خوش خويي درس امام براي ابروهاي گره خورده

ادامه يادداشت به اين شرح است: امامي، به عظمت و شكوه حسين (ع) فقط براي يك نصف روز ماموريت نداشت، حتي اگر عاشورا باشد.
عاشورا، قله بود براي ديده شدن، براي خط قرمز كشيدن بر باطلي به نام يزيد و يزيديسم اما امامت حضرت حسين، فصل بلندي است كه همه زندگي را در بر مي گيرد مدام براي انسان، براي تعالي او، هندسه توليد مي كند و راه نشان مي دهد.
مدام حديث مي گويد و چراغ جان برمي افروزد.
پس او را بايد مدلي الهي براي همه زندگي دانست كه نه فقط در نيم روز عاشورا كه در همه لحظات حيات نوراني خويش امام و اسوه زندگي و آفتابي است بي غروب كه در همه پهنه حيات مي شود و بايد از ايشان الگو گرفت.
كلام روشن امام چراغي است هماره در پرتو افشاني كه چشم ها را به روشنايي مي كشد.
رفتار امام كه تصديق عملي آن احاديث است نيز همانند چشمه اي است زلال و جاري كه عطش از لب باور مردم مي زدايد.
پس پي آب، بايد به سمت چشمه رفت و به دنبال روشني، ديده بر انوار آفتاب گشود و زندگي خويش را چونان باغي در پرتو آفتاب و در معرض عبور آب قرار داد، تا گل ها بشكفند و درختان، كه همان ساعات عمر ما هستند به بار بنشينند.
آن وقت از هم افزايي حلاوت ميوه اين درختان، زندگي ما، جلوه اي از بهشت خواهد شد و از هم افزايي زندگي هاي بهشتي و آدم هاي بهشتي، جامعه به عطر فردوس، شكوهي صد چندان خواهد يافت...
امام حسين(ع) در مواقف مختلف به تبيين هندسه انسان مومن مي پردازند و زواياي شخصيتي او را روشن مي كنند، بايستگي هاي اخلاقي و رفتاري او را باز مي گويند و « نابايستگي هايي » كه او بايد از آن جان سبك كند را هم برمي شمارند.
و حاصل عملي بيان اين بايستگي ها و نابايستگي ها، مي شود انسان مومن، كه «بزرگوار» است، از آن رو كه «گفتارش با عملش يكي است» و اين خود پرهيز مي دهد انسان را كه گفتارش چيزي باشد و رفتارش چيز ديگر، پرهيز مي دهد از سبكي از زندگي، كه انسان را مخاطب اين آيه قرآن قرار مي دهد كه « لم تقولون ما لا تفعلون ».
بله انسان مومن، گفتارش را، رفتارش امضا مي كند.
كسي كه چنين باشد، كلامش، حرمت دارد و حرمت افزا هم مي شود چه اين كلام امام حسين(ع) را به خاطر مي آورد كه، چيزي كه از ارزش تان كم كند، بر زبان جاري نكنيد.
پس مومن زبان را حريم باني مي كند و « عن اللغو معرضون » را سرلوحه زندگي قرار مي دهد.
از لغو كه زبان در كام كشيد، سخن كه جز به زيبايي نگفت، خلق خوش هم شكل مي گيرد تا خود را در آينه كلام « اباعبدا... » ببيند كه « خوش خويي عبادت است و سكوت زينت » پس مومن هم به زينت سكوت آراسته مي شود و هم به عبادت خوش خلقي، تعالي مي يابد و به مقام شيعه مي رسد كه « دلش از هر گونه خيانت و نيرنگ و مكري پاك است » يعني دل دارد پيراسته از همه آلودگي ها و زينت يافته به همه بايستگي ها و خوبي ها.
لذاست كه در كلام نوراني امام حسين(ع) مي خوانيم « كسي كه ما را دوست بدارد از ما اهل بيت است » و اين يعني كه خوبي ها را دوست مي دارد و خود آنچه دوست دارد را به عمل درمي آورد و به كردار و عمل خوب خود را با اهل بيت گره مي زند.
چنان كه جناب سلمان فارسي با رفتار و كردارش به مقام « منا اهل البيت » رسيد و اين خود درسي است تا بفهماندمان كه محبت اگر از بستر زبان به گستره عمل راه نيابد ما را به اهل بيت (ع) گره نخواهد زد كه باز تاريخ اسلام خود مي گويد كه خويشاوندان نسبي بسيار نزديك، از عموي پيامبر(ص) تا فرزند امام(ع)، چون به رفتار خويشاوند اهل بيت نشدند، خويشاوندي خوني شان هم به تبت يدا ابي لهب گرفتار شد.
پس به رفتار بايد خويشاوند شد نبوت را، ولايت را، امامت را، امام حسين(ع) را....
3215/ 6054

انتهای پیام /*

[ منبع این خبر سایت ایرنا-فرهنگی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «خوش خويي درس امام براي ابروهاي گره خورده» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ایرنا-فرهنگی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات