیروزی انقلاب در سال‌های 1359 تا 1361 آیین های تعزیه سیار اراک دوباره از سر گرفته شد که به دلایلی وقفه چند ساله داشت و در سالهای اخیر به همت مسئولان فرهنگی و دایره تعزیه گردانان احیا شده است.
در اجرای تعزیه سیار، اول نقاره زنان و شترها وارد بازار می‌شوند، بعد از آنان گروه سینه زنان و بعد از آن شبیه خوانان هنرنمایی می کنند و مردم که در دو سوی طول بازار به نظاره مانده اند، آنان را همراهی می‌کنند.
مجموعه تاریخی بازار اراک به دلیل برخورداری از سقف‌های قوس دار قابلیت انعکاس صدا را دارد و مکان مناسبی برای اجرای تعزیه است و گفته می شود در گذشته این شهر دارای حسینیه و یا تکیه بزرگ نبوده و بازارحکمِ این مکان را برای مردم و عزاداران ایفا می کرده است .
علم گردانی از دیگر آیین های سنتی ماه محرم در استان مرکزی است که به صورت سینه به سینه از 300 سال پیش در بازه زمانی روز اول تا دهم محرم در روستای هزاوه اراک برگزار می شود.
در این مناسک دینی، علم به تک تک خانه ها برده می شود و در جریان این رفتار آئینی مردم نذورات خود را به علمدار می دهند تا برای مخارج هیات های مذهبی هزینه شود و خود نیز با هدف مشکل گشایی و گرفتن حاجات به آن دخیل می بندند.
آیین مذهبی علم گردانی در روز عاشورا با بردن علم به تپه‌ای موسوم به مبارک و عزاداری و سینه ‌زنی ادامه می یابد و علم در میان سوگ و ماتم، دوباره به امامزاده احمد(ع) هزاوه برگردانده می‌شود.
آیین مذهبی علم‌ گردانی توسط هیات سادات روستای هزاوه اجرا می‌شود و شروع این رسم بیرون آوردن علم از محل نگهداری آن در امامزاده احمد(ع) هزاوه در شب اول ماه محرم است.
عزاداران هیات سادات هزاوه همگی با لباس‌های مشکی و شال‌های سبز در این آیین شرکت می‌کنند و علم عاشورا را به عنوان نماد رشادت علمدار کربلا در روز اول محرم آذین کرده و در میان سینه ‌زنان عزادار در بین محله‌های روستا به حرکت در می‌آورند.
همچنین، این علم در روزهای اول و دوم محرم در محله طره زار، پنجم و ششم محرم در محله سر آسیاب، هفتم محرم در محله‌های پایین و میان روستا و نهم محرم در محله‌های دیگر روستا به حرکت درمی‌آید و هنگام علم گردانی هزاوه توسط هیات سادات، مردم محله‌های مختلف گوسفند و گاو قربانی کرده و به عزاداران این هیات نذری می‌دهند.
استفاده از ابزار و رنگ در انتقال مفاهیم عاشورایی در آیین های ویژه و رایج استان مرکزی مقوله مهمی است که به زیبایی نهادینه شده و بر قدرت ماندگاری آیین های دینی می افزاید.
تعزیه‌ خوانی در روستای وفس نیز یکی از رسوم آیینی و مذهبی استان مرکزی است که جاذبه‌ای زیادی را برای گردشگران مذهبی دارد.
تعزیه روستای وفس با برخورداری از زوایای فرهنگی و مذهبی متعدد و منحصر به فرد به شماره 125 در فهرست آثار معنوی کشور به ثبت رسیده است.
این آیین مذهبی با پرده‌های نمایشی متعدد و ویژگی‌های نمادین، رنگ و پوشش خاص، علاوه بر داستان مصائب امام حسین(ع) در دشت کربلا، زندگی سایر معصومان را نیز روایت می‌کند و در اجرای آن از اشعاری با زبان محلی روستای وفس (زبان تاتی) استفاده می‌شود.
تعزیه‌خوانی در وفس از سابقه‌ای دیرینه برخوردار است و قدیمی‌ترین نسخه‌های تعزیه که در حال حاضر در اختیار است به حدود 230 سال قبل باز می گردد.
بازیگران نقش‌های هنر آیینی تعزیه وفس در طول سال به حرفه دیگری هم اشتغال دارند اما، در ایام محرم نقش‌های اولیا و اشقیا را اجرا می‌کنند.
نسخه های تعزیه وفس مربوط به آقا خان بیگ بوده که در خانواده‌ی او نسل به نسل گشته تا به امروز رسیده و در ایام محرم و صفر در این منطقه اجرا می شود.
دو گروه تعزیه به نام دو محله‌ی وفس مانداران و خیورگ از گذشته‌های دور تاکنون در وفس فعالیت داشته اند که علاوه بر تعزیه، آیین های عزاداری، زنجیرزنی، سینه زنی و شیون در عزای امام حسین(ع) و یارانش را در میدانگاه دو محله مذکور اجرا می کنند.
در شهرستان خمین نیز آیین نخل‌گردانی از گذشته های دور در قالب رسوم عاشورایی باقیست و از صبح روز عاشورا با بیرون آوردن نخل از جایگاه شروع می شود و تا ظهر همان روز با گرداندن نخل در دو خیابان اصلی شهر و مکانی قدیمی که از طرف اهالی چاله نخل ادامه می‌یابد.
رسم نخل‌گردانی در خمین تابع قراردادهای محلی است و حداقل از دوره زندیه تا به حال استمرار داشته است.
در صبح عاشورا نخل از امامزاده شاهزاده ابوطالب به سمت چاله نخل با حضور مردم عزادار و هیات های سینه زنی حرکت داده می شود و بعد از عزاداری دوباره به محل اولیه باز گردانده می شود.
در شام غریبان نیز مردم خمین شمع به دست به امامزاده ابوطالب می روند و تا صبح در کنار نخل به سینه زنی و عزاداری می پردازند.
شب هفتم دهه اول محرم نیز، طره که همان پارچه سبز است به قسمت پایین نخل بسته می شود و شب هشتم کتیبه های سوزنی که اسامی اهل بیت (ع) و یاران با وفای سیدالشهدا( ع ) داخل آن حک شده است بر روی نخل نصب می شود و در شب تاسوعا چادر مخصوص نخل کشیده می شود و شب عاشورا همه تجهیزات آن کامل می شود.
روستای گرکان یکی از روستاهای تابعه شهرستان آشتیان نیز خاستگاه مناسک آیینی تعزیه گردانی است که بیش از یک قرن قدمت دارد و همچنان پا برجاست.
در تکیه قدیمی این روستا هرساله در دهه اول ماه محرم، وفات حضرت محمد (ص)، شهادت امام جعفر صادق (ع)، شهادت حضرت فاطمه ( س ) مناسک آیینی تعزیه گردانی برگزار می‌شود.
رسمی که به مناسبت شهادت امام حسین ( ع ) و یارانش در ایام عزاداری این خطه برگزار می شود از شور و حال خاصی برخوردار است و جذابیت های خاص که بر اساس باورهای خرده فرهنگ گرکان در آیین تعزیه وجود دارد، عاملی است که حتی از تهران و سایر شهرستان ها گروه هایی برای شرکت در این مناسک حضور می یابند.
تعزیه گرکان در تکیه ای در محل حسینیه روستا که در زمان قاجار بنا شده، برگزار می شود که پیش از این رو باز بود اما، شیروانی آن در سال 1343 هجری شمسی به دست حاجی محمد علی فرزند حاجی زین العابدین شکوری به اتمام رسید.
در این حسینیه سکویی بزرگ وجود دارد که محل هنرنمایی تعزیه خوانان بود و در حاشیه این مکان نیز رختکن تعزیه خوان ها و انواع وسایل و ابزارآلات آنان وجود دارد.
در هر روز و مناسبت خاص نسخه های مربوط به همان مناسبت ازجمله حجه الوداع، مسلم، طفلان مسلم، حر، حضرت علی اکبر و شهادت امام حسین ( ع ) خوانده می شود.
انجدان یکی از روستاهای تاریخی استان مرکزی در 28 کیلومتری جنوب شرق شهر اراک است که خاستگاه رسم آیینی جغجغه زنی است.
در این روستا در روزهای دهم و یازدهم محرم آیینی برگزار می شود که طی آن جغجغه که ابزاری چوبی و خراطی شده است به هم کوبیده شده و نوای موزون آن به عنوان مارش عزا و تالم قلبی این مردم است.
انجدان از دو محله بالا و پایین تشکیل شده و مردم این دو محله با جغجغه ‌زنی به عزاداری می‌پردازند به طوری که یک نفر آواها و نوحه‌های محلی سر داده و جغجغه زن ها با هماهنگی خاص جواب می‌دهند این آیین ریشه در گذشته مردم انجدان داشته و حداقل از دوره قاجار برگزار می‌شود.
در نراق نیز که از شهرهای قدیمی استان مرکزی و در حد فاصل دو شهرستان دلیجان و کاشان واقع شده، در روز عاشورا آیین نخل‌گردانی برگزار می‌شود.
این رسمدر صبح روز عاشورا با بیرون آوردن دو نخل قدیمی از جایگاه خود شروع و با چرخاندن آن در خیابان امام خمینی(ره) و کوچه‌های بافت قدیم شهر همراه است و زنان به مانند مردان به دنبال نخل به راه افتاده و در پی آن مویه می‌کنند.
نخل گردانی شهر نراق نیز ازآیین های سنتی این شهر است که هرساله در چهار مناسبت روز عاشورا، 28 صفر، 21 رمضان و سالروز شهادت حضرت زهرا (س) انجام می شود.
این شهر دارای دو نخل بزرگ و کوچک است و در قالب آن جوانان با حضور در کنار نخل های شهر با پوشش پارچه های مختلف لباس عزا را برتن نخل ها می پوشانند و با ذکر یا علی و یا زهرا، نخل را از محل و جایگاه خود حرکت داده و آن را در میدان اصلی شهر می آورند.
نخل به مثال تابوت عزا در بین مردم است و شکل آن به مانند تابوتی تو خالی است که دارای چندین پایه در اطراف و جلو می باشد که در نراق هر پایه از دوران قدیم به نام طائفه ای بوده و نسل به نسل به فرزندان آنان رسیده است و به این دلیل هر پایه به نام خانواده یا خاندانی در نراق نام گرفته است.
نخل دارای یک راهنما یا مسئول است که در روی آن قرار گرفته و در بالای آن به ذکر مصیبت و نوحه خوانی می پردازد و هنگامی که مراسم عزاداری شروع می شود بعد از آخرین هیات، مردم و کسانی که نخل را همراهی می کنند پشت سر هیات عزاداری نخل را بر روی دوش می گیرند و آن را پس از گذراندن مسیری تا جلوی در مسجد جامع می برند و بعد از یک برنامه یک ساعته عزاداری و سخنرانی دوباره آن را به محل اولیه آن باز می گردانند.
جشن شکرانه آب و باروری طبیعت یا آیین بیل گردانی که سبقه دو هزار ساله دارد از دیرباز در شهر نیم ور رواج داشته است.
سابقه شهر نیم ور به دوران اشکانیان باز می گردد و آداب و رسوم جالب و دیدنی متنوعی در آن وجود داردکه در طول سال برگزار می شود که از جمله آنها آداب و رسوم لایروبی رود قمرود و آیین بیل گردانی است.
اقشار مختلف مردم با حضور پرشور و خودجوش در آیین کهن، پهلوانی و منحصر به فرد بیل گردانی در خطه ای حاصلخیزکه به پایتخت گل ایران شهرت دارد، به استقبال کشت های بهاره می روند.
جشن بیل گردانی نمادی از تشکر الهه آب بوده و ریشه در فرهنگ آب و آبیاری مردم این خطه حاصلخیز دارد و به اعتقاد مردم منطقه نیم‌ور این آیین، به برکت و زیادی آب در فصل بهار کمک می‌کند.
مردم شهر تاریخی نیم ور برای حفظ این رسم معنوی هر سال درمواقعی که مسیر جوی‌های آب توسط گل و لای ویا رشد گیاهان و علف های هرز در ماه اسفند و اوایل فصل بهار مسدود می‌شده و آبرسانی به مزارع این شهر به کندی انجام می‌گرفته، با اعلام بزرگان شهر، با مشارکت و یاری یکدیگر به پاکسازی حریم جوی می‌پردازند.
پس ازلایروبی جویهای آب، بیل گردانان شامل ورزشکاران منطقه به نوبت، هفت بیل مخصوص که به تعبیری برای اسبار باغ های انگور به کار می رفته است را در دو دسته چهار و سه تایی به یکدیگر بسته و بیل گردانان این بیل ها را با مهارت و قدرت در دو جهت مخالف به صورت ضربدری بالای سر می‌چرخانند.
ورزشکاران یا بیل گردانان باید دو دسته بیل به وزن 32 کیلو گرم را بین پنج تا 30 بار بالای سر خود می چرخانند و در این هنگام با دعا و نیت به حرکت در آمدن هفت آسمان و نزول رحمت الهی قدرتمندی خود را برای مردم این منطقه به نمایش می‌گذارند.
بیل‌گردانی جشنی است مربوط به آب و آبیاری که منشاء آن جنگ دیرینه‌ای است که بر سر آب بین انسان و طبیعت وجود داشته و به دلیل اهمیت آبیاری در این شهر اجرا می شود.
در این آیین 50 نفر از کشاورزان و میرآب های شهر اوایل هر سال جوی ها، نهرها و کانال های آب شهر که در فصل پاییز و زمستان مملو از گل و لای و گیاهان می شد را در یک مسیر 18 کیلومتری با همکاری و کاری دسته جمعی و طاقت فرسا در یک ماه از نیمه اسفند تا نیمه فروردین تمیز می کنند.
پس از اتمام کار در اواخر فروردین ماه ، جشنی را با نیت شکرانه برکات نازل شده و قدردانی از این کار ارزشمند بر پا می کنند.
سپس پهلوانان چهار بیل در دست راست و سه بیل دیگر در دست چپ، بسته به توان هر شخص از پنج تا 30 دور بالای سر می چرخاندند و در پایان برگزیده به عنوان پهلوان شهر انتخاب می شود.
جشن بیل گردانی هم اکنون از جمله ورزش های بومی محلی استان مرکزی و نوعی ورزش باستانی و پهلوانی نیز محسوب می‌شود که در سال 89 ثبت معنوی شده است.
این آیین با اجرای موسیقی محلی و برگزاری غرفه های سوغات محلی و صنایع دستی امسال برگزار شد.
در روستاهای استان مرکزی ٤٠ روز پس از سپری شدن زمستان و ٥٠ روز باقی مانده به نوروز، جشن کوسه برگزار می شود که بسیار دیدنی است در این آیین سنتی شماری از چوپانان و جوانان و نوجوانان در نقش داماد (کوسه)، عروس با پوشیدن لباس ها و کلاه هایی از پوست و بستن زنگوله هایی به خود به در خانه ها رفته و شعر معروف ناقالدی گُنده گنده، چهل رفته پنجاه مانده را خوانده و پایکوبی می کردند.
اگر صاحب خانه انعام و نیاز کوسه را کمی دیر می آورد، کوسه غش می کرده و از آنجا که غش کردن کوسه را بدیمن می دانستند به محض آمدن کوسه، تنقلات، خوراکی و پول برای کوسه می آوردند. این رسم که به لحاظ ریشه های تاریخی در شمار نمایش های آیینی آورده می شود، به نام های کوسه گری در تفرش، کوسه کوسه در ساوه، کوسه گلدی در روستاهای شاهسون نشین و نقاط ترک نشین، ناقالدی در اراک و مانند این هاست و با تفاوت هایی در سایر مناطق ایران نیز وجود داشته است.
جشن کوسه ناقلدی یادآور جشن سده (از جشن های ایران باستان) است که مردم با پشت سرگذاشتن سرمای شدید زمستان، نوید فرا رسیدن نوروز را جشن می گرفتند.
آیین باران خواهی (کوسه درآمدن) روستای کبودان تفرش از توابع این استان در فهرست آثار ملی کشور ثبت شد و این آیین با شماره 1060 در اردیبهشت ماه جاری در فهرست میراث معنوی آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
باران خواهی رسمی دیرین و سنتی با آیین نمایشی و اشعار فولکوریک در خرده فرهنگ های استان مرکزی است که با نام های کوسه درآمدن، کوسه گلدی ، عروس گلدی یا کوسه برنشین نیز شهرت دارد و در آیین های نمایشی آن سه رکن اصلی کوسه، عروس کوسه و تگه (گروه همراهان) ایفای نقش می کنند.
آیین باران خواهی و یا کوسه درآمدن جشنی است که از دیرباز در جوامع روستایی و چوپانان استان مرکزی رواج داشته و دهم بهمن هر سال یعنی پایان چله بزرگ زمستان در روستای کبودان تفرش و به صورت پراکنده در مناطق روستایی چندین شهرستان دیگر استان برگزار می شود.
در این جشن که همراه با لحن موسیقیایی، لباس های ویژه و نمایش جمعی در کوی برزن است، کوسه و همراهانش پیام آور شادی و نوید بهار هستند و نماد و سمبلی از سوی چوپان ها برای غلبه روشنایی بر تاریکی، جلوه رویش گیاهان، زایش دام و افزونی برکت است.
گروه برگزار کننده جشن ناقالدی (طلب باران) متشکل از سه تا هفت نفر است که هرکدام بر اساس مهارت و توانایی نقش کوسه، عروس کوسه و تگه (بز نر) را عهده دار می شوند.
نقش کوسه از صورت کهن این واژه یعنی کلمه آرامی کوزبرت(Kuzbarta) به معنی گیاه گشنیز است که نام عروسک هایی مقدس در رسوم باران خواهی در مناطق مرکزی و جنوبی ایران بوده و با نام کوسه گلین نامیده می شده است.
دراجرای این آیین معمولا چندین دختر بچه و پسر بچه نیز به عنوان توبره کش ناقالدی ها به جمع آوری هدایای مردم می پردازند و این گروه با موسیقی، سر و صدای زیاد زنگوله ها و آوازخوانی در کوچه و معابر شهر و روستا ظاهر شده و با حرکات بدنی و خواندن اشعار خاص ضمن ایجاد سرگرمی برای مردم، نوعی رسم دور کردن نحوست سرما را برگزار کرده و هدایای جمع آوری شده از این مراسم نیز بین خانواده فقیر و نیازمند تقسیم می شود.
در این آیین فردی که نقش کوسه را پذیرا می شود جبه ای بلند را وارونه بر تن کرده و زنگوله هایی به آن می آویزد و علاوه بر آن زنگوله های فلزی ریزی را نیز بدستان و زانوان خود متصل می کند.
فردی که نقش کوسه را دارد صورت خود را سفید رنگ کرده و یک تکه پوست بزغاله روی سر خود می گذارد و در آن سوراخهایی برای چشم و نفس کشیدن ایجاد می کند و با مراجعه به خانه چوپانها و سردادن اشعار و حرکات خاص برای زاداوری دامها و برکت خانه ها دعا می کنند.
بخش دیگر طلب باران در این جشن آیینی مربوط به زمان غش کردن کوسه است که اشعار فولکور ثبت شده آن این است: ˈبارون رحمت خدا، کاش بباره برسرما، ما بگوییم شکر خدا، بارون بده برکت به ما.ˈ
بخش سوم آن مربوط به وقتی است که عروس کوسه از صاحب خانه هدیه دریافت می کند (معمولا گندم یا مواد غذایی است) در طلب باران می خواند، دعا می کنم براتون، به جای هدیه هاتون، خدا بده تو بارون، بزن به کوهسارون ، برای گله دارن ، تورحمت فراوون.
بر اساس اسناد و پژوهش های موجود نمونه هایی از نمایش کوسه درآمدن و طلب باران در روستاهای شاهسون نشین ساوه، روستاهای اراک با تفاوتهای جزئی برگزار می شود.
در روستای خورهه محلات نیز آیین سنتی به نام اهو اهو در شامگاه چهاردهمین ماه رمضان - شب تولد حضرت امام حسن (ع) برگزار می شود.
با تاریک شدن هوا، نوجوانان و کودکان به دسته هایی تقسیم می شوند و به در خانه ها می روند و اشعاری می خوانند. یکی از افراد گروه که از همه بزرگتر است با صدا ی بلند شعری می خواند و دیگران در پایان آن با صدای بلند اهواهو می گویند . این گروه معمولا به در منازلی می روند که فرزند پسر کوچکی داشته باشد.
حال اگر نام فررزند کوچک یک خانواده عادل باشد، این ابیات به صورت زیر خوانده می شود :
عـادل خـوان شمائیـد اهواهو ، از قلعه در نیائیـد اهواهو
کـه مردم دشمنت اند اهواهو ، به قصد کشتنت اند اهواهو
آجیل بیار زودی اهواهو
در پایان اشعار معمولا پسر کوچک خانواده مقداری آجیل و تنقلات برای گروه مورد نظر می آورد و اگر صاحب خانه دیر آجیل بیاورد دوباره اشعار فوق خوانده می شود.
جشن تیرگان نیز آیین ویژه آب پاشان و شکرگزاری برداشت گندم یکی از جشن های ملی و دارای وجاهت و هویت اصیل ایرانی است که علاوه بر منطقه فراهان در استان مرکزی در برخی استان های دیگر نظیر مازندران نیز سابقه دارد و این رسم در سال 89 در فراهان به خاطر اصالت و غنای فرهنگی در فهرست آثار ملی کشور به عنوان میراث معنوی به ثبت رسیده است.
در این جشن باستانی مردم فراهان، روستاها و شهرهای اطراف آن در جوار امامزاده احمد بن علی (ع) روستای تاریخی ذلف آباد جمع می شوند و با اجرای برنامه های فرهنگی، هنری و سرگرم کننده به خاطر نعمت های خداوند در فصل درو و اولین روز تابستان شکرگزاری می کنند و با برگزاری بازارهای روز مایحتاج فصلی خود را نیز تهیه می کنند و به منزل می برند.
در این آیین، تمامی نمادهای همگرایی قومی نظیر آیین های دایره وار، موسیقی، تعاون و کار جمعی و حلقه های اتصال با گروه های انسانی و وحدت با محیط وجود دارد که این از داشته های مهم فرهنگی این خطه محسوب می شود.
دیار کهن فراهان در نخستین روز تیر در محوطه بیرون امامزاده احمد ابن علی (ع) میزبان مردم شهرهای مختلف ایران مانند همدان، ملایر، ‏قم و تهران است که تولیدات خود شامل سوغات، عطاری و گیاهان دارویی، انواع گل و گیاه، ابزار کشاورزی و صنایع دستی را به معرض فروش می گذارند و نوعی داد و سند مبتنی بر پاسخ به نیازهای فصلی اهالی این خطه را عرضه می کنند.
بر اساس مستندات به جای مانده در کتاب های تاریخی جشن تیرگان از زمان های ایران باستان در روز سیزدهم تیر برگزار می شد که خاستگاه آن به داستان تیر اندازی آرش، پهلوان اسطوره ای ایران بازمی گردد.
منطقه فراهان به دلیل ویژگی های اقلیمی خاص یکی از قطب های کشاورزی به ویژه کشت گندم است و بهره برداران این حوزه در نخستین روز تابستان پس از گذران فصلی پرکار و طاقت فرسا از کاشت و داشت در بلندترین روز سال با خانواده هایشان به آغوش طبیعت می روند و به شکرانه نعمت توفیق برداشت محصول به درگاه خدا دعا کرده و شکرانه به جای می آورند.
یکی از جلوه های این جشن رسم آب پاشان و یا باران خواهی است که در بسیاری دیگر از مناطق ایران نیز سبقه اجرا دارد و بنا به شرایط محیطی و فرهنگی در تاریخ های مختلف انجام می شده است.
جشن آب پاشان نمادی از اهمیت و تقدس آب در چرخه حیات است و مردم فراهان با حفظ و اجرای رسم طلب باران با آیین رسم آیینی نوعی تلقین و باور قلبی خود را برای ازدیاد باران از درگاه احدیت خواهانند.
در این رسم که با شستشو و طهارت تن و خیس کردن محیط و دیگران همراه با شادی و شکر همراه است به نوعی نقش آب در زندگی کشاورزان منطقه فراهان و اهمیت آن در معیشت و زیست سالم برجسته سازی می شود.
به جز رسوم ثبت شده شمار زیادی از آیین ها در نواحی شهری و روستایی استان مرکزی در ایام مختلف سال برگزار می شود که هر کدام در زندگی مردم آن اثرگذاری مستقیم دارد و به عنوان یکی از محورهای همگرایی و پیشبرد امور بر مبنای باورهای فرهنگی مطرح هستند.
گزارش از معصومه ابراهیمی
6991/6013/

انتهای پیام /*

[ منبع این خبر سایت ایرنا-فرهنگی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «آیین های سنتی، آینه تمدن هفت هزار ساله در استان مرکزی» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ایرنا-فرهنگی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات