این چریک مجاهد را چقدر می‌شناسیم؟

گروه جهاد و مقاومت مشرق -  اگر در دنیا ، نیروی دلتا را با چارلی بکویث می شناسند، اگر سرویس ویژه هوابرد انگلستان را با دیوید استرلینگ ، گردانهای چترباز فرانسه را با ترنیکویه، سایرت ماتکال اسرائیل را با آوراهام آرنان می شناسند، یگانهای عملیات ویژه سپاه پاسداران خاصه یگان ویژه نیروی دریایی سپاه پاسداران را با نام محمد ناظری می شناسند.

محمد ناظری اگرچه فرمانده ای بود در رده بزرگترین و نام آورترین فرماندهان نیروهای ویژه، اما مهم ترین حسن و وجه شناسه او این نبود. محمد ناظری پیش از آنکه یک فرمانده نیروهای ویژه در طراز جهانی باشد، مجاهدی بود در طراز مجاهدان راه حق و عدالت. مجاهدی که هیچگاه از مبارزه و جهاد خسته نشد و نبرید و کنج عزلت و گوشه نقد و غرولند و منفی بافی برنگزید. در هر حال و هر احوالی آماده بود و پابه رکاب که اسب نفسش را زین کرده بود و افسار اسب جسمش در دست روح و جانش بود و این روحش بود که جانش را از پی خود می برد.

نیروهای ویژه در دنیای امروز حکم گلادیاتورهای روم باستان را دارد. نیروهایی که اموزش می بینند که چگونه بیشتر و بهتر بکشند تا رضایت سیستم های سیاسی خود را بیشتر جلب کنند. از این روست که در درون این نیروها هرچه جانی تر و آدمکش تر ، ویژه تر و برجسته تر . پس جای تعجب نیست که کماندوهای آمریکایی و انگلیسی و اسرائیلی به جانیان و آدمکشان شبیه ترند . جانیانی که خون زنان و کودکان و سالخوردگان از دستانشان می چکد و هنر عملیات ویژ شان را در ضعیف کشی هایشان نشان می دهند.

بی دلیل نیست که چکمه پوشان اسرائیلی در جهان به کودک کشی معروفند و بزرگترین عملیات هایشان با کشتن کودکان و طفلان بی گناه و معصوم قرینه است. از کشتار دیریاسین در آوریل 1948 تا فاجعه قانا و موشک باران آمبولانس حامل کودکان توسط آپاچی های اسرائیلی در آوریل 1996 در جنگ 16 روزه  و کشتار کودکان قانا در جنگ 33 روزه در 2006 مؤید این معناست.

روزگاری بود که فرزندان انقلاب به دنبال الگو و مکتبی نو در مبارزه های انقلابی و چریکی با مختصات پارادایمیک انقلاب اسلامی می گشتند و الگوهای دهه های 1350 و 1360 خاصه در دوران جنگ تحمیلی، یکسر الگوهای چپ مارکسیستی چون چه گوارا بودند و در مقابل نیروهای کماندویی جهان سرمایه داری که به نام ضدتروریسم در پی سرکوب جنبش های رهایی بخش بودند.

تا پیش از انقلاب اسلامی، بزرگترین چریک‌های جهان به گروههای چپ مارکسیستی و فلسطینی تعلق داشتند و در مقابل هم فرماندهان نیروهای ویژه ی غرب چون بنیان‌گذار S.A.Sیعنی دیوید استرلینگ در انگلیس- چارلی بک‌ویس، بنیان‌گذار نیروی‌ویژه دلتا (که عملیات‌شان را در خاک ایران و ماجرای طبس شاهد بودیم) و آوراهام آرنان در رژیم صهیونیستی.

 محمد ناظری که خود درس آموز کلاه سبزهای ایران بود در معارک جهاد و شهادت انقلاب اسلامی به مقام استادی مؤلف رسید و مکتب چریکی و عملیات ویژه انقلاب اسلامی را پایه گذاری کرد. حاج محمد یکی از پایه گذاران تیپ ویژه هوابرد سپاه در سال 1364 به همراه شهید «شه پریان» بود و مسئولیت آموزش این تیپ را عهده دار بود. مکتب عملیات ویژه انقلاب اسلامی از درون این تیپ به همراه نیروهای زبده آن زاده شد. شهید محمد ناظری در ۲۰ سال گذشته مسئولیت‌های ذیل را برعهده داشت:

آموزش واحدهای ویژه نیروی دریایی

نیروهای ویژه نیروی زمینی

نیروهای ویژه نیروی قدس

نیروهای ویژه نیروی مقاومت -در قالب امنیت پرواز و واحدهای حفاظت شخصیت‌های طراز اول-

نیروهای ویژه نیروی انتظامی

واحد ویژه ضدتروریسم نوپو

او تمام واحدهای ویژه دیگر را به صورت مستقیم یا غیرمستقیم آموزش می‌داد.

در مقطع جنگ تحمیلی، ۴ عملیات ویژه‌ی برون‌مرزی، در تیپ ویژه هوابرد را ایشان طراحی نمود:

عملیات ویژه کرکوک در سال ۱۳۶۵ که به انهدام تأسیسات نفتی کرکوک انجامید.

عملیات فتح ۵ (پس از فتح ۱) که تأسیسات شهر سلیمانیه عراق و پایگاه هوایی آن منهدم گردید. شهید ناظری خود در این عملیات مجروح شد و به دلیل برجای گذاشتن پیکر چند تن از نیروهایش در خاک دشمن، لحظات دشواری را سپری نمود.

عملیات فتح ۸ در سال ۶۶  و طراحی عملیات عبور از اروند و تسخیر جنوب شهر فاو (شبه جزیره‌ای در پایین شهر فاو و نزدیک به خلیج فارس) این عملیات بر عهده لشکر ۴۱ ثارالله بود که شهید ناظری به عنوان معاون حاج قاسم سلیمانی، نقش اصلی را در آن برعهده داشت.

در مقابل یگان های عملیات های ویژه و ضربت غرب و شرق،  که عملیات مخفی، سری و اقدامات انقلابی و ضدانقلابی را انجام می‌دادند، حال وقت آن رسیده بود تا انقلاب اسلامی‌نیز با دارا بودن سابقه تاریخی در لبنان و ایران، به یک مکتب ویژه در عملیات ویژه دست یابد. اگر امروز مدافعین انقلاب اسلامی‌در جای‌جای جهان این‌گونه رشید و غیور می‌جنگند، بخش مهمی‌از آن بابت تولید مکتب جدید عملیات ویژه، عملیات چریکی و عملیات انقلابی از دل تفکر انقلابی‌ست.

مکتبی که مختص انقلاب اسلامی بوده و حاوی خصلت های ضد مارکسیستی، ضدکپیتالیستی، ضد سوسیالیستی، و ضد لیبرالیستی باشد. شیوه‌ی مبارزه‌ ای مخصوص مدافعان حق. او خود ویژگی های نیروهایش را اینگونه شرح می دهد :  «اولین چیز، توانمندی است. حتما نباید هیکلت 2 متر باشد و دور بازویت اندازه درخت چنار! بلکه باید با آن فیزیکی که داری، توانمندی اجرای مأموریت محوله را داشته باشی. «توانمندی» حرف اول را می‌زند و بعد پایداری؛ یعنی در شرایط سخت بتوانی پایدار باشی، خسته نشوی و نبری.

پایداری بیشتر از نظر روحی است تا جسمی. باید آدم سخت و مقاومی باشی. افرادی که به دنبال چنین فاکتورهایی هستند کاملا مشخص‌اند. این افراد جمع می شوند در یگانی به اسم نیروی ویژه و آموزش هایی می‌بینند در جهت اهداف سازمانی یگان که عملیات های غیر ممکن است. کارهایی که دیگران از انجام آن عاجزند را اینها می توانند انجام دهند. قدرت جسمانی که مثلا بتواند 30 کیلومتر پیاده روی کند. یا بتواند 2 کیلومتر شنا کند.

بغیر از توانمندی فیزیکی، ژن جنگجویی هم هست که باید داشته باشند. نیروهای ویژه یک غرور درونی دارند که باعث می شود برای رسیدن به هدف دست به هر کاری بزنند. بگوییم ماجراجویی غلط است. ولی حس اینکه در هیجانات بخصوصی قرار بگیرند و کارهای پر هیجانی انجام دهند در این ها وجود دارد. به همین علت است که در شرایط بحرانی خیلی خونسرد هستند. راحت می توانند تصمیم گیری کنند و از توانایی هایشان استفاده کنند؛ شرایطی که آدم عادی و ترسو از عهده اش بر نمی آید. پس یکی از مهم ترین چیزها همین است که ترسو نباشند. از مرگ نترسند. گلیمشان را بتوانند از آب بیرون بکشند. درب هلی‌کوپتر که باز می شود، پایین که دریاست و یک کشتی در حال حرکت یک طناب هم آویزان است، این باید نترس باشد باید مهارت داشته باشد و قدرت جسمانی لازم را داشته باشد که وقتی طناب را گرفت برود پایین.اصلا نیروی ویژه بودن، نیازمند زمان بخصوصی است که طرف باید در آن زمان قید همه چیز را بزند و بتواند در آن مدت در محیط بماند.نیروی ویژه یعنی مشت پولادین فرمانده. قدرت نفوذ فرمانده. که در هر مأموریتی می‌تواند از آن استفاده کند.»

آخرین اقدام او، تأسیس یگان عملیات ویژه نیروی دریایی سپاه در قالب تیپ ویژه دریایی بود.سال 1387 در پی ابلاغ فرماندهی معظم کل قوا مبنی بر تفکیک وظایف دو نیروی دریایی ارتش و سپاه، ماموریت حراست از تنگه هرمز و خلیج فارس بر عهده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (ندسا) قرار گرفت.

نیروی دریایی سپاه با تجربه سالهای دفاع مقدس در بکارگیری قایق‌های تندرو، دکترین اصلی خود را بر ساس شناورهای با سرعت زیاد تعریف کرد؛ شناورهایی که در عین سرعت بالا، توانایی پرتاب انواع موشک‌های کروز ضدکشتی را نیز دارا هستند.

در کنار این موارد، استفاده از موشک های ساحل به دریا از قبیل نور، قادر، قدیر، نصر و ... و نیز موشک بالستیک دریایی «خلیج فارس» (که البته در اختیار نیروی هوافضا است) سپاه پاسداران را به قدرت بلامنازع حاضر در خلیج فارس تبدیل کرد؛ نیرویی که تمام شناورهای خارجی ترددکننده در منطقه بویژه آمریکا، انگلیس و فرانسه موظف هستند در حین ورود و خروج به خلیج فارس به تمامی سوالات آنها -آنهم به زبان فارسی- پاسخ بدهند.

اما این تمام ماجرا نبود.سپاه علاوه بر موارد فوق و بسیاری تاکتیک‌های دیگر -که بعضا بسیاری از آنها شاید هیچگاه اعلام نشود- مدتی قبل از استقرار کامل در خلیج فارس -به عنوان محدوده تخصصی خود- دست به یک اقدام جسورانه زد که تاثیر آن در سالهای گذشته بخوبی خودش را نشان داد و آن هم تشکیل نیروهای ویژه دریایی یا S.N.S.Fمخفف Sepah Navy Special Forceبود.

اگر چه از دست دادن سرداری چون محمد ناظری امری تألم آور و حسرت باراست اما واقع آنست که محمد ناظری کار خود را کرد و رفت. او مکتب و نسلی را از خود برجای نهاد که دیگر از بین رفتنی نیست. مهر و نشان او بر تارک مکتب عملیات ویژه و جنگ های ویژه سپاه پاسداران حک شده است. محمد ناظری پیش از آنکه یک کماندو یا نیروی ویژه بوده باشد یک مجاهد مسلمان بود.

[ منبع این خبر سایت مشرق نیوز-پربازدیدها می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «این چریک مجاهد را چقدر می‌شناسیم؟» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت مشرق نیوز-پربازدیدها منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات