رشد احزاب دست راستی عوام گرا زنگ خطری برای احزاب سنتی و اروپای یکپارچه

به گزارش ایرنا، رشد و نموی احزاب افراط گرای دست راستی و عوام گرا( پوپولیستی - توده گرا) خصوصا در کشورهای فرانسه، اتریش، سوئیس و سوئد که به معنای کاهش حمایت های توده ای از احزاب اصلی و سنتی شمرده می شود، در حال حاضر مبدل به یکی از پرچالش ترین مسایل در کشورهای اروپایی و حتی اتحادیه اروپا شده است.
این احزاب که در بستر اجتماعی و متاثر از مسایل اقتصادی و سیاسی رشد یافته اند، بشدت تبلیغات شان را متوجه طبقات کمک درآمد و کم تخصص و شهروندانی که به دلیل موقعیت اجتماعی و اقتصادی شان آسیب پذیر هستند، کرده اند.
احزاب یاد شده در تبلیغات خود سعی می کنند دل نگرانی های این طبقات همانند نداشتن امنیت شغلی، کمبود مسکن و ضرورت دولت رفاه را بازتاب دهند.
اما تفاوت اصلی این احزاب عوام گرا دست راستی، با احزاب سنتی اروپایی در راه حل های پیشنهادی آنها برای رفع این دغدغه ها و مسایل است.
تاکید بر ناسیونالیسم و ارزش های مسیحی، اعمال محدودیت برای مهاجران و پناهجویان، تقویت دولت رفاه برای شهروندان بومی اروپایی، شکاکیت در قبال اتحادیه اروپا و داشتن رویکرد « ضد یکپارچگی اتحادیه اروپا» و عدم تحمل تنوع های فرهنگی و قومیتی از جمله وجوه مشترک این احزاب راست گرای افراطی و عوام گرا بشمار می آید.
این گروه های راست گرای عوام گرا، رشد مهاجران، وجود اقلیت های قومی و مذهبی و چندپارگی و تنوع فرهنگی را تهدیدی برای فرهنگ ملی شان بشمار می آورند.
در برخی از این گروه های دست راستی افراطی همانند حزب آزادی هلند به رهبری ' خیرت ویلدرس'، جبهه ملی فرانسه به رهبری 'ماری لوپن' و حزب 'بدیل برای آلمان' به خوبی می توان رگ های ضد اسلامی،ضد یهودی و ضد تنوع فرهنگی و ضدمهاجر را بخوبی دید.
این گروه های دست راستی و جنبش های افراطی هم اینک در بیشتر کشورهای اروپایی و حتی کشورهای ثروتمند این قاره همانند سوئیس، آلمان، دانمارک و سوئد، احزاب سنتی که جریان اصلی سیاسی شمرده می شوند، را به چالش کشیده اند.
برخی از تحلیل گران سیاسی بر این باور هستند که موقعیت کنونی این گروه ها و جنبش های عوام گرای دست راستی ماحصل بیش از دو دهه تبادل راهبرد، ایده و تجربه است. این احزاب و گروه ها به رغم نداشتن منابع مالی قوی و نیروی انسانی قابل توجه در مقایسه با احزاب سنتی، اما به دلیل داشتن نوع آوری ها خصوصا در تبلیغات و پیام های شان و نیز ارتباط گیری عمدتا به شکل چهره به چهره، در مقایسه با احزاب سنتی جذابیت بیشتری برای طبقات فرودست و آسیب پذیر داشته اند.
بسیاری از این گروه های راست گرای افراطی عوام گرا ریشه در تحولات اجتماعی و سیاسی اروپا در دهه 1990 میلادی دارند، زمانی که مبارزات انتخاباتی با بحث درباره اسلام گرایی و اتحاد اروپا، بالا گرفته بود.
در اواخر سال 2000 میلادی با فروکش کردن نسبی این بحث ها حمایت از آنها تا حدودی کاهش می یابد اما با آغاز بحران های مالی در سال 2008 میلادی و بروز بحران یورو در ‌سال 2011 میلادی و افزایش شمار مهاجران و پناهجویان و تشدید تهدیدات تروریستی و اسلام هراسی دوباره قدرت می گیرند.
جبهه ملی فرانسه به رهبری 'مارین لوپن' نمونه های عینی از این فراز و نشیب ها شمرده می شود.
میزان آرای جبهه ملی فرانسه بین سال‌های 2003 تا 2011 روند کاهشی دارد اما پس از ‌سال 2011میلادی مجددا روند افزایشی پیدا می کند.
به گفته تحلیل گران، بحران حوزه یورو که با بحران مالی یونان به اوج رسید، سبب افزایش تردید میان اروپاییان در مورد توانایی و سودمندی اتحادیه اروپا شد و باعث گردید رای دهندگان شکاک اروپایی و متضرر شده از این بحران که شاهد افزایش مالیات ها، کاهش سود سپرده های بانکی و افزایش بیکاری بودند، دل به احزاب دست راستی عوام گرای ضد اتحادیه اروپا بسپارند.
اما سرازیر شدن موج مهاجران به سوی اروپا در سال گذشته میلادی که پیش از آن سبب تغییر چهره بسیاری از شهرهای قدیمی اروپا شده بودند، سبب گردیده است که احزاب دست راستی انتقادات خود را به سوی آنها بچرخانند و سیاست‌های مهاجرپذیری اتحادیه اروپا و کشورهای عضو را عامل بسیاری از نابسامانی های این قاره محسوب دارند.
این احزاب راست افراطی تلاش کرده و می کنند بیشتر مشکلات اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی کشورهای اروپایی را متوجه مهاجران و نیز سیاست های مهاجرت پذیری کشورهای اروپایی کنند.
به همین دلیل بسیاری بر این باورند که احزاب دست راست افراطی عوام گرا یکی از بزرگترین ذینفع های وضعیت کنونی اروپا و بحران مهاجرت شمرده می شوند.
'مایکل هالتسل'، کارشناس انستیتوی ارتباط بین الملل فنلاند در مصاحبه ای با نیویورک تایمز بیان داشته است که احزاب راست ملی گرایان افراطی بیشترین نفع را از اوضاع کنونی در اروپا می برند.
این احزاب راست افراطی و عوام گرا همانند حزب یوکیپ انگلیس، جبهه ملی فرانسه، حزب آزادی هلند، حزب لگا نورد ( لیگ شمال) در ایتالیا، حزب آزادی اتریش، حزب مردم دانمارک به رهبری 'کریستین تولسن دال' و حزب مردم سوئیس به رهبری 'کریستوفر بلوخر ' در فضای سیاسی و اجتماعی آشفته اروپا، با اتکا به شعارهای پوپولیستی و عمدتا ضد مهاجرت به دنبال تقویت نفوذ خودشان در پارلمان های محلی و اروپا برآمده اند و تاکنون نیز به موفقیت هایی خوبی دست یافته اند.
نتایج انتخابات ملی و نیز انتخابات پارلمان اروپا در 28 کشور عضو اتحادیه که در ماه 'می ' سال 2014 میلادی برگزار شد می تواند نمونه ای از جایگاه احزاب دست راستی افراطی و عوام گرا در این قاره باشد.
در انتخابات پارلمان اروپا احزاب راست افراطی پیروزی قابل توجهی کسب کردند. در فرانسه جبهه ملی به رهبری مارین لوپن با شعار'نه به بروکسل(اتحادیه اروپا)،آری به فرانسه' 25درصد آراء را کسب و دارای 24 نماینده در پارلمان اروپا شد.
در سال 2009 این حزب تنها توانسته بود 6.3 درصد از آرا را از آن خود کند.
حزب راستگرای یوکیپ به رهبری 'نایجل فاراژ ' در بریتانیا 27درصد آراء را کسب و به 24 کرسی پارلمان اروپا رسید.
در دانمارک حزب مردم که راست گرای افراطی و ضد سیاست های مهاجرت اتحادیه اروپا شمرده می شود 6/27 درصد آراء مردم را به دست آورد.
در فنلاند حزب راست گرای 'فنلاندی های حقیقی' 12.8 درصد آرا را بدست آورد و توانست دو کرسی را در پارلمان آتی اروپا از آن خود کند که نسبت به قبل یک کرسی بیشتر بود.
در یونان حزب راست افراطی 'سپیده زرین' نزدیک به 10درصد آراء را کسب کرد و حزب چپ افراطی 'سیریزا' (حزب مخالف اتحادیه اروپا) پیروز اصلی انتخابات در این کشور بود.
در اتریش راست گرایان حزب آزادی توانستند آرای منتقدان اتحادیه اروپا را به سوی خود سرازیر کرده و موقعیتشان در بروکسل را تحکیم کنند. این حزب حدود 20 درصد از آرا را نصیب خود کرده باشد.
این روند تقریبا در اغلب کشورهای عضو اتحادیه اروپا وجود داشته است به گونه ای که احزاب عوام گرا و افراطی در مجموع یک چهارم کرسی های پارلمان اروپا را در انتخابات می 2014 کسب کردند.
در همین حال احزاب عوام گرا دست راستی در بسیاری از حکومت ها و پارلمان های کشورهای اروپایی نماینده دارند. به طور مثال حزب عوام گرای دست راستی 'بدیل برای آلمان' ( جایگزین برای آلمان ) در نتیجه انتخابات ایالتی اخیر آلمان، به پارلمان سه ایالت راه یافت.
این حزب دست راستی عوام گرا آلمانی در قدم اول موفقیت چشمگیرش را از طریق تبلیغات علیه مهاجران، با راه اندازی تظاهرات خیابانی علیه سیاست حکومت محافظه کار مرکل در مورد مهاجرت به دست آورد.
حزب عوام گرای 'بدیل برای آلمان' در سال 2013 میلادی در بستری ضد یورو شکل گرفت اما از آن زمان به یک حزب ضد مهاجرتی تغییر رویکرد داده است.
همزمان با رشد بدگمانی‌ها در آلمان درباره تعداد و حجم موج پناهجویان، محبوبیت این حزب روند افزایشی یافته است.
هم اکنون احزاب عوام گرای دست راستی که با حزب 'بدیل برای آلمان' قابل مقایسه هستند، در پنج کشور عضو اتحادیه اروپا حکومت می کنند و در هلند و مجارستان اکثریت مطلق را در پارلمان ملی تشکیل می دهند.
در کشورهای نروژ و سوییس که از دید جغرافیایی به اروپا تعلق دارند، نیز پوپولیست های دست راستی بخشی از حکومت ائتلافی هستند.
به رغم نتایج مایوس کننده حزب جبهه ملی فرانسه در انتخابات محلی اخیر این کشور، 'ماری لوپن' رهبر این حزب و به طرفدارانش گفته است: 'هیچ چیزی نمی تواند سد راه ما شود.' او گفته است که پیشرفت حزب جبهه ملی فرانسه 'برگشت ناپذیر' است.
باوجود نتایج یاد شده، جبهه ملی توانست در انتخابات محلی فرانسه رای دهندگان بیشتری را برای خود متحد کند. حدود 6.6 میلیون فرانسوی به این حزب افراطی دست راستی رای دادند این درحالی است که در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012، 6.4 میلیون فرانسوی به ماری لوپن رای داده بودند.
احزاب دست راستی افراطی همچنین موفق شده اند که به پارلمان های ملی 12 عضو اتحادیه اروپا وارد شوند .
حزب مردم دانمارک که در سال 1995 شکل گرفته است توانست در انتخابات ژوئن 2015 این کشور به برتری تاریخی دست یابد. اگرچه این حزب در حال حاضر در قدرت نیست، اما دولت اقلیت راست‌گرای این کشور برای تصویب لوایح خود به آرای اعضای این حزب نیاز دارد.
حزب راست افراطی 'دمکرات‌های سوئد' که تا سال 2014 میلادی در حاشیه بود توانسته است در انتخابات پارلمانی تابستان گذشته با کسب حدود 13 درصد آراء وارد پارلمان شود و به سومین حزب سیاسی بزرگ این کشور تبدیل شود.
در کشور چک نیز حزب ضد خارجی‌ها 'طلوع' توانست در انتخابات پارلمانی 2013 میلادی هشت کرسی را به دست آورد.
حزب راست افراطی 'مردم محافظه کار استونی' نیز که در سال 2012 میلادی پایه‌گذاری شد در سال 2015 میلادی توانست با کسب هفت کرسی، وارد پارلمان شود.
براساس آخرین نتایج انتخابات ملی صورت گرفته در کشورهای اروپایی، حزب راست گرای دمکرات های سوئد 13 درصد آرا، حزب 'فنلاندی های حقیقی' در فنلاند 18 درصد آرا، حزب مردم در دانمارک 21 درصد آرا، حزب آزادی هلند 10 درصد آرا، حزب مردم سوئیس 29 درصد آرا، حزب لیگ شمال ایتالیا، 4 درصد آرا، حزب سپیده زرین یونان 7 درصد آرا، حزب جوبیک مجارستان 21 درصد آراء، حزب اسلواکی ما، در اسلواکی 8 درصد آرا، حزب آزادی اتریش 21 درصد آرا و حزب بدیل برای آلمان در آلمان 4.7 درصد آرا بدست آورده اند.
در این میان حزب استقلال بریتانیا (یوکیپ) به رغم سروصدای زیادی آن قبل از انتخابات پارلمانی ماه 'می ' 2015 میلادی و شعارهای ضد اروپایی و ضد مهاجری‌اش، با کسب تنها یک کرسی در مجلس عوام و عدم راهیابی 'نایجل فاراژ' رهبر این حزب به پارلمان، از احزاب شکست خورده و تحقیر شده این انتخابات شمرده می‌شود.
اما صرف نظر از این مساله، حزب یوکیپ در انتخابات پارلمانی انگلستان در کل موفق به کسب 3 میلیون و 881 هزار و 129 رای شد که 6.12 درصد از کل آرا ماخوذه در انتخابات است.
افزایش 5.9 درصد آرای این حزب نسبت به انتخابات عمومی سال 2010میلادی، نشانگر رشد دیدگاه‌های ضد مهاجری و ضد اروپایی مردم انگلیس می‌تواند باشد.
حزب یوکیپ در سال 1993 میلادی و با هدف تلاش برای خارج شدن انگلیس از اتحادیه اروپا و مقابله به موج مهاجران اروپایی تشکیل شده است.
این حزب برای پیشبرد هدف خود وارد مبارزات انتخاباتی پارلمان اروپا شد و در انتخابات سال 1999 میلادی، سه کرسی از 72کرسی انگلستان در این پارلمان را به دست آورد. در انتخابات سال 2004 میلادی، شمار کرسی‌های یوکیپ در پارلمان اروپا به یازده کرسی افزایش یافت و حزب موفقیت‌هایی در انتخابات محلی در انگلستان کسب کرد. در حال حاضر، این حزب 24کرسی در پارلمان اروپا در اختیار دارد.
نقطه عطف در تاریخ این حزب، موفقیت چشمگیر آن در انتخابات محلی سال‌های اخیر بوده که حزب را به یک قدرت سیاسی مهم و نگران کننده برای احزاب عمده تبدیل کرده است. صعود این حزب به خصوص با افول ستاره اقبال حزب لیبرال دمکرات همراه بوده است.
اهداف اصلی این حزب تلاش برای خروج کامل بریتانیا از اتحادیه اروپا، محدودیت مهاجرت خارجیان و کاهش کمک‌های بریتانیا به کشورهای توسعه نیافته است.
اما به گفته برخی از تحلیل گران سیاسی، تجربه کشورهای اروپایی نشان داده است که هر زمان احزاب راست افراطی به قدرت نزدیک شده اند، احزاب سنتی راست گرا و چپ گرای اروپا با صورت تاکتیکی به یکدیگر نزدیک و متحد شده اند.
آنان بر این باور هستند، این اتفاق قطعا در بیشتر کشورهای اروپایی به منظور کاهش تاثیرگذاری احزاب راست افراطی عوام گرا در سیاست ها صورت خواهد پذیرفت.
در حال حاضر تمام کشورهای عضو اتحادیه اروپا بر این نکته اتفاق نظر دارند که قدرت گرفتن احزاب راست افراطی عوام گرا نشانگر وجود مشکلاتی هم در اتحادیه و هم در این کشورهاست و لازم است مورد توجه قرار گیرند.
بدون شک یکی از علل حمایت صریح دیوید کامرون نخست وزیر محافظه کار انگلیس از برگزاری همه پرسی خروج این کشور از اتحادیه اروپا، به رغم آگاهی از مخاطرات سیاسی آن و نیز کند کردن روند ریاضت اقتصادی، گرفتن برگ های برنده از دستان حزب رو به رشد یوکیپ و نیز تحت کنترل درآوردن رشد نارضایتی ها در قبال این اتحادیه و نیز بحران مهاجرت در درون حزبش و نیز جامعه بوده است.
دیویدکامرون برای اولین بار در سال 2013 میلادی خواهان برگزاری همه پرسی خروج یا ماندن انگلیس در اتحادیه اروپا شد و در آن زمان وی اعلام کرد که تنها در صورتی از ادامه عضویت انگلیس در اتحادیه اروپا حمایت خواهد کرد که شرایط مربوط به عضویت این کشور در این نهاد تغییر کند.
کامرون مجددا در جریان انتخابات پارلمانی 2015 میلادی، بحث اصلاح ساختار اتحادیه اروپا و محدود کردن موج مهاجران اروپایی را از جمله اهداف اصلی اش در صورت پیروزی حزب محافظه کار در انتخابات عنوان کرد.
وی در ماه فوریه گذشته موفق شد که با رهبران 27 کشور اروپایی در جریان نشست بروکسل بر سر مفادی که به این کشور همچنان 'موقعیت ویژه ای' را در این اتحادیه می دهد، به توافق برسد.
توافق دیوید کامرون با رهبران اروپایی و اعلام برگزاری همه‌پرسی خروج انگلیس از اتحادیه اروپا در ژوئن آینده، اگرچه سبب آشکار شدن شکاف و دودستگی عمیق در بین اعضای کابینه و حزب محافظه‌کار انگلیس بر سر ادامه حضور این کشور در این اتحادیه شد اما در عمل برگه برنده ای را از رقیبش حزب یوکیپ خارج ساخت.
نکته قابل توجه اینکه احزاب سنتی محافظه کار، کارگر، لیبرال دمکرات و نیز حزب ملی اسکاتلند که رقیب یکدیگر شمرده می شوند با کنار گذاشتن اختلاف نظری سیاسی شان برای جلب نظر مردم انگلستان برای دادن رای در همه پرسی 23 ژوئن به نفع ادامه حضور کشورشان در اتحادیه اروپا، در مقابل حامیان برگزیت که حزب یوکیپ از جمله آنها است، همپیمان شده اند.
به نظر می رسد که عقب نشینی اعضای اصلی اتحادیه اروپا از جمله آلمان از مواضع قبلی شان در مورد بحران مهاجران و عدول نسبی از چارچوب توافق شنگن و تغییر گفتمانشان در مقابل چالش های اقتصادی و اجتماعی این قاره نیز چندان بی شباهت با سیاست های دولت کامرون نبوده است.
از: قاسم شریعتی
اروپام**1**1552

انتهای پیام /*

[ منبع این خبر سایت ایرنا-بین الملل می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «رشد احزاب دست راستی عوام گرا زنگ خطری برای احزاب سنتی و اروپای یکپارچه» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ایرنا-بین الملل منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات