از مبارزه با استعمار انگلیس تا مقابله با استبداد پهلوی

به گزارش گروه تاریخ مشرق؛ روز 25 اردیبهشت 1327 به دنبال اعلام تأسيس دولت اسرائيل در سرزمين فلسطين آيت‌الله سيدابوالقاسم كاشاني طي اعلاميه‌اي شعارهاي دروغين سازمان ملل را در طرفداري از ملل مظلوم برملا كرد و رأي آن را در تقسيم سرزمين فلسطين محكوم كرد.

زندگانی پرافتخار روحانی مبارز و مرجع عالیقدر تشیع، سیدابوالقاسم کاشانی(ره) شباهت عجیبی با جابر ابن عبدالله، صحابی بزرگ پیامبر اسلام(ص)، و اهل بیت او علیهم‌السلام دارد؛ که خود نیز از سلاله آنان بود. او از همان ایام جوانی‌ در رکاب پدر به مبارزه و جهاد علیه دشمنان پرداخت. شهادت پدرش در این جنگ و جهاد، نه‌ تنها او را دلسرد نکرد بلکه وی را پرشورتر و با اراده‌تر از پیش در صف نخست جهاد با انگلیس قرار داد؛ چنان‌که انقلاب اسلامی عراق به رهبری مرحوم میرزامحمدتقی شیرازی اعلی‌الله سهم عمده‌ای از پیروزی خود را مدیون مبارزات او بود...

از مبارزه با استعمار انگلیس تا مقابله با استبداد پهلوی


زندگانی پرافتخار روحانی مبارز و مرجع عالیقدر تشیع، سیدابوالقاسم کاشانی(ره) شباهت عجیبی با جابرابن عبدالله، صحابی بزرگ پیامبر اسلام(ص)، و اهل بیت او علیهم‌السلام دارد؛ که خود نیز از سلاله آنان بود. او از همان ایام جوانی‌ در رکاب پدر به مبارزه و جهاد علیه دشمنان پرداخت. شهادت پدرش در این جنگ و جهاد، نه‌تنها او را دلسرد نکرد بلکه وی را پرشورتر و با اراده‌تر از پیش در صف نخست جهاد با انگلیس قرار داد؛ چنان‌که انقلاب اسلامی عراق به رهبری مرحوم میرزامحمدتقی شیرازی اعلی‌الله سهم عمده‌ای از پیروزی خود را مدیون مبارزات او بود.

کاشانی درد ملت و دیانت را به خوبی می‌فهمید و چاره کار را نیز می‌دانست. ازهمین‌رو به‌عنوان دشمن قسم‌خورده استعمارگران سال‌ها حبس و تبعید و آزار را به جان خرید و انگلیسی‌ها را در عراق و ایران با شکستهای سهمگینی مواجه کرد. درواقع حوادث سرنوشت‌ساز بسیاری در زمان او رقم خورد و به‌ویژه پایداریهای وی در پارلمان، رنگ و بوی بازگشت به اصالت‌های مشروطه را داشت.

از مبارزه با استعمار انگلیس تا مقابله با استبداد پهلوی

آیت‌الله کاشانی گرچه خود روحانی عالم و وارسته‌ای بود که شان مرجعیت یافته بود اما هیچگاه رساله‌ای ارائه نداد بلکه او در کوران مبارزات ملت ایران در مقابل استبداد و استعمار، خلائی احساس می‌کرد که تلاش در راستای پرکردن آن را هیچ کمتر از موقعیت اجتهاد دینی نمی‌دانست. رهبری و زعامت سیاسی ــ دینی مردم ایران و پرداختن به مسائل مربوط به مجلس شورای ملی در آن زمان نقشهای پرمخاطره و حساستری به شمار می‌آمد که به سرنوشت ملت و دیانت مربوط می‌شد و ای بسا کوتاهی و اهمال در آن اثری از ایران و اسلام باقی نمی‌گذاشت. به همین مناسبت نیز بسیاری از رویدادهای مهم این دوره از تاریخ معاصر ایران با مجاهدات و مبارزات آیت‌الله کاشانی گره خورده است و در حقیقت تشکیل جبهه گسترده و مستحکمی از گروهها و شخصیتهای مبارز در مقابل استعمار و استبداد مرهون رهبریها و مجاهدات اوست. فدائیان اسلام که فقدان آنها خلأ بزرگ و محسوسی در مبارزات یک ملت محسوب می‌شد، درواقع در سایه هدایتها و حمایتهای او راه و روشی کارساز و ارزشمند در پیش گرفتند. همچنین جبهه ملی در کنار وی احساس اصالت و استواری می‌کردند. از سوی دیگر دولتهای فرمایشی شاه نیز از حضور او در هراس بودند. درواقع باوجود شخصیتی همچون کاشانی بود که تصویب قراردادهای استعماری مانند قرارداد ننگین گس ــ گلشائیان در مجلس وجود نداشت. در این دوره بود که ترور هژیر وزیر دربار شاه، استعفای منصور از نخست‌وزیری، ترور رزم‌آرا نخست‌وزیر نظامی و مستبد شاه توسط فدائیان اسلام و پیروزی مردم در ملی‌کردن صنعت نفت رویدادهای مهمی بودند که شاه و اربابان او را به ناکامی انداخت. پیروزی های ملت ایران در مقابل انگلیس در رادیوها و روزنامه‌های سراسر جهان مورد تفسیر قرار می‌گرفت و عموم آنها آیت‌الله کاشانی را رهبر بلامنازع این رویدادها معرفی کردند.

در شناخت او و حوادث روزگارش به استقبال تاریخ می‌رویم که مقاله حاضر به همین لحاظ فراروی شما عزیزان ارجمند قرار گرفته است.

آیت‌الله سیدابوالقاسم کاشانی، فرزند مرحوم آیت‌الله‌العظمی حاج‌سیدمصطفی کاشانی، در سال1300.ق در تهران ولادت یافت. او در پانزده‌سالگی به عراق رفت و در حوزه علمیه نجف به درس و بحث پرداخت. وی پس از طی دروس سطح از محضر اساتیدی چون آیت‌الله آخوندملاکاظم خراسانی و آیت‌الله‌ حاج‌میرزاحسین میرزاخلیل در جوانی به درجه اجتهاد نایل گردید و از مراجع بزرگ وقت مثل آیت‌الله میرزامحمدتقی شیرازی، آیت‌الله شریعت اصفهانی و آیت‌الله حاج‌اسمعیل صدر اجازه اجتهاد دریافت کرد.[i] ایشان دربیست‌وسوم اسفندماه سال1340 پس از سالها مجاهدت و مبارزه با استعمار در تهران دار فانی را وداع گفت.  آیت‌الله کاشانی بر این عقیده بود که اسلام، دینی اجتماعی و جامع است، سیاست از دیانت جدا نیست و علمای اسلامی باید همچون پیشوایان بزرگ صدر اسلام در امور اجتماعی پیشقدم بوده و در راستای تامین زندگی عامه و مبارزات اجتماعی و سیاسی پرچمدار روشنگری باشند. با آغاز جنگ جهانی اول که عراق به اشغال استعمارگران درآمده بود، علمای بزرگ تشیع و از جمله پدر آیت‌الله کاشانی با صدور فتوای جهاد نیروهای ملی و عشایر را علیه انگلیس به جنگ برانگیخته و این جهاد چهارده‌ ماه به طول انجامید. در همین جنگ بود که آیت‌الله حاج‌سیدمصطفی، پدر آیت‌الله کاشانی، به شهادت رسید. آیت‌الله کاشانی بااینکه آن زمان در عراق به سر می‌برد،[ii] اما وضع ایران و انعقاد قرارداد1919 وثوق‌الدوله را نیز از نظر دور نداشته بود و هنگامی‌که احمدشاه از طریق عراق به مسافرت اروپا می‌رفت، کاشانی جوان به نمایندگی از جانب علمای مقیم عراق به شرایط ایران و انعقاد قرارداد استعماری1919 شدیدا اعتراض کرده و لغو آن را خواستار شد. شاید در اثر همین مخالفت بود که احمدشاه قرارداد را تایید نکرد و در مسافرت به انگلیس هم تاکید نمود که بررسی و تصویب قرارداد از وظایف مجلس است و شاه در این زمینه اختیاری ندارد.

از مبارزه با استعمار انگلیس تا مقابله با استبداد پهلوی

آیت‌الله‌کاشانی در فاصله زمانیِ مجلس ششم تا دوازدهم، باوجوداین‌که استبداد رضاخانی بر کشور حاکم بود و مجلس به صورت تشریفاتی تشکیل می‌شد، علما را به دخالت در سیاست و توجه به تشکیل مجلس معتبر ترغیب نموده و در این راستا نامه‌هایی به علمای شهرستانها می‌نوشت. ایشان در نامه‌ای به مورخ1306.ش ــ که یکی از اسناد قابل‌توجه مبارزاتی روحانیت به شمار می‌رود ــ خطاب به حاج‌میرزامهدی مجتهد زنجانی که از شاگردان آخوند خراسانی بوده و در زنجان می‌زیسته است و احتمالا همدرس خود آیت‌الله کاشانی در نجف بوده، ضمن اشاره به این‌که ناآگاهی عمومی و عدم توجه روحانیت به مسائل مجلس باعث شده این «مرکز ثقل مملکت و مقدر تقدیرات ملت» از سوی اشخاص فاسد، طماع، بی‌دین و اجنبی‌پرست مورد استفاده سوء قرار گیرد، بر توجه وی و دیگر حجج‌ اسلام به این مهم تاکید داشت و اصرار می‌ورزید که علاج کار در قبضه‌کردن مجلس است.

زمانی‌که جنگ‌جهانی دوم شروع ‌شد، گرچه ایران همچون زمان جنگ جهانی اول اعلام بیطرفی کرد اما روسیه و انگلیس با ادعایی مشابه آنچه در زمان جنگ جهانی اول مطرح شد، ایران را اشغال کردند. آیت‌الله کاشانی تجاوز اشغالگران و صدمات وارده بر کشور و مردم را برنتافت و همان‌گونه‌که در زمان جنگ جهانی اول در عراق با اعلام جهاد به مقابله علیه انگلیس پرداخته بود، این‌بار نیز درصدد برآمد یک تشکل اسلامی را برای جنگ با متجاوزان سامان دهد. مجلس سیزدهم پایان‌ گرفته بود و باید مجلس دوره چهاردهم شکل می‌گرفت. تبعات جنگ در قالب قحطی، بیماری، عدم امنیت و گرانی، مردم را گرفتار ساخته بود و دولتهای موقتی که در کشور تشکیل می‌شدند، هرکدام بیش از چندماه دوام نمی‌آورد. آیت‌الله کاشانی در اعلامیه‌ها و سخنرانیهایشان برای اجتماعات، مکررا مردم را به این اوضاع آشفته متوجه ساخته و علیه وضعیت موجود به تحریک وامی‌داشت.

استعمارگران متوجه بودند که انقلاب1920 عراق به پشتوانه مبارزات مسلحانه ضداستعماری علمای اسلام انجام گرفت و حتی رهبری عملیات نظامی را علما بر عهده داشتند[iii] و لذا بیم آن می‌رفت که با خطر بزرگی در خاورمیانه مواجه گردند. استعمار انگلیس که اکثر ممالک اسلامی را مستقیم یا غیرمستقیم در اختیار داشت، سعی نمود جهات اسلامی مبارزه را ریشه‌یابی نماید و بینش اسلامی را با نیرنگ، فریب، شایعه‌پراکنی و حتی ایراد اتهام به مراجع از حوزه سیاست کشورهای اسلامی دور نگاه دارد. این مساله باعث شد روحانیان مبارزی چون آیت‌الله کاشانی که توانسته بودند نیروهای استعمارگر انگلیس را در عراق به شکست وادارند، نتوانند در شرایط سلطه دیکتاتوری رضاخان تا شهریور1320 به توفیقی دست یابند و توده‌های مردم را برای مبارزه با استعمارگران مجهز و مهیا نمایند. اما اینک در شرایط حذف دیکتاتور و اشغال کشور توسط اشغالگران، آیت‌الله کاشانی پس‌ازآن‌که پدر ایشان در تهاجم انگلیسیها به شهادت رسیده بود و به‌علاوه خود وی نیز درواقع پس از محکومیت‌به‌اعدام در عراق از سوی نیروهای اشغالگر، به ایران آمده بود، سعی می‌کرد این‌بار آتش جنگ علیه استعمار انگلیس را در ایران برافروزد. بنابراین انگلیسیها درصدد بودند به‌هرنحوممکن او را از صحنه سیاسی ایران خارج سازند. اما این روحانی مبارز، علیرغم دشواریهای موجود بر سر راه دخالت روحانیت در سیاست، فعالیت خود را در راستای بیداری مردم شدت بخشید و کم‌کم مبارزات او ابعاد وسیع‌تری به خود گرفت. ارتش اشغالگر انگلیس که جمعی را به بهانه ارتباط با آلمانیها بازداشت کرده بود، درصدد برآمد این دشمن دیرین و سرسخت خود را نیز دستگیر کند. به‌همین‌منظور، در خرداد1322 تعدادی از افسران انگلیسی به منزل آیت‌الله کاشانی هجوم بردند اما موفق به دستگیری او نشدند. پس از آن، آیت‌الله کاشانی مدتی مبارزات خود را به‌صورت‌مخفیانه انجام می‌داد تااینکه در آستانه انتخابات دوره چهاردهم دستگیر گردید. مردم در واکنش به این اقدام، او را به نمایندگی تهران انتخاب نمودند[iv] اما متفقین اشغالگر بازهم حاضر نشدند ایشان را آزاد کنند و وی همچنان در زندان اشغالگران باقی ماند. آنان حتی اسم او را از فهرست نمایندگان مجلس حذف نمودند و نمایندگان مجلس چهاردهم که بیشترشان عوامل بیگانه بودند، در برابر این دخالت آشکار بیگانگان سکوت کردند.

از مبارزه با استعمار انگلیس تا مقابله با استبداد پهلوی

آیت‌الله کاشانی سرانجام پس از بیست‌وهشت‌ماه حبس و تبعید با پایان‌یافتن جنگ جهانی دوم آزاد شد. ایشان در مدت زندان به دلیل روحانی‌بودن و سابقه مبارزاتی، بیشترین فشارها را از سوی نیروهای اشغالگر تحمل می‌کرد.[v] بااین‌همه، وی در محاکمات خود همچنان تاکید می‌نمود که من اساسا با هر اجنبیِ‌ مخالفٍ مصالح و استقلال مملکت ایران مخالفم، خواه این اجنبی روس باشد، خواه انگلیس، آلمان یا امریکا. او می‌گفت: ایرانی نباید نوکر اجنبی باشد و با عصبانیت اضافه می‌کرد: اگر در زندان شما بمیرم ننگ ابدی بر شما خواهد بود و اگر از زندان شما بیرون آیم، کاری خواهم کرد که یک نفر انگلیسی (اشغالگر) در این مملکت باقی نماند؛ و چنین نیز شد. ایشان با مجاهدتهایشان در کنار سایر نیروها یکی از مبارزات بزرگ ضداستعماری را تحت عنوان نهضت ملی ایران با شرکت توده‌های میلیونی شکل داد و انگلستان که در آن تاریخ هنوز ابرقدرت زمان به شمار می‌رفت، با شکستی بی‌سابقه مواجه ‌گردید. آیت‌الله کاشانی در تمام مدت مبارزات همیشه نقش مهمی برعهده داشت؛ چنان‌که قبل از هر انتخابات، ایشان بازداشت بود و یا در تبعید به سر می‌برد؛ اما سرانجام توانست با استقبال از شهادت و طرح مساله جهاد، پیروزیهای بزرگی را علیه استبداد داخل و استعمار مسلط انگلیس به دست ‌آورد.  آیت‌الله کاشانی علاوه‌برآن‌که مدتی طولانی را در زندان متفقین (انگلیس) به سر برد، مدتی نیز از سوی روسها در رشت زندانی شد و زمانی‌که شوروی تصمیم به آزادی او داشت، دولت بریتانیا از ترس اقداماتش او را مستقیما از آنها تحویل گرفت.  سالهای بین شهریور1320 تا1330، سالهای حساس و سرنوشت‌سازی بود. ازیک‌طرف اتحاد شوروی با تبلیغات وسیع بخش مهمی از جهان را زیر چتر قدرت خود گرفته بود و ازطرف‌دیگر قدرتهای غربی به بهانه پاسداری از جهان آزاد نمی‌خواستند هیچ سرزمینی را از دست بدهند. در ایران دیکتاتوری (رضاخان) سقوط کرده و جانشین او (محمدرضا شاه) نیز تعیین شده بود؛ جانشینی که هیچ اطلاعی از اوضاع جهان نداشت. رجال سیاسی ایران همگی تحت نفوذ غرب بودند و سعی داشتند کشور را در راستای منافع غرب و به‌ویژه انگلیس اداره کنند. نفت ایران که برای غرب اهمیت حیاتی داشت در دست انگلیس بود و امریکا و برخی کشورهای دیگر نیز تلاش می‌کردند از این منبع حیاتی سهمی را به خود اختصاص دهند. از سویی، اتحاد شوروی نیز تلاش می‌کرد با حزب‌‌سازی و جذب مردم و تبلیغات وسیع، تمام ایران یا بخشهایی از آن را به سرنوشت قفقاز و آسیای مرکزی دچار سازد. بنابراین اغلب احزابی که در این دوره تشکیل می‌شدند، هرکدام به‌نحوی به یکی از طرفین بیگانه متمایل بودند. اما آیت‌الله کاشانی در این دوره حساس نهضتی را پایه‌گذاری کرد که به‌ نهضت ملی معروف شد و هدف آن ملی‌کردن صنایع نفت بود. گرچه این نهضت سرانجام با توطئه غرب و تشکیل کنسرسیوم نفت به شکست انجامید، اما برای بریتانیا بیشترین لطمات را به‌بار آورد.[vi] درواقع این نهضت باعث رسوایی این استعمارگر پرسابقه شد و راه را برای شکست کلی استعمار پیر باز نمود و انگلیس را از مقام ابرقدرتی که آفتاب در مستملکات آن غروب نمی‌کرد، به سطح یک کشور مطیع و نوکر امریکا تنزل داد.  مجلس چهاردهم پایان گرفته بود. در دوران دوساله و پرهیاهوی این مجلس هیچ‌کس اعتراض نکرد که نماینده منتخب مردم تهران در بازداشت اشغالگران است و فقط در پایان دوره بود که دکتر مصدق به این موضوع اشاره کرد. دوره چهاردهم با وجود حضور نمایندگان احزاب، دسته‌ها و گروه‌های مختلف، از نمایندگان مردمی بی‌بهره بود و ازآنجاکه با دوران جنگ و اشغال نیز همراه شد، عملا هیچ کار اساسی انجام نداد. در همین دوره کابینه‌های سهیلی، ساعد، بیات، صدرالاشراف، حکیمی و قوام که هیچ‌یک پایگاه و وجهه مردمی نداشتند هرکدام برای چند ماه زمام امور را به‌دست گرفتند. اما انتخابات پیش‌ روی مجلس دوره پانزدهم از اهمیت خاصی برخوردار بود. این مجلس درواقع می‌بایست تکلیف نفت را با انگلیس معین می‌کرد و نیز درخصوص توافق قوام با شوروی بر سر نفت شمال تصمیم می‌گرفت، به بحرانهای پس از جنگ خاتمه می‌داد و وضع آذربایجان را روشن می‌ساخت. قوام‌السلطنه با حزب دموکراتی که تشکیل داده بود، برای دراختیارگرفتن اکثریت کرسی‌های مجلس زمینه‌سازی می‌کرد. اما روحانیت آن زمان که آیت‌الله کاشانی در ورود به سیاست تنها شاخص آن به‌حساب می‌آمد و تازه از زندان انگلیسیها آزاد شده بود، به صورت یک قدرت سیاسی ــ مذهبیِ مردمی در مقابل قوام ظاهر شد. آیت‌الله کاشانی در جهت بیداری و حرکت توده‌های مسلمان، مسافرت سیاسی تهران ــ مشهد را آغاز نمود و در هر شهر از او به‌عنوان شخصیت روحانی برجسته‌ای استقبال می‌شد که تازه از زندان بیگانگانِ اشغالگر و متجاوز آزاد شده و سخنان بسیاری برای گفتن دارد. افشاگریهای کاشانی در این مسافرت، انتخابات را در خلاف جهتی که دولت قوام‌السلطنه ترتیب داده بود، پیش می‌برد. بنابراین دولت قوام درصدد برآمد آیت‌الله کاشانی را بازداشت کند و در تیرماه1325 به مدت یک‌سال ایشان را در قزوین به حالت حبس و تبعید نگاه داشت. سرانجام انتخابات مجلس پانزدهم پس از یکسال‌وچهارماه فترت برگزار گردید و حزب دموکرات قوام اکثریت قریب‌‌به‌‌اتفاق نمایندگان را به خود اختصاص داد. اما سیاست انگلیس ازآنجاکه مساله آذربایجان، حل شده و قوای شوروی ایران را تخلیه کرده و قضیه نفت شمال نیز فیصله یافته بود، دیگر لزومی به بقای قوام نمی‌دید. لذا همان مجلس ساخته قوام و حزب او، به وی رای اعتماد ندادند و دولت قوام سقوط کرد؛ در نتیجه قرارداد سادچیکوف ــ قوام نیز کان‌لم‌یکن اعلام گردید. درواقع فلسفه اهمیت قوام برای دولت انگلیس همین مسائل بود و در همین‌راستا نیز بریتانیا دست امریکا را تاحدودی در مسائل ایران بازگذاشته بود. ولی اینک با پایان یافتن این مسائل، دیگر نیازی به قوام نبود و انگلیس سعی می‌کرد امریکا را دوباره به همان جایگاه سابق آن بازگرداند. اما قوام که تا حد زیادی موفقیت خود را به اتکاء امریکا انجام داده بود، نمی‌خواست به‌راحتی این حامی قدرتمند را از دست بدهد ولذا برای جلب هرچه بیشتر حمایت امریکا، به‌طور محرمانه پیمانی نظامی با این کشور امضاءکرد که به موجب آن ارتش ایران جز با اجازه ایالات‌متحده حق استخدام مستشار از سایر کشورها را نداشت. وقتی رادیوی لندن خبر انعقاد این چنین پیمانی را منتشر ساخت، وزارت جنگ ایران آن را تکذیب کرد اما افشای آن از سوی سفارت شوروی صورت گرفت. درواقع انگلیس قصد داشت در مقابل پیشروی امریکا در حوزه ایران مقابله و از هرگونه تجدیدنظر در قرارداد نفت به ضرر بریتانیا جلوگیری کند؛ به همین خاطر نیز درنهایت زمینه سقوط قوام را فراهم کرد.

از مبارزه با استعمار انگلیس تا مقابله با استبداد پهلوی

دولتهای بی‌ثبات پس از قوام، ابراهیم حکیمی از آذر1326 تا خرداد1327، هژیر از خرداد تا مهر1327، ساعد تا فروردین1328 و منصور تا تیر1329 و علی رزم‌آرا تا شانزدهم اسفند1329 و حسین علاء تا اردیبهشت1330 حاکمیت دربار را به نفع سیاست غرب حفظ کردند، بدون‌این‌که تحولی به نفع ملت صورت گیرد. آیت‌الله کاشانی پس از آزادی‌، با قدرتی بیشتر مبارزه را ادامه ‌داد. نیروهای مذهبی علیرغم وجود گروهها و احزاب بسیار، یک نیروی مذهبی معتبر شناخته می‌شدند و در این میان فدائیان اسلام هیات حاکمه را سخت به وحشت انداخته بود. خطاب کاشانی توده ملت بود. ایشان هیچ حزب و یا گروه خاصی تشکیل نداد ولی طبعا آنها که عنوان اسلامی داشتند آیت‌الله کاشانی را رهبر خود می‌شناختند.[vii] دلیل قدرتمندی شعار اسلامی، درواقع ریشه‌های عمیق مذهبی مردم بود که مخصوصا در ایام خاصی از سال تبلور گسترده پیدا می‌کرد. نماز عیدفطر، ایام نمایش قدرت مذهبی آیت‌الله کاشانی بود. اجتماعاتی که در ایام محرم و یا صفر در منزل کاشانی تشکیل می‌شد و سخنرانیهای ایشان در این ایام، دولتهای وابسته را سخت درهم می‌کوبید و نهضت را اعتلا می‌بخشید. با سقوط دولت حکیمی دربار کوشش می‌کرد یکی دیگر از ایادی خود را که مورد توجه سیاست انگلیس نیز باشد به‌عنوان نخست‌وزیر به ملت تحمیل‌کند و بدین‌ترتیب عبدالحسین‌ هژیر، وزیر دارایی قوام، برای این سمت معین شد. هژیر کسی نبود که بتواند نظر مردم را به سوی خود جلب کند و در این میان مانع اصلی آیت‌الله کاشانی بود. حتی خود شاه نیز به هژیر گفته بود که لازمه این کار جلب رضایت کاشانی است؛ زیرا آیت‌الله کاشانی هروقت که در آزادی به سر می‌برد، با همه دولتهای پس از شهریور1320 مخالفت کرده و با اقدام به افشاگری و تشکیل اجتماعات و سخنرانیها هرطور شده آنها را ساقط می‌کرد و این‌بار نوبت به هژیر رسیده بود. هژیر سرانجام موفق شد با آیت‌الله کاشانی ملاقات کند اما ایشان هژیر را به‌خاطر سرسپردگی وی به انگلیس و کمپانی نفت فاقد صلاحیت برای تشکیل دولت می‌دانست. بااین‌همه، منزل کاشانی در آن زمان به مرکز اجتماعات تبدیل شده بود و هژیر از آنجاکه خود را مورد حمایت قدرتهای خارجی می‌دانست و مجلس شورا نیز به او ابراز تمایل کرده‌بود، در مصاحبه مطبوعاتی‌‌اش پس از ملاقات با آیت‌الله کاشانی سعی‌کرد با عبارت‌پردازی به‌نوعی بر مخالفت ایشان با خود سرپوش‌گذارد.[viii] اما این تلاش او فایده‌ای نداشت و مبارزه از حالت اعتراض به تهاجم تغییر شکل داد. ماموران با اقدام به تهدید و ارعاب سعی داشتند مردم را به سکوت وادارند. روزی که قرار بود هژیر کابینه خود را به مجلس معرفی کند، جمع کثیری از مردم در مقابل منزل آیت‌الله کاشانی اجتماع کرده و به طرف مجلس به حرکت درآمدند که به واقعه بیست‌وهفتم خرداد منجرگردید. فدائیان اسلام از قبل با آیت‌الله کاشانی همراهی داشتند. در این روز، عده‌ای از مبارزان مسلمان نیز «مجمع مسلمانان مجاهد» را تشکیل دادند. مردم در راهپیمایی خود، پیشاپیش صفوف قرآن بزرگی را با پرچم سبزرنگ حمل می‌کردند و شعار «نصرمن‌الله و فتح قریب و انا فتحنا لک فتحا مبینا» سر می‌دادند. در بین راه گروه‌گروه مردم به صفوف راهپیمایان می‌پیوستند و جمعیت فریاد می‌زد: «مجاهدین راه دین، خوش آمدید، خوش آمدید.» زمانی‌که راهپیمایان به نزدیکی سرچشمه و مدرسه سپهسالار (مدرسه شهید مطهری امروز) رسیدند، ناگهان صدای شلیک گلوله برخاست و جمعیت همچون طوماری درهم پیچیده شد. در اثر زدوخورد میان ماموران و مردم، عده‌ای مجروح و عده‌ای نیز کشته شدند؛ اما هژیر سرانجام از مجلس رای اعتماد گرفت.

نماز عیدفطر با برگزاری یک تظاهرات باشکوه و روحانی همراه شد. جنبش عمومی ملت برای مبارزه با استعمار و ایادی ناپاک او و استیفای حقوق ملت از شرکت نفت انگلیس رونق بیشتری به نماز عید داد. در آن سال آیت‌الله کاشانی شبها در چندین جلسه و مسجد در اجتماعات شرکت می‌کرد و افراد برای کار جمعی آماده می‌شدند. درواقع هر شب ماه رمضان یک تظاهرات صورت می‌گرفت. حضور آیت‌الله کاشانی در محلات مختلف تهران، مردم را برای شرکت در بزرگترین اجتماع مذهبی روز عیدفطر آماده می‌ساخت. عده‌ای از ائمه جماعات مساجد نیز اعلام کردند که در مراسم نماز شرکت خواهند کرد. در صبح روز عیدفطر سال1368.ق (1327.ش) دسته‌دسته مردم از هر طبقه و هر صنف به سوی منزل آیت‌الله روان بودند و هر لحظه بر حجم شرکت‌کنندگان در مراسم اضافه می‌شد. بسیاری از مسلمانان که آرزوی برگزاری یک تظاهرات عالی و نمایش باشکوه مذهبی را در مقابل اجتماعات و تظاهرات حزب توده و امثال آن در دل می‌پروراندند، در این اجتماع عظیم اسلامی شرکت نمودند؛ به‌طوری‌که از همان ساعت هشت صبح همه‌جا مملو از جمعیت بود. مردم با شعار الله‌اکبر حرکت دسته‌جمعی خود را به مقصد صحرای دولاب که قبلا آماده گردیده بود، آغاز کردند. عده‌ای از جوانان با بازوبند پرچم ایران، به‌عنوان مامور انتظامی جمعیت را همراهی می‌کردند. ماموران امنیتی در آن روز هیچ‌گونه ممانعتی به عمل نیاوردند و در تمام طول راه ــ از پامنار تا صحرای دولاب که محل برگزاری نماز بود ــ یک راهپیمایی باشکوه علیه دولت برگزار شد. این اجتماع تا آن تاریخ بی‌نظیر بود. به گزارش روزنامه‌های آن زمان، عظمت این اجتماع به‌حدی بود که حتی روزنامه اطلاعات که ارگان دولت بود نتوانست از گزارش این اجتماع و برگزاری نماز باشکوه عیدفطر به امامت آیت‌الله کاشانی خودداری کند. پس از اقامه نماز، آیت‌الله کاشانی برای قرائت ادعیه مخصوص به منبر رفت. ایشان پس از قرائت دعاهای وارده، ضمن سخنرانی مختصری و تحت عنوان دعا، از دولت هژیر و استعمار انگلیس شدیدا انتقاد کرده و اعلام نمود ملت مسلمان ایران تا قطع کامل ایادی استعمار و استیفای حقیقی و جدی حقوق ملت ایران از شرکت غاصب نفت جنوب به مبارزه سرسختانه خود ادامه داده و در راه تحقق‌بخشیدن به این اهداف مقدس ملی و مذهبی از هیچ‌گونه فداکاری خودداری نخواهد کرد.[ix] در تاریخ ایران برای اولین‌بار بود که در یک اجتماع بزرگ مذهبی، مساله‌ای سیاسی با آن ابعاد مطرح می‌‌شد و عداوت مردم را آشکارا به سوی انگلیس، شرکت غاصب نفت، هیات حاکمه و به‌‌ویژه حکومت هژیر ــ که از لحاظ مذهبی هم مورد اتهام بود ــ جلب می‌کرد. دعاهای کاشانی متوجه انتقاد شدید از یک حکومت و هیات حاکمه وابسته و فاسد بود؛ لذا وقتی‌که آن جمعیت انبوه دولت هژیر را محکوم نموده و بر ادامه مبارزه اصرار کرد، طبعا مخالفان دولت در مخالفتشان تشویق و موافقان و عمال استعمار و ایادی شرکت نفت تااندازه‌ای مرعوب گردیدند. خبرگزاریهای خارجی عکس و خبر این رویداد را به سراسر جهان مخابره کردند و از یک حادثه عظیم مذهبی به رهبری آیت‌الله کاشانی که استیفای حقوق ملت را از نفت جنوب قاطعانه طلب می‌نماید یاد نمودند. نظیر این اجتماع عظیم اسلامی بارها به دعوت آیت‌الله کاشانی تکرار شد و هر بار با شکلی گسترده‌تر خواسته‌های ملت مطرح می‌گردید. بنابراین درواقع قبل از آن‌که مجلس شکل بگیرد، مردم شعار ملی‌کردن را در اجتماعات مردمی مطرح کرده بودند. اما در بعدازظهر جمعه پانزدهم بهمن1327 وقایعی رخ داد، به‌این‌صورت‌که در مقابل دانشکده حقوق دانشگاه تهران. ناصرفخرایی که گفته می‌شد خبرنگار روزنامه پرچم اسلام است، چند گلوله به سوی شاه شلیک کرد این تیراندازی، البته موثر واقع نشد اما پس از آن، آیت‌الله کاشانی که چند روز قبل اعلامیه شدیداللحنی را علیه انگلیس، شرکت نفت و دولتهای دست‌نشانده آنان در ایران صادر کرده و مردم را به یک مبارزه همگانی دعوت نموده بود، در معرض اتهام قرار گرفت یا به‌عبارتی عواقب این تیراندازی در درجه اول متوجه آیت‌الله کاشانی شد. در نیمه‌شب همان روز منزل ایشان محاصره و وی با ضرب و شتم دستگیر و به قلعه فلک‌الافلاک در خرم‌آباد و از آنجا نیز به لبنان تبعید گردید.[x]

از مبارزه با استعمار انگلیس تا مقابله با استبداد پهلوی

پس از تبعید آیت‌الله کاشانی و غیرقانونی‌اعلام‌شدن حزب توده، مساله نفت در راستای تحکیم نیروی استعماری جلوه می‌کرد. دولت ساعد قرارداد گس ــ گلشائیان را به مجلس پانزدهم تسلیم کرد. بسیاری از مخالفان مرعوب شده بودند. مجلس پانزدهم درصدد بود در محیط خفقان حکومت نظامی، تبعید کاشانی و غیرقانونی‌شدن حزب توده، قرارداد گس ــ گلشائیان را تصویب کند. مدت زیادی به عمر مجلس باقی نمانده بود. شتاب برای تصویب قرارداد زیاد بود، اما با وجود اصرار دربار و دولت ساعد، اقلیت آن‌ روز مجلس (مکی، بقایی، حائری‌زاده، رحیمیان، آزاد) به پشتیبانی افکار عمومی و با نطقهای مفصل وقت مجلس را گرفتند و مانع از تصویب قرارداد شدند. آنان با این اقدامشان درواقع کاری تاریخی انجام دادند. سرانجام مجلس پانزدهم در نیمه‌شب ششم مرداد1328 بدون اخذ نتیجه‌ای درخصوص قرارداد پایان یافت و بدین‌سان تصمیم‌گیری درباره قرارداد به مجلس شانزدهم موکول شد. در همین زمان هیات حاکمه از فرصت پیش‌آمده استفاده کرد و با تشکیل مجلس موسسان در شرایط حکومت نظامی اختیارات شاه را افزایش داد تا به‌اصطلاح دموکراسی تکمیل شود(!) و شاه بتواند مجلس شورا را در صورت لزوم منحل نماید.

در جریان انتخابات مجلس شانزدهم هیات حاکمه تلاش می‌کرد مجلسی شکل گیرد که قرارداد گس ــ گلشائیان را بدون مقاومت تصویب کند. در مقابل، اقلیت دوره پانزدهم که مانع تصویب شده بودند، از اعتبار زیادی برخوردار بودند و مخصوصا آیت‌الله کاشانی نیز علیرغم آن‌که در تبعید بود، از همانجا مردم را به حمایت از این اقلیت دعوت می‌کرد. این گروه اقلیت، از مصدق نیز که برای مدتی از سیاست دور بود درخواست کردند تا به صحنه بیاید. در آن‌ موقع صندوقهای رای در مسجد سپهسالار (مسجد شهید مطهری امروز) دایر شده بود و هیات حاکمه قصد داشت نتیجه آراء را به نفع خود تغییر دهد. لذا دولت به بهانه برگزاری مراسم سوگواری محرم، مسجد را در اختیار گرفت و هژیر که در آن زمان وزیر دربار بود، کارگردانی اصلی را برعهده داشت که در همین زمان به‌ وسیله سیدحسین امامی به قتل رسید. قتل هژیر توسط فدائیان اسلام هیات حاکمه را سخت متزلزل ساخته و مجبور نمود تا نتیجه انتخابات را باطل اعلام کند.  در انتخابات مجدد، مصدق، بقایی، مکی، شایگان، آزاد، صالح و نریمان که عضو جبهه ملی بودند و آیت‌الله کاشانی نیز نسبت به انتخاب آنها تاکید نموده بود، از تهران انتخاب شدند. نام آیت‌الله کاشانی نیز در حالی‌که در تبعید به سر می‌برد، جزو منتخبین بود. حوادث پیش‌آمده پس از قتل هژیر، سقوط دولت ساعد، انتخاب جبهه ملی در انتخابات مجدد و نیز اعتراضات عمومی باعث شد که منصور طی تلگرافی بازگشت آیت‌الله کاشانی را بلامانع اعلام کند[xi] و ایشان سرانجام در بیستم خرداد1329 پس از یکسال‌ونیم تبعید با یک استقبال تاریخی به تهران وارد شد. این استقبال تا آن تاریخ در ایران بی‌سابقه بود.[xii] آیت‌الله کاشانی پس از بازگشت، در تمام مصاحبه‌ها از نفت و از استیفای حقوق تضییع‌‌شده ملت سخن می‌گفت و منزل او همواره مرکز تجمع خبرنگاران متعدد بود.[xiii] خبرنگاران تحت تاثیر بیانات کاشانی به علی منصور، نخست‌وزیر وقت، فشار می‌آوردند تا تصمیم خود را درخصوص نفت اعلام کند اما منصور هیچ نظر روشن و قاطعی ابراز نمی‌کرد و البته نمی‌توانست هم ابراز کند. کم‌کم شایعاتی مربوط به آمدن یک حکومت نظامی که قاطع عمل کند در تهران پیچیده شد. در چنین شرایطی بود که استعفای منصور رسما اعلام شد و سپهبد رزم‌آرا از ریاست ستاد ارتش به نخست‌وزیری منتقل گردید. او ظرف دوازده ساعت دولتش را به شاه معرفی کرد و منتظر معرفی به مجلس و کسب رای اعتماد بود. این تحول درواقع بیشتر به یک کودتا می‌مانست و همه مردم و مجامع کشور را مبهوت کرده بود. آیت‌الله کاشانی نظر به سوابقی که از رزم‌آرا در ذهن داشت، مخالفت با دولت او را آغاز کرد. درواقع باید گفت مجلس شانزدهم از پرسروصداترین ادوار قانونگذاری ایران به شمار می‌رود؛ چراکه گروههای مختلف با طرز تفکر متفاوت در این مجلس جمع شده بودند و هر مساله‌ای که طرح می‌شد، تشنجات زیادی را دامن می‌زد. البته آیت‌الله کاشانی شخصا در مجلس حاضر نمی‌شد و نظرات خودش را از طریق ابلاغ پیام به مجلس ارائه می‌داد. وی در سخنان خود رزم‌آرا را عامل بیگانه معرفی می‌کرد و مردم را به مقابله با دولت او فرامی‌خواند. بازار تهران تعطیل شد و هزاران نفر در بهارستان اجتماع کردند تا از ورود رزم‌آرا به مجلس جلوگیری نمایند. دکتر مصدق اعلامیه آیت‌الله کاشانی را بدین شرح در مجلس قرائت کرد: «به تبعیت از افکار عامه مسلمین ناچارم مخالفت شدید و قطعی خود را با حکومتی که برخلاف افکار عمومی و به کمک بیگانگان و تحریک و تثبیت آنان می‌خواهد زمام امور را در دست بگیرد اظهار کنم و عموم مردم را برای مقاومت در مقابل این بلای عظیم که جامعه اسلامیت و ایرانیت را به فنای عاجل رهسپار خواهد کرد، دعوت می‌نمایم. والسلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته. سیدابوالقاسم کاشانی.»

از مبارزه با استعمار انگلیس تا مقابله با استبداد پهلوی

به‌محض تمام‌شدن قرائت اعلامیه، رزم‌آرا در آستانه جلسه عمومی مجلس ظاهر شد، درحالی‌که یک برگ از همان اعلامیه را در دست داشت. وی با سر به مجلس تعظیم کرد و خواست وارد جلسه شود که نمایندگان اقلیت فریاد برآوردند: «برو بیرون برای چه آمدید؟ ملت ایران زیر بار دیکتاتوری نمی‌رود..»

قوای انتظامی با توسل به خشونت مردم حاضر در بهارستان را متفرق می‌کردند. در جلسه هشتم دی‌ماه1329 که به دعوت آیت‌الله کاشانی تشکیل شده بود، ملی‌کردن صنعت نفت در تمام کشور به صورت یک خواسته عمومی در قطعنامه آورده شد. رزم‌آرا علاوه‌بر برخورداری از اقتدار نظامی، به‌عنوان شخصی تحصیل‌کرده و متخصص در زمینه جغرافیای نظامی توانسته بود به سرعت پله‌های ترقی را در ارتش طی کند. با این همه، جبهه ملی دولت او را شبه‌کودتا نامید و همه تصور می‌کردند وی به‌زودی مجلس را منحل خواهد کرد. درواقع او توانسته بود هم نظر امریکا و انگلیس و هم نظر شوروی را به زمامداری خود جلب کند و گویا این کشورها در آن شرایط به‌طورضمنی بر سر ظهور یک دولت دیکتاتور در ایران به توافق رسیده بودند؛ چنان‌که زندانیان سیاسی (سران حزب توده) در زمان رزم‌آرا و درواقع با تمایل او از زندان قصر فرار کردند و بعضا به شوروی رفتند. این مساله درواقع از جلب حمایت شوروی برای دولت رزم‌آرا حکایت می‌کند.

 از جانب مجلس شانزدهم لایحه گس ــ گلشائیان به کمیسیون نفت ارسال شد. ریاست این کمیسیون را دکتر مصدق برعهده داشت. سرانجام قرارداد از جانب کمیسیون رد شد و مجلس دولت رزم‌آرا را استیضاح کرد. آیت‌الله کاشانی طی بیانیه‌ای بر ملی‌شدن صنعت نفت پافشاری نمود و از مردم خواست تا رسیدن به نتیجه نهایی و تمکین طرفداران شرکت نفت همچنان بر خواسته خود تاکید کنند. سرانجام در سوم دی1329 طرحی با امضای یازده‌نفر از نمایندگان با این عبارت تقدیم مجلس گردید: «به نام سعادت ملت ایران و به منظور کمک به تامین صلح جهانی ما امضاءکنندگان ذیل پیشنهاد می‌نماییم که صنعت نفت در سراسر کشور بدون استثناء ملی اعلام شود؛ یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره‌برداری در دست دولت ایران قرار گیرد.» این طرح که می‌بایست در یک مجلس واقعی به اتفاق آراء تصویب گردد با کمبود امضاء مواجه شد؛ یعنی برای به جریان افتادن آن پانزده امضاء لازم بود اما فقط به امضای یازده نفر رسید. رزم‌آرا به دفاع از شرکت نفت پرداخت و گفت شما که نمی‌توانید یک کارخانه سیمان را اداره کنید چگونه می‌توانید صنعت نفت را در دست گیرید. او محرمانه با شرکت نفت انگلیس در تماس و مذاکره بود تا هم یک پیشنهاد بهتر و هم مبلغی به‌عنوان مساعده از جانب آنها دریافت کند. به همین خاطر وی موضوع پیشنهاد انگلیس را پنهان نگاه داشته بود تا در فرصت مناسب ارائه دهد؛ که البته مهلت نیافت؛ چون به وسیله گلوله خلیل طهماسبی، از فدائیان اسلام، به قتل رسید.[xiv] آیت‌الله کاشانی صریحا اعلام کرد که قاتل رزم‌آرا باید آزاد شود؛ زیرا این اقدام در راه خدمت به ملت و برادران مسلمانش انجام شده است؛ چراکه در حقیقت حکم اعدام رزم‌آرا را ملت صادر کرده و او مجری اراده ملت بوده‌است. قتل رزم‌آرا زنگ خطری بود برای نمایندگان وابسته به انگلیس در مجلس شانزدهم که مانع ملی‌شدن نفت بودند. فردای آن روز کمیسیون نفت به اتفاق آراء اصل ملی‌شدن نفت در سراسر کشور را تصویب کرد. در این زمان اقلیت دوره شانزدهم و شخص آیت‌الله کاشانی در راس قدرت قرار داشتند. محیط وحشت‌زایی برای هیات حاکمه پیش‌آمده بود؛ چراکه از ترس حضور مردم در اجتماعات هیچ‌یک از افراد هیات حاکمه جرات نمی‌کردند بدون موافقت آیت‌الله کاشانی سمت نخست‌وزیری را قبول کنند. شاه برای تسلط بر اوضاع اقدامات متعددی انجام داد اما فایده نداشت؛ زیرا حبس و تبعید مبارزان در شرایط پیش‌آمده ممکن نبود. مردم رزم‌آرا را شخصی می‌دانستند که سرسختانه با ملی‌کردن منابع نفت مخالف است و آن را عملی نمی‌داند. پس از قتل رزم‌آرا، بهای سهام شرکت نفت انگلیس کاهش یافت و لذا دریاداری انگلیس و انتلیجنت سرویس در اثر این حادثه میلیونها لیره متضرر شدند.[xv]

از مبارزه با استعمار انگلیس تا مقابله با استبداد پهلوی

در این هنگام محافل امریکایی در مقابل ایران نرمش نشان می‌دادند. شرکتهای نفت ایالات‌متحده با طمع و آز بسیار چشم به وضع ایران دوخته‌ بودند. روزنامه‌های مربوط به این شرکتها این بحث را مطرح می‌کردند که اگر ایران با شرکتهای امریکایی مذاکره کند، می‌تواند از هفتاددرصد سود خالص برخوردار شود و لذا از این تاریخ ‌نوعی تمایل به سوی امریکا در ایران شکل گرفت که هنوز حساسیت خاصی را به خود متوجه نکرده بود. مصاحبه‌های پی‌درپی آیت‌الله کاشانی راهی جز ملی‌شدن نفت را باقی نگذاشته بود و ملت هم یکپارچه همین خواسته را تکرار می‌کردند.[xvi]

روز بیست‌ونهم اسفند1329 در تاریخ معاصر ایران جای خاصی دارد؛ زیرا ملت ایران توانست پس از ده سال مبارزه پرخطر در مقابل یک امپراتوری عظیم استعماری تصمیم خود را به مرحله تصویب برساند. مردم در شرایطی بسیاری از موانع را پشت سر گذاشته و یا از میان برداشتند که از هرگونه امکانات تسلیحاتی و یا پشتیبانی بیگانه بی‌بهره بودند؛ ضمن‌آن‌که عوامل بیگانه در داخل به‌ پشتوانه قدرتشان، از دخالتهای خود دست برنمی‌داشتند. همه این مسائل در شرایطی بود که مردم آن دوره همچون امروز از توطئه بیگانگان اطلاع نداشتند، اما به آنها اعتماد‌به‌نفس داده شده‌بود که می‌توانند صنایع عظیم نفت را خود به دست بگیرند و اداره کنند و بیگانگان را از دخالتهای بیجا در شئون مختلف کشور بازدارند. در آن زمان انگلستان بیش از امروز قدرت داشت. هنوز بسیاری از سرزمینهای نزدیک ما مستعمره انگلیس بودند. در آن روز بخشهای وسیعی از افریقا را مستقیما انگلستان اداره می‌کرد و تعداد کشورهای مستقل کمتر از شصت کشور بود، درحالی‌که امروز تعداد کشورهای مستقل جهان به دویست کشور رسیده‌است.

پس از تصویب اصل ملی‌شدن نفت، اقدامات انگلستان به صور مختلف علیه کشور، ملت، مبارزان سرسخت و از جمله آیت‌الله کاشانی شروع شد؛ یعنی از سال1330 که نفت ملی‌ اعلام شد تا سال1333 که کنسرسیوم نفت با شرکت امریکا شکل گرفت، آنها تاسیسات نفتی را با به‌کارگیری تمام ابزار، وسایل، نفوذ و امکاناتشان به تعطیلی‌کشاندند.

از مبارزه با استعمار انگلیس تا مقابله با استبداد پهلوی

دولت انگلستان ابتدا ایران را مورد تهدید نظامی قرار داد. آنها کشتی‌های جنگی‌شان را به سواحل خلیج‌فارس روانه کردند اما در مقابل اعلام جهاد از سوی آیت‌الله کاشانی مجبور به عقب‌نشینی شده و اعلام کردند که وارد جنگ نخواهند شد و لذا به طرح شکایت علیه ایران در شورای امنیت و دیوان داوری لاهه متوسل شدند. اما از این لحاظ نیز به خاطر وحدت ملی که در آن تاریخ بی‌سابقه بود، نتوانستند یک تصمیم قضایی جدی‌ علیه ایران سامان دهند و تصمیم بدوی شورای امنیت در مقابل خواست عمومی بلااثر ماند. لذا دیوان داوری لاهه به‌ناچار با اتخاذ یک تصمیم عادلانه، رسیدگی به دعوی شرکت نفت انگلیس را در صلاحیت مراجع قضایی ایران دانست و این موفقیت بزرگی بود. علاوه‌براین، محاصره اقتصادی ایران نیز توطئه دیگری بود که با حضور ملت و کمکهای مردمی و انتشار اوراق قرضه ملی و فداکاری فردفرد ملت بلااثر گردید. اما دخالت امریکا با چهره‌ای انسانی و حمایت، وساطت و فریب‌دادن بعضی از سران نهضت و اعزام هیاتهای مختلف از سوی آنان باعث شد که مساله از صورت مبارزه با استعمار انگلیس به مراحل بغرنجی کشیده شود؛ به‌گونه‌ای‌که از سال1330 تا1332 دولت دکتر مصدق به دو دوره تقسیم شد: دوره اول که از اوایل سال1330 شروع و به بیست‌وششم تیر1331 ختم ‌شده و با استعفای او نخست‌وزیری به قوام‌السلطنه واگذار می‌شود اما آیت‌الله کاشانی ملت را فرا‌خواند و سپس قیام سی‌ام تیر که در تاریخ معاصر ما از جایگاه برجسته‌ای برخوردار است شکل گرفت. اما دوره دوم زمامداری مصدق به کودتای بیست‌وهشتم مرداد ختم می‌شود. دوره اول مالامال از پیروزیهای ملی بود و مردم و رهبران نهضت در یک صف سرسختانه مبارزه می‌کردند و همه توطئه‌های بیگانه با شکست مواجه شد. اما دوره دوم دولت مصدق به‌گونه‌ای رقم خورد که انتظاری جز آنچه در قالب کودتای بیست‌وهشتم مرداد رخ داد از آن نمی‌رود. پرداختن به تمامی مسائل مربوط در اینجا میسر نیست و لذا صرفا به شرح ماجرای ملی‌شدن نفت اکتفا گردید. در پایان، طرح اجرای ملی‌شدن نفت که در نه ماده تصویب شد تا دولت مصدق آن را به اجرا گذارد، برای آگاهی بیشتر ذکر می‌شود:

«ماده اول ــ به منظور ترتیب اجرای قانون بیست‌وچهارم و بیست‌ونهم اسفند سال1329 راجع به ملی‌شدن صنعت نفت در سراسر کشور هیات مختلطی مرکب از پنج نفر از نمایندگان مجلس سنا و پنج نفر از نمایندگان مجلس شورای ملی به انتخاب هریک از مجلسین و وزیر دارایی یا قائم‌مقام او تشکیل می‌شود.

ماده دوم ــ دولت مکلف است با نظارت هیات مختلط بلافاصله از شرکت سابق نفت انگلیس و ایران خلع ید کند و چنانچه شرکت برای تحویل فوری به عذر وجود ادعایی بر دولت متعذر شود دولت می‌تواند تا میزان بیست‌وپنج درصد از عایدات جاری نفت را پس از وضع مخارج بهره‌برداری برای تامین بدهی احتمالی شرکت در بانک ملی ایران یا بانک فی‌الطرفین دیگر ودیعه گذارد.

ماده سوم ــ دولت مکلف است با نظارت هیات مختلط به مطالبات و دعاوی حقه دولت و همچنین به دعاوی حقه شرکت رسیدگی نموده نظریات خود را به مجلس گزارش دهد که پس از تصویب مجلس به موقع به اجرا درآید.

ماده چهارم ــ چون از تاریخ بیست‌ونهم اسفند که ملی‌شدن صنعت نفت به تصویب مجلس سنا نیز رسیده‌است کلیه درآمد نفت و محصولات نفتی حق مسلم ملت ایران است، دولت مکلف است با نظارت هیات مختلط به حساب شرکت رسیدگی کند و نیز هیات مختلط باید از تاریخ اجرای این قانون تا تشکیل هیات عامل در امور بهره‌برداری دقیقا نظارت نماید.

ماده پنجم ــ هیات مختلط باید هرچه زودتر اساسنامه شرکت ملی نفت را که در آن هیات عامل و هیات نظارت از متخصصین پیش‌بینی شده باشد تهیه و برای تصویب به مجلس پیشنهاد کند.

 ماده ششم ــ برای تبدیل تدریجی متخصصین خارجی به متخصصین ایرانی، هیات مختلط مکلف است آیین‌نامه فرستادن عده‌ای مشخص به طریق مسابقه در هر سال برای فراگرفتن رشته‌های مختلف معلومات و تجربیات مربوط به صنایع نفت به کشورهای خارج را تدوین و پس از تصویب هیات وزیران به وسیله وزارت فرهنگ به موقع اجرا گذارد. مخارج تحصیل این محصلین از عواید نفت پرداخت خواهد شد.

ماده هفتم ــ کلیه خریداران محصولات معادن اشتراکی از شرکت نفت هر مقدار نفتی را که از اول سال مسیحی1948 تا تاریخ بیست‌ونهم اسفند1329 از آن شرکت سالیانه خریداری کرده‌اند، می‌توانند از این به بعد هم به نرخ عادلانه بین‌المللی همان مقدار را سالیانه خریداری نماید و برای مازاد آن مقادیر در صورت تساوی شرایط در خرید حق تقدم خواهند داشت.

ماده هشتم ــ‌ کلیه پیشنهادات هیات مختلط که برای تصویب مجلس تهیه و تقدیم مجلس می‌گردد، به کمیسیون نفت ارجاع خواهد شد.<

[ منبع این خبر سایت مشرق نیوز-پربازدیدها می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «از مبارزه با استعمار انگلیس تا مقابله با استبداد پهلوی» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت مشرق نیوز-پربازدیدها منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات