از آغاز باید که دانی درست

اگر کسی بر ایران بتازد ،هر ایرانی برای خود رستمی است ،یلی است ،بر فراز بام هاشان هر کدام، سیمرغی دارند پر از 'پر ' خودآگاهی و هر کس دست دوستی داد،برای آنان زمین ،سرای صلح و زیست اجتماعی است.
این خرد ایرانی است که هم حماسه دارد و هم صلح ،انچانکه فردوسی از هم درخواست کرده است که 'کنون خیز تا سوی ایران شویم، به یاری به نزد دلیران شویم ' و این جغرافیای خرد مردم ایران است.
اگر چه منظومه حماسی نباید در زمان و مکان محدود باشد ، اما برای فردوسی ایران ،یکپارچگی سیاسی و یکپارچگی جغرافیایی است و تنها سرزمینی است که هویت همه اقوام در آن به رسمیت شناخته می شود.
اما فردوسی پیش از جغرافیایی سرزمینی ، به ستایش خداوند و خرد می پردازد و در آغاز شاهنامه خویش با شناخت شناسی اعلام می کند که به واسطه همین خرد ورزی ،خداوند که فروزنده ماه و مهر است از نام و نشان و گمان برترست.
فردوسی خردورزی را پاس جان می داند که ˈ خرد گر سخن برگزیند همی ˈ ، ˈ همان را گزیند که بیند همیˈ و خرد در نگاه نخست ،پدیدار شناسی فردوسی بر پایه نگرش درست به هستی است.
فردوسی ،پهلوانی و نام آوری را نیز در خرد ورزی می داند چه این که حتی در شخیصت پردازی نیز وزنه زور بازو را در کنار خرد می سنجد که، ˈ یکی پهلوان بود دهقان نژاد ˈ ، ˈ دلیر و بزرگ و خردمند و رادˈ.
در وصف خرد، فردوسی معتقد است که،ˈخرد بهتر از هر چه ایزد بداد ˈ ، ˈ ستایش خرد را به از راه دادˈ ، ˈ خرد رهنمای و خرد دلگشای ˈ،ˈخرد دست گیرد به هر دو سرایˈ ،ˈ نخست آفرینش خرد را شناس ˈ،ˈنگهبان جانست و آن سه پاسˈ.
فردوسی تمام قد، برای خلق حماسه ای بزرگ و سترگ ایستاده است تا ایران را خاستگاه حماسه ای خردمندانه کند.
فردوسی ، شاهنامه راˈ نامه گردان خرد ˈ می داند، پهلوانانی یل که پنچه در پنجه دشمن افکندند تا ایران ،سرزمین حماسه باقی بماند و خرد برای پهلوانان هوشیاری است کهˈ خرد تیره و مرد روشن روانˈ.
شاهنامه ،متن گزارشی فاخرانه از نبرد پاسبان ایران زمین با اهریمن است، آنچنان که اگر تنی باشد، بایستی فدای نام ایران زمین باشد.
فردوسی ،بدون شک شیعه مذهب بود و دلبستگی اش به میراث قومی و فرهنگی ایران کهن، مانع از ارادت خالصانه او به خاندان پیامبر(ص) و تعظیم تشیع نشد.
شاهنامه، مجموعه تاریخ و فرهنگ اقوام ایرانی است که همه وجوه زندگی، اعتقادات، باورها و دستاوردهای فکری، دینی، اخلاقی و اجتماعی آنان را در خود جای داده است.
شاهنامه فردوسی حدود 60هزار بیت شعر دارد و بزرگترین حماسه ملی ایران است و این کتاب غیر از حماسه ای بودن دارای پندها ، نصیحت ها ، اخلاق و ادب بوده است، چرا که فردوسی زنده کننده زبان و هویت ملی ایرانی است.
فردوسی، قالب مثنوی و بحر متقارب را برای نظم داستان های تراژیک شاهنامه برگزیده و به دلیل آگاهی و علاقه به واژه های فارسی از لغت عربی در آن استفاده نکرد.
اتفاق و رخدادهای شاهنامه پس از ستایش پروردگار و وصف خرد و مدح و مداحت پیامبر(ص) و ائمه اطهار (ع) روایت کننده پادشاهی کیومرث تا یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی است.
رییس بنیاد نیشابور و ویراستار شاهنامه فردوسی می گوید:این که برخی رخدادهای شاهنامه فردوسی را اسطوره می دانند اشتباه است، چرا که اسطوره را اروپاییان پدید آورده اند و اسطوره به منزله دورغ است،مانند دوران پهلوی که تاریخ ایران را از دوران پادشاهی کورش می دانستند و این همانی فرضیه ای بود که اسرائیل و آمریکا به دنبال آن بودند تا قدمت تاریخ ایران از ار پادشاهی کورش نشان دهند.
ˈفریدون جنیدی ˈ در گفت وگو با ایرنا در شهرکرد افزود:رخدادهای دورن شاهنامه فردوسی حقیقی بوده اند و اژدهایی که در فردوسی در شاهنامه از آن یاد می کند همان کوه های آتشفشان هستند و تمامی رخدادهای شاهنامه بیانگر خدادهای ایران باستان است و در دوره باستان چهار دوره سرما و پدیده های یخبندان بوجود می آید.
وی،با رد اظهارهای نظرهایی که شاهنامه فردوسی را به دربار محمود غزنوی نسبت می دهند،گفت:برخی از بیت های شاهنامه را شاعران درباری وارد این کتاب کرده اند تا نام محمود غزنوی به واسطه این گنجینیه ایران زمین ، بزرگ جلوه دهند.
جنیدی گفت:فردوسی هیچ کاری به محمود غزنوی نداشت،به همین دلیل است که در تاریخ بیهقی نام تمام کسانی که مدح محمود را گفته اند آمده است،ولی هیچ نامی از فردوسی نیست.
وایشگر کتاب شاهنامه فردوسی گفت:فردوسی در سال 400 هجری کار شاهنامه را به اتمام رساند و همه ایرانیان آگاهند که کار سرایش شاهنامه 30 سال به طول انجامید، پس سال شروع شاهنامه 370 هجری است و در این سال محمود غزنوی 10 سال بیشتر نداشته پس چطور می توانسته مشوق فردوسی باشد.
مدیر گروه ادبیات دایرةالمعارف بزرگ اسلامی گفت: فردوسی برای زنده نگهداشتن زبان پارسی ، سخنگوی مردم ایران بود.
دکتر اصغر دادبه در شهرکرد افزود: در شاهنامه سه ضلع مثلث زبان و ادب ملی ،تاریخ ملی و اساطیری و حکمت ایرانی دیده می شود.
وی با بازخوانی تاریخ ایران گفت:هویت ملی ایرانی در سده چهارم هجری شکل گرفت و از آن زمان در فرهنگ ایرانی جریان پیدا کرد و این که استاد غلامحسین زرین کوب درباره دو قرن سکوت نوشته است به منزله این است که در قرن اول و دوم زبان و ادبیات ملی انسجام نیافته بود.
دادبه افزود: هویت ملی مانند مثلثی است که ضلع نخستین آن زبان و ادب ملی، ضلع دوم آن تاریخ و اساطیر ملی و ضلع سوم آن حکمت و فلسفه ملی است که جایگاه دین نیز در همین ضلع سوم است.
وی اظهار کرد: بزرگی فردوسی نیز به این خاطر است که سخنگوی ملت ایران در جریان بازسازی هویتی خویش در این سده بود.
دادبه گفت: اهمیت شاهنامه در این است که هر سه ضلع این مثلث هویتی را بازسازی کرد و بدین ترتیب هویت ملی بازسازی شده ایرانی به صورتهای مختلف به جریان درآمد.
وی اظهار کرد: روی دیگر این دو قرن، فریاد است چون جریان انتقال فرهنگ ایران به اسلام که دکتر محمد محمدی ملایری در کتاب معظم تاریخ فرهنگ ایران به نیکی آن را تشریح کرده است در این دو قرن رخ داد.
مدیر گروه ادبیات دائرةالمعارف بزرگ اسلامی افزود:در سده چهارم هویت ملی ایرانی شکل گرفت، زیرا مثلث هویت ایرانی در این قرن تکمیل شد و فردوسی، ابوریحان بیرونی، ابن سینا، رودکی و همه بنیانگذاران فرهنگ ایرانی در این سده زیست داشتند و زبان فارسی در این سده اثبات شد.
به گزارش ایرنا،بیست و پنجم اردی بهشت یادآور شهیر مرد سرزمین پارسی گوی ایران است که همواره پارسی زبانان از او سایش می کنند.
گزارش از محمود رییسی
2097

انتهای پیام /*

[ منبع این خبر سایت ایرنا-فرهنگی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «از آغاز باید که دانی درست» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ایرنا-فرهنگی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات