پیوند شعر خیام نیشابوری و نیاز امروز

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها؛ کاووس حسنلی*: جهان گذشته­ ما جهانی دیگر بود. ساختارها و رفتارهای اجتماعی گذشته، امروز به‌کلی دگرگون شده و شرایطی تازه پدید آمده است. امروزه دیگر سرایش شعر به شیوه­ نظامی، خیام، عطار، مولوی، سعدی و حافظ پسند صاحب‌­ذوق نیست.

اما پرسش این است که چرا در همین جامعه­ امروزی هنوز شعرهای همین شاعران از پرخواننده‌­ترین شعرها هستند!؟ آیا معنای این رویداد این است که ساختارهای ذهنی و زیبایی­‌شناختی این مردم همچنان کهنه مانده و تغییر نکرده است؟ یا راز دیگری این­جا وجود دارد؟ در این­جا باید دو چیز روشن شود: یکی این که آیا مفاهیم موجود در این آثار است که این همه خواننده را برای خواندن برانگیخته است یا شیوه­ بیان؟

آیا کسی چون خیام که در جهانی دیگر زیسته است، و جهان­‌نگری دیگری داشته است، به درد مردم امروز ما هم می­‌خورد یا خیر؟

این­که چرا خیام همین امروز هم به بخشی از نیازهای جامعه­ ما پاسخ می­ دهد؟ به گمان من این راز را می­ توان در ویژگی­‌های هفت­گانه­ زیر جستجو کرد:

پدیده­‌های هنری

همچون روز روشن است که هنرِ شعر با «چگونه گفتن» شکل می ­گیرد نه با «چه چیزگفتن». اگر بلندترین، بهترین و ژرف­ترین مفاهیم را نتوان در سخنی زیبا و فریبا بیان کرد، شعر پدید نمی­ آید. در صورتی که می­ توان معمولی ­ترین و پیش پا افتاده­ ترین مضامین را در سخنی افروزنده و انگیزنده بیان کرد و شعر آفرید.

پرسش این است که  چرا هنوز شعرهای این بزرگان از پرخواننده‌­ترین شعرها هستند؟ آیا معنای این پدیده این است که ساختارهای ذهنی و زیبایی­‌شناختی این مردم همچنان کهنه مانده و تغییر نکرده یا راز دیگری در این­جا نهفته است؟ چرا متن‌هایی که در جهان گذشتگان که جهانی دیگرگونه بوده، تولید شده، امروز هم همچنان مصرف می­‌شود. آیا دلیل جادوی همیشگی این سخنان در وجه هنری آن­ها نیست؟

آن­چه سخن­‌سرایان نامداری چون خیام، مولوی، سعدی، حافظ و دیگران گفته‌­اند هرگز هیچ مطلب تازه‌­ای نیست. به سخنی دیگر هیچ موضوع یا مطلبی را نمی­‌توان در دیوان این شاعران یافت که پیش از آن­ها دیگران نگفته باشند. آن­چه باعث می­‌شود بسیاری از مطالب به نام آن­ها، در ذهن و ضمیر جامعه بماند شیوه­ بیان انگیزنده و افروزنده­ آن‌­هاست.

سخن معمولی در کارگاه ذوق این سخن­وران، با کیمیاگری خیال تغییر جنسیت می­ دهد و به پدیده‌ه­ای هنری تبدیل می­‌شود. افسون این پدیده­ هنری افسونی جاودانه است که از مرزهای زمان و مکان درمی­‌گذرد. امروز ما هنگامی که شعر کسی همچون خیام و نظامی و مولوی و سعدی و حافظ را می­‌خوانیم، با اثری هنری روبه‌­رو هستیم که گذر زمان ارزش هنری آن­ را نابود نکرده است.

حال اگر بپذیریم که رباعیات خیام پدیده‌­هایی هنری‌­اند و باور داشته باشیم که زیبایی پدیده‌­های هنری از مرز زمان­‌ها می‌­گذرد می­‌توانیم به این نتیجه برسیم که مردم امروز ما در جهان مدرن همچنان نیازمند بهره­ وری از این پدیده­‌های هنری هستند. زیرا جادوی هنر از مرز زمان­‌ها می‌­گذرد و دیروز و امروز نمی­‌شناسد.

خردورزی و تعقل­‌گرایی

عنصر دیگر رباعیات خیام «خردورزی و تعقل­‌گرایی» است. خیام نیز می توانست مانند برخی از صوفیان زمانه‌­اش به سمت خانقاه بغلتد و با تسلیم و پذیرش اجازه­ طرح هیچ پرسشی را به خود ندهد.

اما که او راهی دیگر برگزید. اغتنام فرصت و بهره‌گیری از فرصت­های موجود در جهان، یكی از بن‌مایه‌های اساسی آثار بسیاری از اندیشمندان بوده و خواهد بود، اما آن‌چه در پیوند با خیام شایسته‌ یادآوری است، آن است كه پافشاری او بر این مضمون و تداوم او در درنگ اندیشمندانه برابر معمای هستی، او را در این گونه‌ی اندیشگانی بلندآوازه كرده است.

اینک اگر باور کنیم که یکی از بنیادی­‌ترین ویژگی­‌های رباعیات خیام اندیشه­‌ورزی و تعقل­‌گرایی‌ا­ست، در جامعه­­ امروز ما که در بسیاری مواقع شتاب­زدگی، سطحی‌­نگری، جزم‌­اندیشی و احساس‌­گرایی رواج یافته و فراگیر شده است، سخنانی از جنس رباعیات خیام می­‌تواند به خردگرایی و ژرف­‌اندیشی ما کمک کند.

درنگ و تامل

امروزه در شتاب شگفت‌­انگیز فناوری ارتباطات، بسیاری از مردم امکان تامل و درنگ را از دست داده­‌اند. هر روز میلیون­‌ها متن خبری و غیر خبری در شبکه‌­های مجازی در حال انتشار است و مردم خواه ناخواه در هجوم بی‌­امان این پیام‌­های غیر قابل اعتماد قرار دارند.  

از یک سو انتشار بی­‌وقفه و پرسرعت این اخبار و اطلاعات آگاهی مردم را در پیوند با بسیاری رویدادها در پهنه­ جهانی افزایش می‌­دهد و از سوی دیگر درنگ‌­های بایسته را از آن­ها باز می­‌گیرد. این انفجار اطلاعات شاید سطح آگاهی امروزیان را گسترده‌­تر کرده باشد، اما عمق اندیشه­‌های آنان را به­‌شدت کاهش داده است. گذشتگان ما هرگز این همه تنوع­ و پیچیدگی را نداشته­‌اند.

راست آن است که امروز ما بیشتر از همیشه به درنگ و تامل نیاز داریم. امروزیان ما به سخنانی نیاز دارند که بتواند درنگ آن­ها را برانگیزد. و چه متنی درنگ‌­آمیزتر از رباعیات خیام؟

اگر کسانی باشند که بتوانند بسیاری از همین مردم را با رباعیات خیام آشتی بدهند، که البته چندان هم ساده نیست؛ شاید به ژرف­نگری آن­ها بتوانند کمک کنند.

کمبود فرصت

همان­گونه که پیش از این اشاره شد، تنوع و تکثر پدیده‌­های جهان امروز به گونه‌ای­‌است که فرصت­های مردم را از دستشان ربوده است. زمان انگار معنایی دیگر یافته است. درست است که ما با ابزارهای جدید زودتر به مقصد می­‌رسیم، اما تنوع هیجان­‌انگیز آن­ها باعث شده که این زود رسیدن هرگز به صرفه­‌جویی در زمان و اغتنام فرصت نینجامد. وگرنه در این دو سه دهه­ اخیر با این همه پیشرفت در تکنولوژی که کارهایمان نسبت به چند دهه­ اخیر در وقت بسیار کمتری انجام می­‌پذیرد، باید فرصت بیشتری برای ما فراهم می­‌آمد، در صورتی که چنین نیست.

در هر حال ما ناگزیر در زمانی زندگی می­‌کنیم که شرایط پیش­‌آمده بسیاری از فرصت­‌های ما را از دستمان گرفته. شرایط اجتماعی امروز ما بهتر از همه جا در رمان می‌تواند بازنمود یابد.   اما جهان امروز به بسیاری از مردم اجازه­ خواندن متن­‌های بلند را نمی­‌دهد. آمارها هم نشان می­‌دهند که رویکرد به رمان­های بلند در دهه­ اخیر به شدت کاهش یافته و روی­‌آوری به سوی متن­‌های مینی‌­مال است. از این نظر هم رباعیات خیام می­‌تواند در جایگاه متن­‌هایی «مختصر و مفید» به کار آید.

پرسش­گری

عنصر فراگیر دیگر در رباعی­های خیام پرسش­گری است. در یک نگاه ساده به نظر می­‌رسد مردم امروز ما به دلیل تنوع و پیچیدگی موضوعات جهان معاصر پرسنده‌­تر از دیروزیان باشند. اما اگر به واقعیت­‌های موجود نگاه دقیق‌تری داشته باشیم چیز دیگری می‌بینیم.

راست آن است که در ذهن و ضمیر بسیاری از جوانان اگر پرسش‌هایی هم باشد این پرسش‌­ها چندان بنیادی نیستند. پرسش­‌هایی هستند معمولا از لایه­‌های نخستین زندگی­. به قول مولوی «هم سوال از علم خیزد هم جواب». هنگامی که ذهن آدمی درگیر با مفاهیم بنیادی نباشد، پرسش­‌های او هم بنیادی نخواهد بود.  

 از سوی دیگر هنوز هم میراث ساده‌­انگاری، تسلیم شدگی و محکوم بودگی در بخش‌­های مهمی از جامعه­ ما وجود دارد. این صوفی­‌گرایی­‌های جدید و فرقه­‌های آشکار و پنهانی که در بخش‌­هایی از جامعه­ ما (واغلب به صورت زیرزمینی) پدید آمده است، نشان دیگری از بحران‌­های اجتماعی ماست.

وقتی جوان ما فرصت اندیشیدن به جهان هستی و فرصت نگریستن به آسمان، نداشته باشد، چه پرسش بنیادینی برای او پدید می­‌آید؟  

هویت ­طلبی ملی

سخن‌­سرایان بزرگی چون خیام متعلق به گروه خاصی از مردم نیستند. خیام بزرگ از شاعرانی­ است که متعلق به همه­ مردم ایران، از فرقه‌­ها و گروه‌­ها و اقوام و مذاهب گوناگون. این سرمایه­ مشترک می‌­تواند برای همدلی و هم‌­سخنی مردم ما بسیار کارآمد باشد. مردم امروز این همدلی را بیش از همیشه نیاز دارند. خیام با زبانی ساده و بی­‌حادثه و به دور از بازی­‌های لفظی به آفرینش آثاری محدود پرداخته که در طول سده­‌های گذشته در ذهن و ضمیر مردم ما جاری بوده و مدت­‌هاست شهرتی جهانی پیدا کرده است.

این سخن بدین معناست که مردم ما در درازای تاریخ، همواره به خیام نیاز داشته‌­اند.   همچنان که به فردوسی، همچنان که به مولوی، همچنان که به سعدی و همچنان که به حافظ. هر کدام از این بزرگان ادب پارسی بخشی از نیازهای عاطفی، فکری و فرهنگی این مردم را پاسخ داده‌ و می­‌دهند.

اعتبار جهانی

خیام یکی از نام­دارترین و شاید نام­­دارترین شاعر ایرانی باشد که سروده‌­هایش در سراسر جهان گسترده شده باشد. صدها ترجمه به زبان­‌های گوناگون شرقی و غربی از رباعیات خیام در جهان منتشر شده و هر روز این گستردگی افزایش می­‌یابد.

در روزگاری که هر ملتی به دنبال بهانه­‌هایی برای شناخته‌­شدن در سطح جهانی است، خیام می­‌تواند یکی از سرمایه­‌های ارزشمند جهانی باشد که متعلق به مردم ماست و اعتبار جهانی مردم ما را امروز نیز افزایش دهد. پس ما از این نظر هم به خیام نیاز داریم.

*شاعر، نویسنده و  استاد دانشگاه شیراز

[ منبع این خبر سایت مهر-استانها می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «پیوند شعر خیام نیشابوری و نیاز امروز» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت مهر-استانها منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات