امنیت خلیج‌فارس از طریق گفتگوهای فراگیر منطقه‌ای حاصل می‌شود

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل- بنفشه اسماعیلی: خلیج فارس آبراهی استراتژیک است که حجم بالایی از منازعات را به خود دیده است. اختلافات قومی - مذهبی و تاریخی، در کنار درگیری‌های مرزی و سوء تفاهمات سیاسی از جمله عوامل واگرایی در این منطقه بوده است. از طرف دیگر موقعیت راهبردی این منطقه سبب شده تا توجه دولت‌های استعماری به این منطقه جلب شود که عمده ترین دلیل ناامنی و بی‌ثباتی در خلیج فارس به شمار می‌رود.

جایگاه انرژی خلیج فارس نیز موقعیت ممتازی به آن می‌بخشد که در مجموع شامل؛ ۱/۵۹ درصد از کل ذخایر ثابت شده نفت و ۴۰ درصد از کل ذخایر ثابت شده گاز است. خلیج فارس همچنین به شکل تقریبی ۴۱ درصد مصارف نفتی جهان را تامین می‌کند و روزانه نیمی از این نفت مصرفی از تنگه راهبردی هرمز عبور می‌کند. لذا خلیج فارس منزلت ژئوپلتیک بالایی کسب می‌نماید که در موازنه قدرت جهانی بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

به همین دلیل انگلستان و سپس ایالات متحده آمریکا به این منطقه توجه خاصی داشته و دخالت این بازیگران فرامنطقه‌ای باعث گسترش مناقشات امنیتی در خلیج فارس شده است. این در حالی است گه ایران معتقد است امنیت خلیج فارس مربوط به کشورهای این منطقه است که دارای منافع مشترک هستند. بنابراین امنیت منطقه خلیج فارس باید بوسیله کشورهای همین منطقه تأمین شود. در این راستا خبرنگار مهر گفتگویی با «مینا سینگ روی» محقق ارشد آسیای غربی و خاورمیانه انجام داده است که در ادامه از نظر می گذرد.

«مینا سینگ روی» محقق ارشد آسیای غربی و خاورمیانه در موسسه مطالعات دفاعی و تحلیلی دهلی نو و همچنین محقق ارشد گروه مطالعات آفریقا در دانشگاه دهلی هند است. آخرین کتاب وی نیز با نام «روندهای در حال ظهور در غرب آسیا: مفاهیم منطقه ای و جهانی» در سال ۲۰۱۴ به چاپ رسیده است.

*رویکرد هند به نظم امنیتی خلیج فارس چگونه است؟

این منطقه شاهد شکسته شدن مرزها و نظم قدیمی در عین حال شکل گیری نظم جدید است که می توان آن را به صورت دو الگوی مجزا تعریف و بررسی کرد.

در پیوست با الگوی اول می توان گفت که نظم قدیم آسیای غربی متاثر از پارامترهایی نظیر پیمان های نظامی، پویایی قدرت و هم چنین نادیده گرفتن چالش های اقتصادی و اجتماعی است که قرارگیری این سه عنصر در کنار هم در مجموع یک ناهماهنگی را شکل داده که به سبب آن ما اکنون شاهد شکسته شدن این نظم در آسیای غربی هستیم.

اما در دومین الگو و در بیان نظم جدید که درحال شکل گیری در منطقه است، عناصر بسیاری دخیل اند که از جمله آنها می توان به تغییر در رویکرد سیاست خارجی آمریکا در قبال منطقه، نقش قوی و پررنگ روسیه در حفظ منافع و سرمایه گذاری خویش، افزایش تاثیرگذاری و قدرت ایران در منطقه، تاثیر نامطلوب حضور ترکیه در ماجرای سوریه و رویکرد منطقه ای آن، سیاست های منطقه ای عربستان سعودی، افزایش مشارکت کشورهای آسیایی اشاره  کرد.

این دو الگو در واقع مشخص می کنند که چه گزینه های راهبردی وجود دارد که می توانند گزینه روبه ترقی و مناسب برای پیشرفت در وضعیت فعلی شوند که از آن میان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. ایالات متحده آمریکا به عنوان یک تامین کننده امنیت؛

۲. چارچوب امنیتی منطقه ای به همراه بازیگران منطقه ای بیشتر؛

۳. مشارکت های منطقه ای سازنده بر اساس تعامل ها و همکاری های سیاسی و اقتصادی (به صورت فراگیر).

اما در این میان آنچه می تواند به عنوان گزینه موفقیت برای رسیدن به این هدف مطرح شود، گفتگوهای فراگیر درحوزه نظم منطقه ای است که در واقع می توان گفت برای رسیدن به نظم در منطقه باید گفتگوهایی داشته باشیم که با رویکرد نظم منطقه ای باشد و سطح وسیع تری از مخاطبان کشورها را دربربگیرد.

علاوه بر این گفتگوی امنیتی منطقه باید بر اساس واقعیت های ژئوپلیتیکی باشد و اینکه نباید تنها در سطح منطقه صورت بگیرد بلکه باید فراگیر باشد و کل منطقه را پوشش دهد.

 این فراگیری باید به صورت منطقه ای درک شود و همچنین با هدف سود و منعفت آسیای غربی و توسط این منطقه انجام شود. همچنین باید با تمرکز این حوزه بر مشارکت های سیاسی و اقتصادی و اعمال فشار بر بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای در این راستا صورت بگیرد. الگوی این مشارکت ها و تعاملات نیز باید توسط سازمان های منطقه ای ارائه شود.

*سیاست هند در خصوص نفوذ کشورهایی چون چین در منطقه چیست؟

هند سیاست خارجی مستقل خودش را نسبت به منطقه دارد که براساس مزایا و منافع ملی این کشور است. دهلی، پکن را به عنوان یک تهدید یا چالش در منطقه نمی بیند. در واقع می توان گفت که شاید آسیای غربی منطقه ای باشد که چین و هند هر دو در آن منافع مشترکی داشته باشند و این منطقه ای نیست که برای دو کشور مشکل ساز باشد از این رو هرگونه بی ثباتی به نفع هند و چین نیست و خیلی مهم تر از این ها هم هندی‌ها و هم چینی‌ها در این منطقه هم کار می کنند و هم زندگی. بنابراین تامین امنیت نیروی کار از اهمیت بالاتری برای دهلی و پکن بر خوردار است.

گذشته از این افزایش نیروهای افراطی مثل داعش نیز فشار بیشتری را برای دو کشور آورده است و بنابراین نیاز به همکاری بیشتر با شرکای آسیایی از جمله چین است.

در اصل منفعت مشترکی که در خلیج فارس برای چین، هند، ژاپن و کره وجود دارد، باعث دعوت به همکاری مشترک بین کشورهای آسیایی می گردد.

*بریتانیا بعد از سال ۱۹۷۱ که از منطقه خلیج فارس خارج شد، بار دیگر مستقیما وارد منطقه شد و در بحرین پایگاه نظامی احداث کرده است. همچنین ترکیه نیز قصد احداث پایگاه نظامی در قطر را دارد. هند این روندها را چگونه ارزیابی می کند؟

موضع هند نسبت به پایگاه نظامی کاملا روشن است هند مخالف مداخله نظامی است و در واقع سیاست هند مبنی بر ساخت مشارکت های توسعه محور است. دهلی نو با افزایش همکاری های دفاعی و امنیتی موافق است. اما هیچ وقت موافق این نبوده که وارد حوزه های دیگری شود. همانطور که پیش تر گفتم هرگونه پاسخی که بر اساس مداخله نظامی باشد نمی تواند پاسخ درستی برای حل مشکل امنیتی این منطقه باشد.

دراصل می توان گفت که مداخله نظامی راه حل مشکلات منطقه نیست و منطقه باید در جست و جوی راهکارهایی باشد که با حمایت جوامع بین المللی و در نهادهای بین المللی است.

*سیاست انرژی هند در خلیج فارس چگونه است؟

انرژی مهم ترین عنصر سازنده سیاست خارجی هند نسبت به این منطقه است. هند برای برآورده کردن نیازهای انرژی خودش یک سیاست چند جانبه  را در پیش گرفته تا بتواند به آن دست پیدا کند.

[ منبع این خبر سایت مهر-بین الملل می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «امنیت خلیج‌فارس از طریق گفتگوهای فراگیر منطقه‌ای حاصل می‌شود» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت مهر-بین الملل منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات